در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
براساس اندیشهها و تئوریهای سیاسی، گسست و فروپاشی اجتماعی و ایجاد فضای دو گانه میان ملتها و دولتها، به ایجاد فضای ناآرام و بحرانی در جوامع منجر میشود. جوامع زمانی میتوانند به صورت واحد و یکپارچه به حرکت در مسیر توسعه ادامه دهند که عوامل سیاسی، اقتصادی،فرهنگی و... در کنار یکدیگر پیوند میان اقشار مختلف جامعه و نیز جامعه با نظام حاکم را به همراه داشته باشند.
هر زمان این عناصر به درستی در کنار یکدیگر قرار نگیرند و به نوعی گسست در هر کدام از این عوامل ایجاد گردد، جامعه به سوی فروپاشی و در مواردی به فاصله گرفتن میان مردم و نظام حاکم سوق خواهد یافت.
نمود عینی این شرایط را امروز در جوامع غربی از جمله ایالات متحده آمریکا میتوان مشاهده کرد. ایالات متحده که از ایالات به هم پیوسته شکل گرفته و امپراطوری بزرگ جهانی را تشکیل داده است اما این روزها، دیگر اثری از شاخصههای وحدتگرا در آن مشاهده نمی شود و به تعبیر بسیاری از اندیشمندان سیاسی به سوی تکرار سرنوشت شوروی سابق که همان مسیر فروپاشی است، پیش میرود.
محور حرکتی این روند را در آغاز جنبشی به نام جنبش ضد وال استریت میتوان جست و جو کرد. جنبشی که ابتدا با هدف اقتصادی در 17 سپتامبر 2011 حرکت خود را در نیویورک آغاز کرد و به سرعت در سایر شهرها گسترش یافت. پلیس و نیروهای امنیتی 6500 نفر از حاضران در جنبش را بازداشت کرده اند اما این حرکت مردمی همچنان ادامه یافته و از مسیر باز نیایستاده است. خاستگاه و ریشه این جنبش چیست؟ و آینده آن به کدام سو پیش خواهد رفت.؟
وال استریت آغاز راه:
وال استریت نام خیابانی در محله منهتن نیویورک است که از نظر تاریخی، سیاسی و اقتصادی اهمیت خاصی دارد. جرج واشنگتن به عنوان اولین رئیس جمهور آمریکا در عمارت فدرال در خیابان وال استریت سوگند ریاست جمهوری یاد کرده و به نوعی ایالات متحده را بنا نهاد.
در حوزه اقتصادی نیز مراکز مهم اقتصادی و تجاری نظیر بازار بورس نیویورک، بورس «نزدک» بورس آمریکا، بورس تجاری نیویورک و میز بازرگانی نیویورک در این مکان قراردارد. در بعد تاریخی نیز کلیسای معروف «تیرلنیتی» در این خیابان قرار دارد.
در باب ریشه تاریخی نامگذاری این خیابان برخی براین عقیدهاند که نام آن برگرفته از کلمه آلمانی (dewaal straat) است و اکثریت نیز بر این عقیدهاند که این نام به دلیل واقع شدن در کنار دیوار شرقی در مرز شمالی «اقامتگاه تیوآمستردام» که دیواری محافظ در برابر تهاجم نظامیان انگلیس و یا بومیان آمریکایی بوده، بر این منطقه نهاده شده است.
بررسی سوابق خیابان وال استریت نشان می دهد که این منطقه از جهات سیاسی، اقتصادی، تاریخی،آرمانی و فرهنگی برای مردم آمریکا ویژگیهای خاصی دارد لذا آغازین حرکتهای مردمی در آنجا شکل گرفته است.
ریشههای جنبش وال استریت:
چنانکه در بعد نظری ذکر شد گسستهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و عدم تطابق شرایط موجود با دیدگاههای آرمانی به چالشهای اجتماعی و در نهایت دوری مردم از نظام حاکم منجر میشود. بررسی تحولات سالهای اخیر آمریکا زنجیرهای از این تحولات را آشکار میسازد از جمله:
-حذف اصل برابری اجتماعی و ایجاد طبقه مرفه و ثروتمند معدود در برابر طیف گستردهای از جامعه فقیر و ناتوان جامعه که به قول مردم آمریکا یک درصد در برابر 99 درصد هستند.
-حذف ایده اجتماعی با ایجاد بحران اقتصادی در حالی که یک درصدیهاریشه این ناملایمات بودهاند.
-گسست میان سیاستمداران کنگره و کاخ سفید با مردم به واسطه حرکت سیاستمداران در چارچوب خواست سرمایهداران به دور از پذیرش و رویکرد به تفکرات و خواستههای مردمی.
-فروپاشی نگرش واحد فرهنگی به دلیل عدم اصالت فرهنگی و تاریخی حاکم بر آمریکا به گونهای که عامل پیوند مردم و نظام را صرفا مسائل اقتصادی تشکیل میداد که با نابسامانی اقتصادی نیز این پیوند خدشهدار گردید.
-ایجاد فضای چند دستگی و نابسامانیهای اجتماعی با رویکرد سیاستمداران و دولتمردان به اجرای سیاستهای تبعیض آمیز و نادیده گرفتن حقوق شهروندی که نارضایتی اقشار مختلف جامعه را به همراه داشته است. نمود عینی این مساله نارضایتی مسلمانان، اقلیتهای اسپانیایی زبان و آفریقاییتبارها و... از فضای نژادپرستی حاکم شده بر آمریکا است.
-عدم تحقق وعدههای دولتمردان در اجرای مطالبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم در سالهای گذشته بر میزان نارضایتی و بیاعتمادی مردم به دولتمردان افزوده شده است. چنانکه "نوام چامسکی"اندیشمند بزرگ آمریکایی در تبیین جنبش ضد وال استریت تاکید میکند: امروز در آمریکا کرسیهای کنگره را با پول میتوان خرید و فروش کرد، دیگر جایی برای آرای مردمی وجود ندارد و این امر نارضایتی مردمی را تشدید کرده است.
-عدم انطباق سیاست خارجی سران با شعارهای آرمانی و تاریخی آمریکا مبنی بر حمایت از عدالت و آزادی و تبدیل شدن آن به جنگ افروزی و کشتار انسانهای بیگناه.
-تزلزل جایگاه بینالمللی آمریکا و سوق یافتن آن به سوی انزوا که سرخوردگی جامعه را به همراه داشته است.
- الگو گیری مردمی از حرکتهای ضد حاکمان سلطه در کشورهای عربی و اسلامی که به اشکال دیگر در اروپا و آمریکا تجلی یافته است.
آینده جنبش ضد وال استریت:
در گذشته نیز اعتراضهای مردمی به اوضاع اقتصادی صورت گرفته و آرام شده است. به گفته مقامات آمریکایی این اعتراضها نیز پس از مدتی فروکش خواهد کرد، اما بررسی روند تحولات و خواستههای مردمی نشانگر عمق و ریشه جنبش ضد وال استریت است که در آینده نیز ادامه خواهد یافت. در باب چگونگی فرآیند ساختاری آینده جنبش مذکور از چند منظر قابل توجه است.
تفاوت عمدهای که در حرکتهای اعتراض مردم آمریکا در جنبش ضد وال استریت با سایر حرکتهای اعتراضی مشاهده میشود، نوع نگاه و خواستههای مردمی است. جنبش وال استریت ابتدا با مفاهیم و خواستههای سیاسی شکل گرفت اما در نهایت به سوی خواستههای مهمتری پیش رفته که اساس ساختار آمریکا را هدف قرار داده است:
1-پایان نظام سرمایه داری:
شعارهای مردم آمریکا دیگر صرفا دیگر بهبود شرایط اقتصادی نیست،آنها بر حذف سلطه یک درصد سرمایهدار بر 99 درصد جامعه تاکید دارند، یک درصدی که در اصل همان حافظان و برجای ماندگان نظام سرمایهداری هستند که جامعه را از مسیر مردمی و آرمانی خارج ساخته و عرصه سیاست را به محلی برای کسب منافع شخصی مبدل کردهاند. مردم آمریکا و البته مردم اروپا تاکید دارند که خواست آنها حذف حاکمیت نظام سرمایهداری بر کشورشان است.
آنها رسما اعلام کرده اند از احزاب جمهوریخواه و دموکرات حمایت نمی کنند و کاملا مستقل و حتی مخالف این احزاب هستند. آنها بر ایجاد شکلهای جدید سیاسی برای تدوین ساختار سیاسی و اقتصادی کشور تاکید دارند.
بررسی شعارها و اهداف جنبش وال استریت نشان میدهد که مردم در چارچوب دگرگونی ساختار حاکمیت کشور قرار گرفته اند، هرچند که تاکنون به دلیل نداشتن رهبری واحد و یکپارچه چارچوبی خاص را برای رسیدن به این مقصود اعلام نداشتهاند اما در مجموع خواسته آنها رسیدن به این مهم است.
2-دگرگونی در سیاست خارجی:
مساله ویژه در جنبش ضد وال استریت رویکرد مردم به مطالبات سیاست خارجی در سناریو کنار خواستههای درونی است که از تفاوتهای مهم این جنبش با سایر اعتراضهای اقتصادی است.
تاکید این جنبش بر مخالفت با سیاستهای جنگ طلبانه آمریکا در عرصه بینالملل و در خواست برای احیای شعارهای عدالت خواهانه و همسو با اصل همزیستی مسالمت آمیز به جای جنگ و کشتار در جهان نشانگر حرکت مردمی در مسیر ایجاد حرکتی گسترده برابر سیاستمداران حاکم بر آمریکا است.
این حرکت مردمی چنان بوده که در برخی از ایالتها، مردم با یورش به کنسولگری رژیم صهیونیستی خواستار پایان حمایتهای آمریکا از این رژیم به عنوان منشاء ناآرامیهای جهان و عامل فقر داخلی آمریکا و تزلزل جایگاه جهانی ایالات متحده شده اند.
3-وجود الگوی بیرونی:
در کنار ارکان و عوامل داخلی تاثیرگذار بر حرکتهای مردمی، الگوهای خارجی نیز بر جنبش ضدوال استریت تاثیر مهمی دارد.
جنبش وال استریت به اذعان بسیاری برگرفته از حرکتهای مردمی در کشورهای اسلامی عربی شمال آفریقا و حوزه خلیج فارس است که در برابر حاکمان دست نشانده قیام کردند. هرچند که در غرب در ظاهر چنین حکومتهایی مشاهده نمیشود اما چنانکه مردم اروپا آمریکا تاکید دارند دیکتاتوری نظام سرمایه داری همچون حاکمان عرب براین کشورها مستولی شده و مردم برای حذف آنها قیام کردهاند.
نکته اساسی در پایداری این حرکت آن است که برخلاف گذشته که اندیشه از سوی دولتها تدوین و اجرا میشد، اکنون الگویی برگرفته از تعاملات مردمی در قالب شبکههای اجتماعی و مردمی به دور از مداخله دولتها در حال شکل گرفتن است. فرهنگی که از شرق به غرب به صورت رای گسترش یافته در حالی که دولتها حتی به مقابله با آن روی آوردهاند.
مردمی بودن حرکتها و نیز وجود الگویی به نام بیداری اسلامی ملتهای عرب اسلامی که به اشکال دیگر در آمریکا و اروپا تجلی یافته از عوامل استمرار جنبش ضد وال استریت است.
4-سوابق تاریخی:
تحلیل گران و آگاهان سیاسی تاکید دارند که روند حرکتی جنبش ضد وال استریت در آمریکا به سمت سرنوشت شوروی سابق برای ایالات متحده است.
در این چارچوب میتوان به نظرات افرادی مانند گورباچف آخرین رهبر شوروی سابق پیش از فروپاشی، چامسکی نظریه پرداز بزرگ آمریکا، برژینسکی سیاستمدار و تحلیلگر ارشد آمریکا، جرج سوروس که از وی به نام پدر کودتاهای رنگی در جهان یاد میشود و... اشاره داشت این نظریه پردازان همگی با اشاره به شرایط اقتصادی و گسست اجتماعی داخلی و ناتوانیهای گسترده خارجی آمریکا تاکید دارند که سرنوشت ایالات متحده همان سرنوشت شوروی سابق است که با هرج و مرج داخلی و آشوبهای خیابانهای رقم خواهد خورد.
این امر زمانی بیشتر نمود پیدا میکند که برخی از ایالتهای آمریکا ازجمله تگزاس، آلاسکا، ویس کانسین و... حرکتهای جدایی از آمریکا را آغاز کردهاند تا زنگ فروپاشی ایالات متحده پرشتابتر نواخته شود.
نتیجهگیری:
در ارزیابی از جنبش وال استریت میتوان آن را برگرفته از بحران سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آمریکا به ویژه فاصله گرفتن سیاستمداران از جامعه و سلطه نظر سرمایهداری به آن دانست که با تضعیف بیشتر نظام سرمایهداری ارکان این نظام نیز سستتر میگردد.
در این میان شاید دولتمردان آمریکا بتوانند در ابتدا این حرکت را کنترل نمایند اما نمیتوانند آن را متوقف سازند چرا که مطالبات مردمی از حوزه اقتصادی به سایر حوزه گسترش یافته است.
لذا این آتش زیر خاکستر باقی خواهد ماند و در آینده ابعاد دیگری از آن شکل خواهد گرفت که میتواند تکرار کننده سرنوشت شوروی سابق برای ایالات متحده یعنی فروپاشی این امپراطوری قدرت نظام سرمایهداری باشد.
دکتر محمد تقی هاشمیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: