در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرونده برای محاکمه پیش من آمده بود، طبق معمول وقت تعیین شد و شاکی و متهم پرونده در دادگاه حاضر شدند. زن جوان گریه میکرد و میگفت از رفتارهای شوهرش خسته شده و آنقدر از دست او کتکخورده که دیگر حاضر نیست این وضعیت را تحمل کند و با اینکه شوهرش را دوست دارد، اما قصد جدایی دارد.
این زن میگفت: هرچه شوهرم میگوید انجام میدهم و او را اذیت نمیکنم، اما شوهرم مرد بداخلاقی است، سر هر موضوع بیخودی من را اذیت میکند و کتکم میزند. حتی وقتی از دیگران عصبانی است من را کتک میزند و این کارهایش خستهام کرده است. من نمیخواستم از او شکایت کنم، اما دیگر چارهای ندارم؛ چون شوهرم به حرف بزرگترها هم گوش نمیکند و هر کاری که خودش دوست دارد انجام میدهد، هر چه خانوادهاش میگویند این کار درست نیست و زنت را کتک نزدن توجهی نمیکند و کار خودش را میکند. او قلدر محل است و نوچه هم دارد، به همین خاطر آنقدر احساس قدرت میکند و من را کتک میزند.
زن جوان مدعی بود که شوهرش چند بار این کار را کرده و شکایت و تنبیه علیه او فایدهای ندارد.
البته من پیش از این هم متوجه ماجرا شده بودم، چون مرد میانسال سابقه هم داشت که همگی در مورد ضرب و جرح همسرش بود.
نوبت به مرد که رسید گفتم در برابر اتهام ضرب و جرح عمدی همسرت از خود دفاع کن. او اتهام را قبول کرد و گفت که از کارش پشیمان نیست و هر وقت همسرش او را عصبانی کند یا به حرفش گوش نکند، او را کتک خواهد زد.
او میگفت: زنی که حرف گوش نکند باید کتکش زد، من هم این کار را میکنم و اصلا هم ناراحت نیستم، اگر هم می خواهید من را به زندان بیندازید، حبسش را میکشم.
مرد میانسال که خیلی هم قلدری میکرد چند بار به خاطر ضرب و جرح همسرش بازداشت شده بود، اما با رضایت زنش بیرون آمده بود. من متوجه شدم چند باری که این مرد توانسته از همسرش رضایت بگیرد باعث تجری او شده و فکر کرده هر بار عصبانی شد میتواند زنش را کتک بزند و بعد هم از او رضایت بگیرد؛ بنابراین زندانی کردن او نمیتوانست بازدارنده باشد، ضمن اینکه من متوجه شدم او مرد مغروری است و نمیخواهد همسرش را به عنوان یک انسان به رسمیت بشناسد و بداند که باید با او درست رفتار کند، تصمیم گرفتم غرور این مرد را بشکنم تا متوجه شود باید به حقوق دیگران احترام بگذارد. به همین خاطر این مرد را به پرداخت دیه و زندان محکوم کردم؛ اما این مجازات از نظر من برای متهم کافی و بازدارنده نبود، نیاز بود تا غرور متهم شکسته شود و بداند حق ندارد همسرش را کتک بزند. بنابراین تصمیم گرفتم او را به شستن همه ظرفهای کثیف خانه به مدت یک ماه محکوم کنم. وقتی این حکم ابلاغ شد مرد میانسال پیش من آمد و گفت که چرا این کار را کردی، مگر من زنم که با من چنین رفتاری میکنی اگر من در خانه ظرف بشویم زنم دیگر به حرفهایم گوش نمیکند و از فردا همه در شهر من را مسخره میکنند.
او تا حدودی درست میگفت، در شهرستانهای کوچک حفظ غرور مرد خیلی مهم است و برخی مردان فکر میکنند نسبت به زنان برتری دارند، به همین خاطر انجام کارهای خانه که معمولا زنها انجام میدهند برای مردان افت دارد و یکجور تحقیر محسوب میشود و مردم در مورد آن مرد صحبت میکنند.این رای در دادگاه تجدید نظر هم تایید شد و مرد میانسال مجبور شد علاوه بر گذراندن دوران حبسش به مدت یک ماه هر روز صبح و ظهر و شب ظرفهای کثیف را بشوید.
حتی وقتی برای او مهمان آمده بود او مجبور شده بود جلوی مهمانها ظرفهای کثیف خانهاش را بشوید. این مجازات باعث شد تا او بداند باید به همسرش احترام بگذارد و قدر او را بداند و دیگر روی او دست بلند نکند.
بعد از آن مرد میانسال حتی اگر عصبانی میشد و فریاد میزد به خود اجازه نمیداد که دست روی همسرش بلند کند.
چند ماه که از این حکم گذشت زن جوان به دیدن من آمد و به خاطر حکمی که دادم تشکر کرد و گفت: شوهرم دیگر من را کتک نمیزند و حتی اگر عصبانی شود خودش را کنترل میکند و دست روی من بلند نمیکند.
مجازاتهای تطمینی یا تکمیلی از نظر من میتواند بازدارندگی بالایی داشته باشد؛ البته اگر با فرهنگ و شرایط محیط سازگاری داشته باشد، مثلا در مورد پرونده مورد بحث به خاطر اینکه شستن ظرف که کار کوچک و زنانهای محسوب میشود باعث میشد تا مرد بداند یکهتاز نیست و باید در برابر همسرش به زانو دربیاید موثر بود.
محمدرضا محمدی کشکولی
قاضی دادگاه کیفری استان تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: