به عقیده تحلیلگران خروج خالد مشعل از حماس می تواند کل مسأله فلسطین را تحت شعاع خود قرار دهد

بهتر است مشعل بماند

به نظر می‌رسد اخبار متعدد منتشر شده درباره تصمیم خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین «حماس» برای عدم نامزدی در انتخابات دوره جدید ریاست دفتر سیاسی این جنبش درست باشد، اما این به آن معنی نیست که این امر قطعی شده است و امکان دارد در صورت مداخله برخی طرف‌ها و بویژه محافل «اخوانی» تاثیرگذار روی تصمیمات جنبش حماس، تغییراتی در این مساله ایجاد شود؛ بویژه اساسنامه جنبش حماس که قبلا اصلاحاتی در آن صورت گرفت، به مشعل اجازه می‌دهد یک دوره دیگر نامزد ریاست دفتر سیاسی شود.
کد خبر: ۴۵۴۹۳۰

این خبر در آغاز توسط یک شخص اخراج شده از جنبش حماس درز پیدا کرد و وی درصدد تعریف و تمجید از این تصمیم مشعل برآمد تا به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مانع از انصراف وی از این تصمیم در مقابل مداخله طرف‌های دیگر شود و از این کار به عنوان تصمیمی تاریخی و جالب توجه یاد کند.

در عین حال، هیچ کس قائل به این نیست که کناره‌گیری مشعل از ریاست دفتر سیاسی جنبش حماس می‌تواند برای این جنبش فاجعه به بار بیاورد؛ چراکه حماس قبلا نیز شیخ بزرگوار و بزرگ‌ترین چهره تمام تاریخ خود یعنی شیخ شهید احمد یاسین را از دست داد و باز هم به فعالیت ادامه داد. این جنبش در ادامه دکتر عبدالعزیز رنتیسی جانشین شیخ یاسین را که یکی از بزرگ‌ترین رهبران حماس و تاریخ چندین و چند ساله فلسطین بود، از دست داد و باز هم به راه خود ادامه داده و کارایی‌اش را حفظ کرد. قبل از این دو رهبر برجسته حماس گروهی از بهترین رهبران این جنبش مانند جمال منصور، جمال سلیم، ابراهیم المقادمه، صلاح شحاده و اسماعیل ابو شنب به همراه تعدادی دیگر از فرماندهان نظامی آن به شهادت رسیده بودند.

شاید نتوان گفت که فقدان این رهبران و شخصیت‌های برجسته هیچ تاثیری در جنبش حماس نداشت؛ چراکه نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت که صهیونیست‌ها از طریق سیاست ترور و بازداشت حساب شده خود ساختار تشکیلاتی گروه‌های فلسطینی را دستخوش تغییر و تحول می‌کردند و بخشی از ناکامی‌های جنبش حماس و گفتمان سیاسی آن طی سالیان گذشته نیز به فقدان همین رهبران برجسته بویژه 4 رهبر بزرگی برمی‌گشت که رژیم مکار صهیونیستی پس از نهایی شدن تصمیم خروج از باریکه غزه و به رهبری آریل شارون آنها را ترور کرد.

اما امروز در وضعیت جدیدی قرار گرفته‌ایم که تنها به خود جنبش حماس مربوط نمی‌شود، بلکه کل مساله فلسطین را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. از همین رو، لازم است جنبش حماس با موضعی یکپارچه و رویکردی واضح و آشکار که همسو با منافع مقاومت باشد، با این مساله برخورد کند و به فکر اجتماع نقیضین (تشکیلات خودگردان و جنبش حماس) نباشد. از این رو باید گفت تغییر رئیس دفتر سیاسی حماس آن هم در این مرحله هیچ فایده‌ای ندارد. به خاطر ماهیت عملکردی و تحرکات جنبش‌های انقلابی نمی‌توان آنها را به مثابه یک کشور فرض کرد. شیخ احمد یاسین از زمان قبل از تاسیس جنبش حماس تا زمان شهادت رهبر جنبش حماس بود و یاسر عرفات نیز همین وضعیت را در جنبش فتح داشت، اما باید این مساله را مدنظر قرار داد که جنبش‌های مذکور به رهبران خود به چشم یک غنیمت یا مهره کلیدی نگاه نمی‌کنند و خود مشعل نیز یک بار در اردن در معرض ترور قرار گرفت که این خود اهمیت ترور وی برای صهیونیست‌ها را نشان می‌دهد، اما خداوند متعال این حادثه را بهانه‌ای برای پیشرفت جنبش حماس قرار داد و اگر رشادت «محمد ابوسیف» نبود، شاید امروز نام وی را در زمره شهدا داشتیم.

به هر حال تعویض مشعل آن هم در این برهه درست نیست. محبوبیت وی در محافل رسمی و مردمی عربی و اسلامی، جبران این مساله در مدت زمان کوتاه را سخت خواهد کرد. علاوه بر این، وی در طول این 15 سال از ریاست خود بر دفتر سیاسی حماس تجارب زیادی کسب کرده است. البته یک سری دلایل باعث شده است که مشعل به فکر کناره‌گیری از ریاست دفتر سیاسی حماس بیفتد و باید روی این دلایل و عوامل دقت کرد و با برطرف کردن مشکلات موجود در این زمینه، بستر لازم برای تکمیل دوره ریاست کنونی وی را فراهم نمود. اگر این دلایل ازجمله مواردی باشد که روی وضعیت کنونی و آینده جنبش حماس تاثیر بگذارد، مساله ضرورت بیشتری پیدا می‌کند.

اگر جانشین خالد مشعل، دکتر موسی ابومرزوق رئیس سابق دفتر سیاسی حماس باشد، مساله تا حد زیادی قابل قبول می‌شود؛ هرچند همزمان شدن ریاست مشعل در دفتر سیاسی حماس با قدرت گرفتن جنبش حماس و گسترش دامنه روابط آن طی هزاره جدید باعث شده است که کفه ترازوی محبوبیت به نفع وی سنگینی کند. با این حال مشعل از قدرت بالایی در سخنرانی و فن خطابه برخوردار است.

در این میان اگر جانشین مشعل از غزه انتخاب شود، یک مشکل دوبعدی پیش می‌آید؛ بعد اول آن به توان سیاسی و کاریزمای افرادی مربوط می‌شود که امکان نامزدی و رقابت با مشعل و ابومرزوق را داشته باشند. بعد دوم مساله که به نظر مهم‌تر از بعد اول می‌رسد به انتقال رهبری حماس به داخل باریکه غزه برمی‌گردد و باعث می‌شود نقطه ثقل جنبش حماس و محل صدور تصمیمات و مواضع آن به منطقه غزه منتقل شود و آینده این جنبش در پرده‌ای از ابهام قرار گیرد. از سوی دیگر، این وضعیت باعث می‌شود که رهبران حماس همواره در تیررس رژیم صهیونیستی و ترورهای آن قرار داشته باشند.

از همین رو، بهتر است رهبران درجه یک جنبش حماس در خارج حضور داشته باشند؛ چراکه هدف از تاسیس این جنبش، آزادی باریکه غزه نیست، بلکه هدف آزادی کل فلسطین و بازگشت آوارگان فلسطینی به شهر و دیار خود است. علاوه بر این، با وجود اهمیت و جایگاه باریکه غزه، این منطقه تنها بخشی از سرزمین تاریخی فلسطین به حساب می‌آید، اما مساله مهم این است که آوارگان فلسطینی باید به عنوان موضوع اصلی مساله فلسطین باقی بماند و بیهوده نبود که در نشست گروه‌های فلسطینی برای اصلاح ساختار سازمان آزادیبخش فلسطین «ساف» توافق شد از 350 نفر عضو شورای ملی فلسطین؛ 150 نفر از داخل و 200 نفر از خارج باشند.

به این ترتیب باید گفت برخی طرف‌ها در داخل جنبش یا دوستان مشعل و نیز رهبران جماعت اخوان المسلمین باید از وی بخواهند که در این تصمیم خود بازنگری کند، اما در صورتی که مشعل بر کناره‌گیری خود از ریاست دفتر سیاسی حماس اصرار داشته باشد، امیدواریم که باز این جنبش بر حضور رهبران درجه یک خود در خارج تاکید داشته باشد، بویژه که در سایه تحولات بهار عربی و به قدرت رسیدن اسلامگرایان در کشورهای مختلف و بویژه مصر میدان فعالیت گسترده‌تری در مقابل این جنبش قرار خواهد گرفت.

روزنامه الدستور / مترجم: یوسف رضازاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها