در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هدف راهبردی تعیین شده دشمنان در این مقطع که با تمسک به ترفندهای مختلف در پی تحقق آن هستند، تبدیل این فرصت به تهدید است و تحقق این هدف راهبردی را با سناریوهای مختلف دنبال میکنند، اگر بتوانند با کاهش مشارکت مردم در انتخابات و اگر نتوانند حتی در صورتی که مشارکت چشمگیر و گسترده باشد، مانند آنچه در انتخابات سال 88 رخ داد، اما جمهوری اسلامی ایران و رهبری آن، چه در دوران امام راحل (ره) و چه در زمان زعامت حضرت آیت الله خامنهای، مشارکت گسترده را به عنوان یک اصل مورد تأکید قرار داده و زمزمههای «مشارکت مدیریت شده» یا «مشارکت مطمئن» که برخی مدعیان امروز مردم از گذشته آن را پیشنهاد میکردند فرصت خارج شدن از برخی گفتوگوهای محفلی پیدا نکرد.
طراحیهای دشمن برای سوء استفاده از مشارکت گسترده هم نتوانسته و نخواهد توانست این راهبرد نظام را با تردید روبهرو کند.
طبعاً مشارکت گسترده مردم، الزاماتی دارد که رقابت قانونمند بین همه جریانهای پایبند به مبانی نظام آنگونه که در قانون اساسی تعریف شده است، جزو مهمترین آنهاست.
از این منظر، رقابت بین جبهه پایداری و جبهه متحد بهرغم اشتراکاتی که دارند، نه تنها مذموم نیست بلکه قابل دفاع هم هست.
حضور سلائق مختلف اصولگرایان در کنار اصلاحطلبان پایبند به قانون اساسی، مستقلین و حامیان دولت، یکی از ترفندهای دشمن مبنی بر القاء رقابتی نبودن انتخابات را با شکست روبهرو میکند، چرا که الان فقط یک جریان حضور ندارد و نباید هم داشته باشد، آنهم جریان ساختارشکن و ضد نظام و نه منتقد است. در این باره گفتنیهای دیگری هم هست که شاید در آینده به آن بپردازیم.
نکته اصلی که این نوشتار در صدد تمرکز بر آن است، اشاره به یک مدل اخلاقمدار و اصولگرایانه رقابت بین اصولگرایان است.
از جمله آسیبهای شناخته شده در مورد تحزّب در ایران، «دعوت به خود، به جای دعوت به خداست».
این مساله در غرب اساسا مفهوم ندارد، چرا که احزاب غربی صراحتا دستیابی به قدرت آن هم با هر وسیلهای را مجاز میدانند و تصاحب قدرت در غرب با هدف کسب حداکثر منافع مادی برای زندگی در همین دنیا و به هر شکل ممکن است، اما در جامعه اسلامی، هدف از تشکّل و نه الزاما حزب با مفهوم غربی آن، انجام تکلیف الهی برای خدمت با هدف تامین منافع مادی و سعادت اخروی مردم است.
البته میپذیریم که این هدف در عمل با چالشهای زیادی روبهرو بوده و هست.شنیده میشود که جبهه پایداری و جبهه متحد اصولگرایی هر کدام میخواهند (حداقل در تهران) لیست مستقل ارائه کنند.
اگر مفهوم این عبارت آن باشد که این دو جبهه فهرست مورد نظر خود را با یکدیگر هماهنگ نمیکنند، اشکالی به آن وارد نیست اما اگر منظور از لیست مستقل آن باشد که اگر فردی (ولو اصلح برای مجلس) در لیست طرف مقابل بود، چون در آن جبهه است ما او را در لیست خود نمیگذاریم، عدول از اصولگرایی و فرو افتادن در ورطه قبیلهگرایی است.
یک جزء از مدل اخلاقی مورد نظر این است که این دو جبهه، بهترینهای اصولگرا را صرفنظر از این که در جبهه پایداری هستند یا متحد یا به کدام نزدیکترند در فهرست خود قرار داده و از او حمایت کنند.
بازخوانی رفتار حزب جمهوری اسلامی و خصوصاً مرحوم شهید بهشتی در انتخابات ریاست جمهوری دوم و معرفی شهید رجایی به عنوان رییسجمهور، در حالی که او عضو حزب نبود و رقبای او از اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی بودند، میتواند در این مقطع مفید باشد.
البته این مدل اجزای مهم دیگری هم دارد که انتظار میرود اصولگرایان با در نظر گرفتن همه آنها رقابتی پرشور و در عین حال اخلاقمدار را سامان دهند.
مهدی فضائلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: