اینکه پرویز ثابتی، مرد محوری سازمان مخوف ساواک در این برنامه چه گفت و چه ادعاهای مضحکی را مطرح کرد، بحثی است که در جای دیگر به آن پرداخته شده و در حوصله این مقال نیست اما اینکه رسانهای با مختصات صدای آمریکا، آنتن خود را در اختیار کسی قرار داده که مطابق تمام معیارهای اخلاقی و انسانی و حقوق بشری، جنایتکار محسوب میشود، حتما نکتهای قابل بحث است.
به بهانه این مساله سراغ دکتر سیدرضا نقیبالسادات رفتیم تا در خصوص عملکرد حرفهای و ساختار تشکیلاتی صدای آمریکا با وی گفتوگو کنیم.ماحصل این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
مدیریت شبکه صدای آمریکا VOA چگونه است و هزینههای آن از چه طریقی تامین میشود؟ آیا میتوان این شبکه را مستقل از دولت آمریکا تحلیل کرد؟
صدای آمریکا یک نظام اطلاعرسانی وابسته به دستگاه حکومتی آمریکاست که بودجه خود را از بودجههای مورد تصویب دولت آمریکا تامین میکند و به عبارت دیگر، صدای آمریکا بلندگوی دولت آمریکاست. هدف از این تامین بودجه و اعتبارات، حمایت رسانهای از دولت آمریکا و ارزشهای سرمایهداری است و تهاجم به نظام و ارزشهای نظامهایی که آمریکا را به عنوان ارباب خویش قبول ندارند و معتقد به سرمایهداری نیستند، هست بنابراین در هر کجای دنیا که حرکت و جنبشی برای تخریب، تضعیف و معارضه با نظام سرمایهداری و دفاع از ارزشهای انسانی شکل بگیرد، این دستگاه رسانهای در جهت نابودی آن حرکت میکند.
با توجه به صحبتهای شما و اینکه صدای آمریکا از سوی دولت آمریکا برای مبارزه با نظامهای اصیل مردمی و دفاع از نظام سرمایهداری شکل گرفته است، آیا شبکه صدای آمریکا میتواند ادعای بیطرفی داشته باشد؟
توجه داشته باشید که هیچ رسانه و دستگاه اطلاعرسانیای نمیتواند نسبت به ارزشهای فضایی که در آن کار میکند، بیطرف باشد. صدای آمریکا هم با توجه به اینکه در نظام سرمایهداری آمریکا قرار دارد و از سوی دولت آمریکا تامین مالی میشود، نمیتواند ادعای بیطرفی داشته باشد. اصولاً ادعای بیطرفی از سوی صدای آمریکا توهّمی بیش نیست. شما میبینید که آنها در برنامههای خود با افراد و ملتهای گوناگون شوخی میکنند و دست به نقد آنها میزنند، اما آیا صدای آمریکا از زمان تاسیس خود تاکنون، حتی یک بار توانسته است نظام سرمایهداری آمریکا و ارزشهای مبتنی بر آن را نقد کند؟ محال است که شما حتی یک سطر در رسانههای غربی پیدا کنید که آنها دولت آمریکا و نظام سرمایهداری را نقد کنند.
پس دلیل اینکه این شبکه تلویزیون ماهوارهای و اعمتر از آن تمام رسانههای غربی داعیهدار بیطرفی هستند، چیست؟
به هر حال بیطرفی و مردمی بودن شعار بسیار زیبایی است که از سوی همه رسانهها برای جلب توجه و جذب مخاطبان از همه مناطق دنیا سر داده میشود. همانطور که شما گفتید، این فقط یک ادعاست. خود صاحبنظران غربی همانند شیلر، هملینگ، ماتلار و آدورنو و... میگویند که بیطرفی و آزادی در رسانههای غربی اسطوره و توهّمی بیش نیست. همچنین اصل تعدد و کثرت رسانهها نیز یک اسطوره است.
همه رسانههای غربی از یک نظام پیروی میکنند و آن نظام سرمایهداری است؛ اصلی که رسانههای غربی مورد توجه قرار میدهند، اثبات عملی بخشی از ادعا برای پذیرش کلی مدعاست.
رسانههای غربی در بخشهایی از اخبارشان، خبرهایی که منافع آنها را به خطر نیندازد، پوشش میدهند و همین را نشانهای برای بیطرفی خود و به اصطلاح مشت نمونه خروار میدانند. ولی همانطور که قبلاً هم گفته شد، آیا شما رسانهای در غرب پیدا کردهاید که مبانی و ارزشهای نظام سرمایهداری را به چالش بکشد و رویکردی انتقادی داشته باشد؟ آنها پوششدهنده اخباری هستند که منافعشان را تامین میکند.
شما شاهدید همواره اخباری که خطری را متوجه نظام سرمایهداری بکند، سانسور یا تحریف میشود. به عنوان مثال راهپیمایی 22 بهمن را ـ که مردم با حضور میلیونی و درخشان خود نشان دادند که حامی نظام اسلامی و پاسدار ارزشهای انقلاب اسلامی هستند به اینگونه پوشش دادند که فقط دهها هزار نفر و آن هم کودکان و خانوادههای افراد نظامی در آن شرکت داشتهاند و به پخش صحنههای بریده بریده از راهپیمایی دست زدند.
یا در ماجرای جنبش وال استریت، بازنماییهایشان از شرکتکنندگان آن، این است که آنها مشتی غارتگر، فرصتطلب و اوباش هستند؛ در حالی که آنها کسانی هستند که به دنبال احقاق حقوق خویش و آزادیاند. در ثانی، سرکوب آنها توسط نیروهای امنیتی و پلیس سانسور میشود. باید توجه داشت کارشناسانی که از آنها به عنوان بیطرف و کارشناس استفاده میشود، در واقع مزدوران نظام سرمایهداری هستند که تمامی تلاش خود را برای دفاع از نظام سرمایهداری به کار میبندند.
مشخصاً صدای آمریکا و هر رسانهای که در غرب فعالیت میکند، مبلغ ارزشهایی است که بتواند منافع آنها را نیز تامین کند، زیرا رسانهای که بخواهد نظام سرمایهداری را به چالش بکشد، اصولا اجازه فعالیت پیدا نمیکند
صدای آمریکا به عنوان بلندگوی نظام سرمایهداری آمریکا، مبلّغ چه ارزشهایی است؟
مشخصاً صدای آمریکا و هر رسانهای که در غرب فعالیت میکند، مبلغ ارزشهایی است که بتواند منافع آنها را نیز تامین کند، زیرا رسانهای که بخواهد نظام سرمایهداری را به چالش بکشد، اصولا اجازه فعالیت پیدا نمیکند.
رسانههایی اجازه فعالیت دارند که نظام سرمایهداری را تداوم ببخشند. البته همه رسانهها به دنبال تامین منافع نظام ارزشی خویش هستند و ارزشهای همان جامعه را تبلیغ میکنند ولی تفاوت فعالیت ما با آنها این است که نظام رسانهای در جمهوری اسلامی ایران برخاسته از اسلام و خون شهداست و نظام ارزشی آنها برخاسته از نظام سرمایهداری و ماکیاولیستی است.
رسانههای غربی و بویژه صدای آمریکا به چه شکل از تبلیغات سیاسی و از چه تکنیکهایی برای پروپاگاندا در برنامههای خود استفاده میکنند؟
همه رسانهها از حداقل تبلیغات سیاسی و تکنیکهای آن برای پروپاگاندا استفاده میکنند و هیچ رسانهای نیست که از آن استفاده نکند ولی آنچه مورد توجه است، این است که این تکنیکها در رسانههای غربی برجستهتر است و بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد.
استفاده از معتقدات قبلی، برانگیختن احساسات، استفاده از ارزشها برای اثرگذاری در نگرشها، اغراق و بزرگنمایی، تکرار، بمباران اطلاعاتی برای عدم تامل و تفکر و... اصولی هستند که از سوی رسانههای غربی برای پروپاگاندا بشدت و مکرراً به کار میرود.
تکنیکهای جنگ روانی، جنگ نرم، شستشوی مغزی، ایجاد القای یاس و ناامیدی، استفاده از فساد و فحشا و مواردی از این قبیل که البته زیرپوستی و غیرمستقیم به مخاطب تزریق میشود، از جمله تکنیکهایی است که رسانههای غربی همانند صدای آمریکا از آن استفاده میکنند.
رواج شایعه و کذب، پاره حقیقت گویی، سانسور و القای ابهام از جمله نمونههایی است که بخصوص در مورد جامعه ایران استفاده میشود. باید توجه داشت اینها فقط مختص به اخبار نیست و در فیلمها، سریالها و حتی تیزرهای تبلیغات بازرگانی نیز از آن استفاده میکنند.
دامنه نفوذ برنامههای صدای آمریکا در مورد جامعه ایران چگونه بوده است؟
دقیقاً در این مورد خبری ندارم و این نیازمند تحقیقات جدی در نهادها و مراکز علمی و دانشگاهی ماست. در دنیا ی امروز که عصر اطلاعات و ارتباطات است، دیگر مخاطب ما منفعل برخورد نمیکند بلکه بسیار فعال و جستجوگر است و همین بیصداقتی و دروغگویی و فعالیت جانبدارانه رسانههای غربی و از جمله صدای آمریکا موجب رویگردانی مردم از برنامههای آنان شده است.
تحقیقات نشان میدهد مردم کشورهای غربی در زمان کوتاهی که رسانهای مانند پرستیوی فعالیت خود را آغاز کرده است، جذب آن شدهاند و دلیل آن را صداقتی میدانند که در رسانهای همچون پرستیوی وجود دارد.
فارغ از بحث ارزشی که در مورد پوشش خبری و برنامههای صدای آمریکا وجود دارد، در مورد فعالیت حرفهای آنها چه نقدهایی وارد است؟
صدای آمریکا از نظر امکانات فنی، بسیار قوی است و دلیل این امر نیز حمایت و تامین مالی بیحد و حصری است که دولت آمریکا از آن میکند و همهگونه امکاناتی را در اختیار این شبکه قرار میدهد. ولی آنچه مهم است و موجب جلب توجه و جذب مخاطبان به برنامهها و اخبارهایشان میشود، دقت، صحت و صداقتی است که آنها دارند. هرچه این صحت و صداقت در برنامههای آنان کاهش یابد، میزان اعتبار و اعتماد به آنها از سوی مخاطبان کاهش مییابد و این موجب کشیده شدنشان به سوی رسانههای جایگزین و بیطرف میشود.
به نظرم، فعالیت جانبدارانه، بیصداقتی و صحت نداشتن گفتار و رفتارشان برخلاف شعارهایشان، غیرواقعی بودن یافتههای اطلاعاتی آنان، برنامههای شعاری و سطحی و استفاده از کارشناسان وابسته به دستگاههای اطلاعاتی غرب از جمله ایراداتی است که میشود به صدای آمریکا وارد دانست.
چه راهکارهایی برای مبارزه و خنثی کردن توطئهها و برنامههای آنان پیشنهاد میکنید؟
اگر رسانههای داخلی از جمله صداوسیما چند اقدام را سرلوحه کار خویش قرار بدهند، میتوانند اقدامات رسانههای وابسته غربی را خنثی سازند. گر چه از چند سال گذشته تاکنون نیز صداوسیما اقدامات مثبتی داشته و تا حدی توانسته است برنامههای آنان را بیاثر کند.
اگر صداوسیما اطلاعرسانی سریع و همراه با دقت را جزء اصول کار خود قرار دهد، قطعا میتواند اثر شبکههایی مانند صدای آمریکا و بی.بی.سی را خنثی سازد، زیرا اطلاعرسانی سریع موجب میشود نیاز خبری مخاطبان از رسانههای جایگزین تامین نشود و از سوی دیگر، ابتکار عمل در اختیار ما باشد حتی اگر اطلاعات ما کامل هم نباشد، میتوانیم مخاطبان را به ارائه اطلاعات تکمیلی در بخشهای خبری بعدی دعوت کنیم.
رسانههای ما باید فرصت خبردهی از سوی رسانههای وابسته غربی را از آنها سلب کنند و به اصطلاح این فرصت را بسوزانند. از سوی دیگر، آموزش سواد رسانهای از جمله ضرورتهایی است که میتوان به وسیله آن، مردم را در برابر تهاجم خبری و شبیخون فرهنگی غرب محفوظ داشت تا آنها سره را ناسره تشخیص دهند و قدرت تحلیل و تامل صحیح داشته باشند.
محمدابراهیم ترقینژاد - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم