حمید علاقه عجیبی به اینجور چیزها دارد. منظورم فقط سنگ ماه تولد نیست. به هرکس میرسد اولین چیزی که میپرسد این است: «متولد چه ماهی هستی؟» میگوید ماه تولد آدمها خصوصیاتشان را نشان میدهد. به دیگران خصوصا در مورد ازدواجشان مشاوره میدهد که مثلا اگر مرد متولد آبان هستید با زن متولد خرداد ازدواج کنید خوب است. خودش هم دنبال یک دختر متولد ماه مهر میگردد. چون فکر میکند ماهها نمیتوانند دروغ بگویند و یک دختر متولد ماه مهر قطعا کسی است که در کنارش خوشبخت خواهد شد.
حمید برای هر مساله و موضوع پیش پاافتاده هم جوابی از پیش آماده دارد که از طالعبینی درمیآید. نهتنها سعی میکند مسائل خودش را در زندگی بر پایه آموزههای طالعبینی حل و فصل کند، بلکه به دیگران هم بر همین اساس توصیه میکند و مشاوره میدهد. مثلا همین خود من؛ چند وقت پیش بود که با او درباره نگرانیام از آزمونی که پیش رو دارم حرف میزدم، حوالهام داد به فال و کفبینی و تقدیر و سرنوشت.
حالا نشستهام پای رایانهام و دارم وبگردی میکنم که یاد حرفهای حمید میافتم. کلمه طالعبینی را که توی مستطیل جستجوی گوگل تایپ میکنم، گوگل میگوید در 27 صدم ثانیه، 14 میلیون و صدهزار صفحه فارسی درباره این موضوع پیدا کرده است.
صفحهها را یکییکی باز میکنم. توی یکیشان لینکی هست با این عنوان: «طالعبینی دانشجویی». کنجکاو میشوم که بدانم قضیه چیست و آیا ارتباطی دارد با آزمونی که پیش رو خواهم داشت؟ کلیک میکنم. انگار محتوای صفحه طالعبینی دانشجویی همان چیزی است که دنبالش بودم. وسط صفحه، زیر نام ماه تولدم نوشتهاند: «متولدین این ماه باید قبل از اینکه صبح زود ساعت ۱۲ از خواب بیدار شوند، توی رختخواب نرمش سنگین انجام داده، بعد 35 دقیقه خمیازه بکشند (کمتر از حد اعتیاد) و مجددا بخوابند. این کار را تا شب قبل از امتحان به مدت 6 ماه انجام دهید تا روز امتحان بدون استرس به سوالات پاسخ دهید. قبولی شما را آن هم با رتبه تکرقمی تضمین میکنیم.» احساس میکنم سرِکار هستم و کسی جایی در آن سوی این صفحه نشسته است و دارد به ریشم میخندد. صفحههای دیگر را نگاه میکنم که بیشتر از قضیه سر در بیاورم. در یکی از صفحهها، چیزهایی درباره مرد متولد ماهی که من در آن به دنیا آمدهام، نوشتهاند. با خواندن این صفحه میفهمم که: «مردی هستم با دوستان زیاد که از اقرار به نقطه ضعفهای خود منزجرم، حسود و سوءظنی نیستم، هارت و پورت و هیاهو دارم، در بیماری وسواسی هستم».
به خواندن ادامه میدهم: «مرد متولد این ماه ذاتا اجتماعی است! و به این دلیل اگر ورزشکار باشد، عضو بینظیری در بازیهای تیمی خواهد بود، او مقررات حاکم بر رفتار و وظایف گروهها را بخوبی درک میکند، برای هر یک از اطرافیان خویش ارزش قایل است، در حالی که فقط برای تعداد محدودی از کسانی که با ایشان برخورد میکند، ارزش خیلی خاص قایل است. اغلب مردان متولد این ماه خودخواه و مغرور هستند، اما دقت کنید که این نقص را به رخشان نکشید، زیرا به هیچ صورتی نمیتوانند انتقاد را تحمل کنند و این ضعف چنان در ایشان شدید است که اگر فرشتهای را که خود در نظر دیگران ساختهاند، بشکنیم، به کلی اعتماد به نفس خود را از دست میدهد».
2 متغیر وجود دارد که برگرایش افراد به اموری مثل طالعبینی مؤثر است: یکی میزان عقلانیت فرد و مهارت او در استفاده از تفکر عقلانی در برابر مسائل و مشکلات و دیگری میزان اعتماد به نفس فرد
عجب! پس من ذاتا اجتماعی هستم اما متأسفانه ورزشکار نشدم که عضو بینظیری در بازیهای تیمی از آب دربیایم. خودخواه و مغرور هستم و اگر دیگران سکه یک پولم کنند، به کلی اعتماد به نفسم را از دست خواهم داد!
بدبختانه صفحهای که باز کرده بودم، جایی برای نظر دادن نداشت، وگرنه زیر مطلب مربوط به مردان متولد آن ماه مینوشتم: «ببخشید مگر متولدین بقیه ماهها چه جوری رفتار میکنند؟ مثلا اگر برای هریک از اطرافیانشان ارزش قایل نیستند، در حالی که برای تعداد محدودی از کسانی که با آنها برخورد میکنند هم ارزش خیلی خاص قایل نیستند، پس چه جور آدمهایی هستند؟ برای چه کسانی ارزش قایلند؟ یا اصولا آیا آدم باید فقط در ماه خاصی متولد شده باشد که برای بعضیها ارزش قایل باشد و برای بعضی دیگر ارزش قایل نباشد یا کلا ارزش قایل شدن برای دیگران چه ربطی دارد به اینکه ما چه موقع متولد شدهایم؟»
چه چیزی در انتظار ماست؟
هزار بار نشستهام با حمید درباره اعتقادش به طالعبینی حرف زدهام. خواستهام از باور به خرافات منصرفش کنم، اما بیفایده است. هر بار کلی برایم مثال و شاهد میآورد که مثلا ندیدی در فلان مساله طالعبینی چینی درست میگفت یا در فلان جا طالعبینی هندی راه را درست نشان داد. به خاطر همین هم دیگر کاری به کار اعتقادها و باورهای حمید ندارم. شما هم اگر به طالعبینی و پیشگویی آینده و کفبینی و فال قهوه و از این جور چیزها اعتقاد دارید، به خودتان مربوط است.
اما میخواهم سوال دیگری از شما بپرسم. اگر واقعا به این دست باورها اعتقاد پیدا کنیم، اگر باور کنیم که سرنوشت و تقدیر ما از پیش تعیین شده و در گرو چیزهایی مثل ماه تولدمان است، چه چیزی در انتظارمان خواهد بود؟ این باور چه پیامدهایی برایمان خواهد داشت و چه تأثیری روی زندگیمان خواهد گذاشت؟
وقتی اعتقاد پیدا میکنیم که مثلا چون در ماه خاصی از سال متولد شدهایم، خصوصیت شخصیتی نامطلوبی مثل غرور و خودخواهی با ماست و این جزئی از سرنوشت و تقدیر ماست و قابل تغییر هم نیست، آیا دیگر تلاشی برای اصلاح خودمان و این ویژگی منفی شخصیتمان خواهیم کرد؟ آیا تلاشی به خرج خواهیم داد که این خصوصیت را تغییر دهیم و اگر فکر میکنیم که واقعا خودخواه و مغرور هستیم، سعی خواهیم کرد دست از خودخواهی برداریم و به دیگران هم اهمیت بدهیم؟
متأسفانه شما اینجا نیستند که من پاسختان را به این سوال بشنوم، اما اگر قرار باشد خودم بر اساس ویژگیهای کسی که به تقدیرگرایی و طالعبینی معتقد است به این پرسش جواب بدهم، پاسخم منفی خواهد بود. خواهم گفت نه، کسی که باور دارد سرنوشتش از پیش چنین مقدر شده که خودخواه و مغرور باشد، دلیلی نمیبیند که خودش را اصلاح کند. چون این خصوصیت را به عنوان جزئی از سرنوشتش پذیرفته و فکر میکند که به قول معروف سرنوشت را که نمیشود از سر نوشت. پس چارهای نیست جز اینکه بپذیرد آدمی است خودخواه و مغرور و دست خودش هم نیست، کاری نمیتواند بکند و چارهاندیشی هم در این مورد بیفایده است. مگر آدم میتواند از تقدیرش فرار کند؟
اگر طالعبینان به ما گفتند که سرنوشت تاریک و غمانگیزی در انتظار ماست، اگر روزی روزگاری زن جادوگری کف فنجان قهوهمان خواند که به زودی دچار بدبختی میشویم و به روز سیاه مینشینیم و گریزی هم از این بیچارگی نیست، اگر به حرفهای او که تقدیر ما را پیشبینی میکند، اعتقاد داشته باشیم، چه جایی برای تلاش و امید میماند؟ اگر بدانیم که سرنوشت ما تاریک است، چرا باید برای رسیدن به روشنی کوشش کنیم و به آینده امید داشته باشیم، مگر سرنوشت را میشود تغییر داد؟
شما هم اگر علاقه وافری به فال و کفبینی و طالعبینی دارید، این سؤالها را از خودتان بپرسید و دوباره به باورهایتان فکر کنید لطفا.
طالعبینی و زنان جوان
این روزها بازار فالگیرها و کفبینها داغ است. شغلهایی که خیلی هم شرافتمندانه نیستند و تا حالا با زندگی خیلی از آدمها بازی کردهاند، فقط به خاطر کاسبی بهتر و بیشتر. اما مقصر اصلی آنها نیستند. مقصران اصلی مشتریان سادهدلی هستند که دوست دارند از زبان آقا یا خانم جادوگر که فکر میکنند از سرنوشتشان باخبر است، حرفهای خوب بشنوند. آمار دقیقی که از مشتریان این بازار در دست نداریم، اما اینطور به نظر میرسد که بیشتر مشتریها زنان و خصوصا زنان جوان هستند.
چه چیزی باعث میشود که خانمهای جوان بیشتر به طالعبینی علاقه نشان دهند؟ این سؤال را از نسرین قوامی، جامعهشناس پژوهشگر مسائل زنان پرسیدم. در جوابم گفت: «میشود گفت 2 متغیر وجود دارد که بر گرایش افراد به اموری مثل طالعبینی مؤثر است: یکی میزان عقلانیت فرد و مهارت او در استفاده از تفکر عقلانی در برابر مسائل و مشکلات و دیگری میزان اعتماد به نفس فرد».
او در ادامه، این دو عامل را اینطور توضیح داد: «کسی که باور داشته باشد، موجودی متفکر است و میتواند از تفکر عقلانی برای مقابله با مشکلات و حل آنها استفاده کند و بر مشکلات چیره شود، طبیعتا کمتر به اموری مثل طالعبینی و تقدیرگرایی رو میآورد. تقدیرگرایی نقطه مقابل عقلباوری است و کسی که به قدرت تفکر عقلانی خودش باور ندارد، احتمال بیشتری دارد که طالعبینان و فالگیران رجوع کند. متغیر دوم اعتماد به نفس است. کسانی که از خودشان مطمئناند و میدانند توان مقابله با مشکلات پیش رو را دارند، کمتر به این فکر میافتند که برای حل مشکل یا تسکین روانی به طالعبینی پناه بیاورند. بر عکس افراد فاقد اعتماد به نفس برای آرامکردن روح و روانشان هم که شده ممکن است به فالگیر مراجعه کنند. اگر میبینیم زنان جوان بیشتر مشتری طالعبینان و فالگیران هستند، شاید به خاطر این باشد که آنها کمتر به قدرت تفکر عقلانی و منطقی خودشان ایمان دارند و از اعتماد به نفس کمتری در مواجهه با مشکلات، نسبت به مردان برخوردارند».
قوامی در آخر صحبتهایش تأکید میکند که «البته این حرف مطلقا به این معنی نیست که زنان نامعقولتر یا ناتوانتر از مردان هستند، بلکه مساله این است که امکان دارد برخی از آنها به نیرو و قدرت خودشان در حل مسائل و مشکلات پیش رو ایمان و اعتماد نداشته باشند و به همین دلیل به این نوع خرافات رو بیاورند».شما جزو کدام دسته از آدمها هستید؟ آیا به خودتان ایمان دارید؟ یا منتظرید جادوگران به کمکتان بیایند؟
سالار کاشانی
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
بازیکن تیم 98 در گفت و گو با جام جم آنلاین ؛