به بهانه پخش «حرفه ایتالیایی» از شبکه 4 سیما

تخت گاز روی پشت‌بام

در فیلم «حرفه ایتالیایی» که روز گذشته (14 بهمن ماه)‌ شاهد پخش آن از شبکه 4 سیما بودید گروهی سارق حرفه‌ای از لندن به شهر تورین می‌آیند تا نقشه بسیار ماهرانه‌ای مبنی بر دزدیدن 4 میلیون دلار شمش طلا را به اجرا بگذارند. آنها باید دوربین‌های ترافیک شهر را مختل کنند و سپس به 2 گروه تقسیم شوند.
کد خبر: ۴۵۵۸۰۷

یک گروه وظیفه سرقت و دیگری گمراه کردن پلیس را به عهده می‌گیرند. درنهایت با استفاده از 3 ماشین مینی کوپر از مهلکه می‌گریزند و خود را به اتوبوس امنی می‌رسانند که قرار است آنها را از مرز رد کند، اما این پایانی نیست که تصور می‌کنند...

درام جنایی ـ کمدی حرفه ایتالیایی یا کسب‌وکار ایتالیایی یک تریلر بسیار معمولی است که به ساده‌ترین و کودکانه‌ترین وجهی انجام کار بد و عواقبش را بازگو می‌کند و البته به دلیل داشتن صحنه‌های درخشان و فوق‌العاده جالب توجه رانندگی در تمام معابر و خیابان‌ها و حتی پشت بام‌های شهر تورین (به مدد استفاده از ماشین‌های خیلی کوچک موسوم به مینی کوپر) چشم‌نواز از کار درآمده و حالا بعد از گذشت بیش از 40 سال از زمان ساخت فیلم، به واسطه همین سکانس‌های مهیج قابل دیدن است، گرچه نقشه بی‌عیب و نقص دزدی و هوش بسیار بالا در طرح و پیاده کردن آن را نیز باید در نظر گرفت.

حرفه ایتالیایی گرچه دارای داستانک‌ها و حتی کاراکترهای کمدی است، اما بیشتر یک تریلر جنایی بوده که به نوعی مرجع فیلم‌های زیر مجموعه ژانر جنایی ـ پلیسی یعنی گونه کیپ فیکشن تبدیل شده بود. در فیلم‌هایی که انجام یک کار جنایی شامل سرقت و فرار یا درگیری با پلیس طی فرآیندهای حرفه‌ای و تفکر انجام بگیرد پای این زیرگونه به میان می‌آید و طبیعی است برای چفت و بست چنین داستان‌هایی دستمایه‌های کمیک بهترین راه حل است. روندی که در حرفه ایتالیایی تا حد اغراق وجود دارد و همین اغراق در عمده کاراکترها به چشم می‌خورد.

یک مقایسه ساده نسبت با ساخت و سازهای دهه 80 به این طرف ثابت می‌کند فیلم‌های اینچنینی برای جذاب‌تر شدن، بی‌دلیل داستانک‌ها یا کاراکترهای فرعی را برای کشته شدن وارد فیلم می‌کنند، اما در حرفه ایتالیایی اینچنین نیست.

در فیلم، پلیس مدام به دنبال چارلی و افرادش است، اما هوشمندی آنها بهترین سلاحشان برای خلاصی از دست پلیس است نه اسلحه نداشتن‌شان و این خود مورد قابل احترامی می‌تواند باشد.

یک نکته جالب توجه و تا حدی کنایه‌آمیز فیلم محل وقوع ماجراست. جایی که چارلی و گروهش از آنجا آمده‌اند کشوری است که تشکیلات گنگستری ندارد و عمده دزد‌ها خرده‌پا هستند. به قول چارلی از بس انگلیسی جماعت حقه‌باز و مهم‌تر از همه خسیس است، دزدان و جنایتکارانش نیز تنها هستند و همدست ندارند و گروه‌های بزرگ دزدی شکل نمی‌گیرد. حالا همین انگلیسی‌ها آمده‌اند و در مهد مافیا یعنی در ایتالیا و آن هم در تورین که بعد از سیسیل اصلی‌ترین شهرشان محسوب می‌شود، سفره دزدی آماده کرده‌اند. چارلی کروگر، گروهی را به دور خودش جمع کرده که از همه قماش در آن یافت می‌شود، از یک پروفسور کمی کم‌عقل تا یک نوجوان سر به هوا. اما همه افراد او کمی تا قسمتی جدای از وفاداری به او در کار خود نابغه نیز هستند. روند آماده‌سازی آنها برای اجرای نقشه‌شان دقیقا این میزان هوش و آمادگی‌شان را نشان می‌دهد و شاید همین تکیه بر هوش و اجرای نقشه هوشمندانه است که باعث شده حرفه ایتالیایی نماینده نسل خودش در ساخت فیلمی جنایی باشد که در آن کشتار و خونریزی (به‌رغم بار کمدی فیلم) وجود نداشته باشد.

شروع حرفه ایتالیایی و سکانس افتتاحیه برای یک فیلم جنایی ـ کمدی بسیار قابل است، اما در ادامه شلوغی‌های بی‌حد چنان بی‌نظمی غیرقابل کنترلی بر فیلم تحمیل می‌کند که ناگزیر تماشاگر دلزده می‌شود. شروع فیلم با صحنه ورود یک ماشین لامبورگینی به تونل بزرگ شهر تورین توأم است. ماشین از کنترل راننده خارج می‌شود و لامبورگینی تصادف کرده و منفجر می‌شود. دقایقی بعد حضور یک بولدوزر در محل حادثه به طور کلی مسیر را می‌بندد و همین وقایع که فورا به معرفی چارلی کروگر و سابقه‌اش وصل می‌شود نوید این مهم را می‌دهد که این صحنه‌سازی‌ها به ماجرایی بسیار بزرگ مربوط است. با این همه، حرفه ایتالیایی در پرداخت کاراکترها بسیار ناتوان است. گرچه حدود 20 دقیقه از فیلم بویژه سکانس‌های پایانی در ماشین‌های مینی کوپر و با کمترین دیالوگ سپری می‌شود و تماشاگر فقط صحنه‌های اکشن ماشین سواری را حتی در رودخانه و روی پشت بام و داخل تونل‌ها و مترو نیز می‌بیند، اما در معرفی کاراکترها و توانایی‌شان بسیار الکن است و فقط از نتیجه ماجرا، طریقه دزدی، اختلال در مرکز کنترل ترافیک تورین، ساخت موتورهای تقویت شده و بدنه مینی کوپرها ثابت می‌شود که کارشان خوب بوده و باهوش شمرده می‌شوند، اما شخصیت‌شان باعث هیچ درگیری فکری با تماشاگر نمی‌شود.

در این میان البته قضیه مایکل کین و بنی‌هیل فرق دارد. هر دو به واسطه نقش‌شان و مانند همیشه پرانرژی و صمیمی ظاهر شده‌اند، اما حرفه ایتالیایی به عنوان یک تریلر جنایی با مضامین کمدی از یک دوجین کاراکتر استفاده کرده که عمده آنها بی‌رنگ از آب درآمده‌اند و حضورشان این‌گونه باعث بی‌نظمی و سردرگمی شده است. به روایتی سهم مایکل کین و بنی‌هیل در مقام بازیگر و سهم فیلمبردار و تدوینگر پشت دوربین و اتاق مونتاژ بسیار از سهم کارگردان شغل ایتالیایی یعنی پیتر کالینسون بیشتر و پررنگ‌تر است. داگلاس اسلوکومبی در مقام مدیر فیلمبرداری بسیار خوب عمل کرده و توانسته صحنه‌های خارجی بویژه سکانس مهیج رانندگی را خلاق از کار دربیاورد. همچنین سکانس اختتامیه (اوج هیجان فیلم، جایی که اتوبوس در حال سقوط است) هم در نماهای خارجی و هم داخلی در اتوبوس قابل قبول و کارآمد خلق شده‌اند. جان ترامپر تدوینگر شغل ایتالیایی نیز گرچه برای سکانس‌های ابتدایی کار سختی در پیش نداشته، اما تدوین او برای صحنه‌های پرسرعت رانندگی در خیابان‌های تورین فوق‌العاده است.

حرفه ایتالیایی در زمان ساخت و اکران خود بسیار مورد توجه واقع شد. محبوبیت این فیلم باعث شد فیلم‌های مشابه تلویزیونی زیادی از داستانش اقتباس و ساخته شوند و همچنین در سال 2003 یک حرفه ایتالیایی هالیوودی نیز دوباره ساخته شد که فیلم چندان خوبی هم نبود. با این همه به حرفه ایتالیایی بعد از گذشت 42 سال از زمان ساختش به عنوان یک مرجع و رفرنس قابل قبول نگاه می‌شود؛ فیلمی در زیر گونه جنایی ـ پلیسی با مضامین کمیک که اول از هر چیز بر هوش و نبوغ افراد بزهکارش و پرهیزشان از خشونت تکیه می‌کند.

مهدی تهرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها