منادی آموزه ملکوتی شرق

لیلی عشقی، نویسنده ایرانی مقیم پاریس در سال 1990 میلادی کتابی را با عنوان درخور تامل «زمانی غیر زمان‌ها» منتشر کرد که بارزترین ویژگی ساختاری آن، نگاه جدید و دیدگاه متمایز مولف نسبت به مساله انقلاب اسلامی است.
کد خبر: ۴۵۶۴۶۸

براساس آنچه از مطالعه دقیق این کتاب برمی‌آید، لیلی عشقی به مانند شماری دیگر از پژوهشگران انقلاب اسلامی، بر عدم تشابه انقلاب ایران با دیگر انقلاب‌ها پای می‌فشارد.

او خود در این باره چنین می‌گوید: این انقلاب، انقلاب‌ها را دچار انقلاب ساخت، این انقلاب نه شباهتی به قبلی‌ها داشت و نه شباهتی به بعدی‌ها...

متفکران این انقلاب‌ها هم از شناسایی آن به عنوان یک انقلاب ابا داشتند، زیرا این انقلاب ناهمگنی در میان ناهمگن‌ها بود و برای قدرت‌های بزرگ هم غیرقابل تحمل‌تر از انقلابات دیگر بود. انقلابی از هر نظر غیرقابل معرفی.»

خاص بودن انقلاب ایران از منظر لیلی عشقی سبب شد او رویکرد خاصی در پیش بگیرد تا یارای آن پیدا کند که پاسخی مناسب بر چگونگی و چرایی وقوع این انقلاب ویژه بیابد.

شیوه پیشنهادی او آن بود که در بررسی انقلاب اسلامی علاوه بر شرایط امکان عینی، باید شرایط امکان ذهنی را نیز بررسی کرد.

وی در این خصوص تلاش کرد تلفیقی از مفاهیم هستی‌شناسی غربی و تصورات شهودی شیعه ایجاد کند و دو حوزه مختلف عرفان شیعی و رویداد صرفا سیاسی را با هم درآمیزد.

در حقیقت، لیلی عشقی با نگاهی عارفانه و متاثر از عرفان شیعی در پی آن شد رمز انقلاب 57 را نه در ملک بلکه در ملکوت جستجو کند.

عشقی با استفاده از استعاره معروف حکیم اشراقی، سهروردی، از«قصه غربت غربی» سخن می‌گوید. جایی که‏ ایرانیان معتقد به دور ماندن از حقیقت شرقی خویش هستند، غرب و شرقی که به هیچ روی‏ معنای جغرافیایی آن مراد نمی‏شود، بلکه منظور از غرب، غربت انسان از حقیقت آسمانی و حقیقی خویش است. حقیقتی که در آن انسان، بعد آسمانی خویش را اندرون تمناهای غربی‏ (مادی) خویش نهان ساخته است، اما فردی از شرق برمی‌خیزد و نام امام به خود می‏گیرد که منادی آموزه ملکوتی شرق و برآمده از فرهنگ عرفانی شیعه است.

همزمان اقتباس از حوادث، شخصیت‌ها و نمادهای شیعی تقابل‏سازی تمثیلی (یزید و امام حسین) و شبیه‏سازی‏های تاریخی (همانند دانستن‏ حکومت اسلامی به حکومت امام علی(ع)، اطلاق عنوان امام به رهبری انقلاب، عاشورا دانستن‏ وضعیت انقلاب از نظر زمانی و کربلا فرض کردن تمامی صحنه‏های نبرد، مشابهت‏سازی‏ شهادت در خیابان‏های تهران با شهدای کربلا و...) صورت می‌گیرد. در نتیجه چون تشیع سیاسی است و بر اندیشه رویداد استوار است، بازسازی موجودیت یک ملت امکان‌پذیر می‌شود و در نتیجه انقلاب امکان بروز می‌یابد.

درواقع، برابر با باور عشقی انقلاب ایران تنها برآیند پیوند عوامل سه‌گانه بعد عرفانی تشیع، مذهب عامه (عشق به ائمه، رابطه با کربلا و...) و مساله موجودیت ملی است.

امیر نعمتی لیمائی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها