در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پخش این سریال در سال 80 به مناسبت ماه رمضان اگر به عنوان نخستین مجموعه مناسبتی شناخته نشود، اما قطعا مهمترین و موفقترین آنهاست که طبق نظرسنجی مرکز تحقیقات صدا و سیما هنوز هم بهعنوان یکی از محبوبترین سریال مناسبتی در نظر مردم جای دارد و از سوی دیگر به عنوان نقطه آغازین سریالهای مناسبتی محسوب میشود. از آن زمان به بعد ساخت سریالهای مناسبتی در ماههای محرم و رمضان به یک سنت و رسم رسانهای بدل شد و شبکههای دیگر نیز به تهیه و تولید اینگونه آثار پرداختند به طوری که امروزه این سنت به یک رقابت رسانهای میان شبکههای تلویزیونی تبدیل شده است. پدیده دیگری که به واسطه این سریال شکل گرفت تولد یک ژانر جدید موسیقایی به نام ترانه یا موسیقی تیتراژی بود که به نزدیکی و همکاری بیشتر 2 هنر سینما و موسیقی منجر شد و البته فرصتی ایجاد کرد تا هم موسیقی پاپ عرصههای تازهای را تجربه کند و هم خوانندگان جدیدی به دنیای موسیقی پاپ کشور اضافه شوند که بدون شک سر آغاز آنها مجید اخشابی است که با این سریال، معرفی و معروف شد و حتی نام اولین آلبوم خود را گمگشته گذاشت که فروش خوبی داشت و بسیاری از علاقهمندان این سریال به دلیل خاطره خوشی که این ترانه برای آنها رقم زد از این آلبوم استقبال کردهاند.
نکته دیگری که در ارتباط با سریال گمگشته میتوان اشاره کرد توجه تلویزیون به طرح و بیان مفاهیم دینی و انگارههای مذهبی در قالب سریالهای تلویزیونی و هنر هفتم بود که هم دارای جذابیتهای بصری و نمایشی بود و هم اینکه تاثیر اخلاقی و تربیتی زیادی روی مخاطبان داشت، بویژه اینکه این سریالها در ماههای مذهبی پخش میشد که شرایط روانی و درونی آدمی برای درک این مفاهیم فراهم است و حاشیههای فرامتنی به تعمیق متن در مخاطب کمک زیادی میکند. ضمن اینکه گمگشته دارای بار کمیک و لایههایی طنز هم بود که بازیگر طناز تلویزیون رامبد جوان در مقام کارگردان برای نخستین بار آن را تجربه کرده بود و الگوی خوبی در این زمینه که به ترکیب طنز و اخلاق در یک ساختار دراماتیکی پرداخته بود ارائه داد که بعدها به وسیله دیگران در سریالهای مناسبتی تجربه و تکرار شد. در واقع طی این سالها سریالهای مناسبتی به لحاظ مضمون و فرم به 3 گروه عمده تقسیم شد که شامل گونههای ماورایی، طنز و اخلاقی بود. گمگشته اما با تلفیق طنز در بستر داستانی اخلاقی، نمونهای کاملتر از سریال تکژانری را ارائه داد که هم مخاطب را پای تلویزیون نشانده و سرگرم میکند و هم از این طریق پیامهای اخلاقی خود را نه به شکل شعاری که نهادینه شده و درونی به مخاطب خود انتقال میدهد. شاید خیلی از مخاطبان این سریال که مشتاقانه آن را دنبال میکردند، نمیدانستند که کارگردان این مجموعه رامبد جوان است که پیش از این او را در نقشهای طنز در تلویزیون دیده بودند و گمان نمیکردند که او کارگردان خوبی هم است. وی با بازی در نقش کوتاهی در مجموعه تلویزیونی پرطرفدار همسران شناخته شد و سپس با بازی در مجموعه تلویزیونی خانه سبز به شهرت رسید و خیلی زود توانست نویسندگی و کارگردانی بعضی از نمایشها و مجموعهها را به عهده بگیرد. اما سریال گمگشته به لحاظ بازیگری نیز قابل توجه است. برخی از بازیگران سینما و تلویزیون که امروز دیگر به شهرت عمومی رسیدهاند در این سریال معرفی شده یا جای خود را در بازیگری باز کردهاند که مهمترین آنها پژمان بازغی و حدیث فولادوند بودند. شاید خیلی از مخاطبانی که بازغی را در کارهای مهران مدیری با لباس نظامی دیدهاند ندانند که او برای اولین بار در گمگشته نقش یک سرگرد نیروی انتظامی را بازی کرده است. بازغی در مصاحبهای موفقیت خود را در این حرفه مدیون سریال گمگشته و رامبد جوان دانسته است. ضمن اینکه نباید بازی خوب و متفاوت آتیلا پسیانی را در 2 نقش متضاد در این سریال فراموش کرد. نقشی که جذابیت زیادی به سریال بخشید و به نقطه عطف آن بدل شد. او با بازی در نقش سیدجلال بود که به محبویت زیادی در میان مردم دست یافت. گمگشته در واقع جزء اولین مجموعههای تلویزیونی بود که مفاهیم و مسائل تربیتی و اخلاقی را در بستر طنز موقعیت روایت میکرد که بعدها به نوعی در آثار رضا عطاران دنبال شد، اگرچه سویه کمیک آثار عطاران بیش از تبیین دینی داستان و مضمون آن بود. ضمن اینکه داستان گمگشته به لحاظ مضمونی به آثار کمدی ای شباهت داشت که با جابهجایی نقش و موقعیت 2 انسان به جای هم ضمن خلق موقعیت طنز از این وضعیت به بازنمایی تاثیر این جابهجایی در رفتار و منش فرد میپرداخت. در درون این ساختار روایی معمولا از 2 نیروی خیر و شر و قهرمان و ضد قهرمان استفاده میشود که به واسطه این جابهجایی دگرگون میشوند. نمونههایی از این دست را در سریال سلطان و شبان هم داشتیم یا همردیف با این ساختار میتوان به لیلی با من است و مارمولک کمال تبریزی هم اشاره کرد که اتفاقا آنها نیز در ژانر طنز ساخته شده بودند. انتخاب چنین فرمی برای روایت قصه با توجه به قابلیت کنتراستی که در شخصیتپردازی و موقعیتسازی آن وجود دارد از پتانسیل خوبی هم برای ایجاد طنز برخوردارند و هم مفاهیم و عناصر داستانی را در ساختاری پارادوکسیکال، دراماتیزه میکنند که برجستگی آنها برای مخاطب قابل لمس بوده و به درستی بازنمایی میشوند به شرطی که از روایتهای گل درشت و شعاری در ترسیم آنها جلوگیری شود. رامبد جوان با اینکه نخستین تجربه خود را در کارگردانی تست میکرد توانست تا حدود زیادی از فرو غلتیدن در این سراشیبی خود را نجات دهد و اثری قابل قبول بسازد. در گمگشته چند دزد به قصد اخاذی، فرد متمول و خیری را میربایند. اما هنگام تماس با خانواده فرد ربوده شده متوجه میشوند کسی که دزدیدهاند شخص مورد نظر نبوده است و به این فکر میرسند فرد ربوده شده را با سیدجلال عوض کنند و از این طریق به اهداف خود برسند. همین جابهجایی به تعلیق اصلی قصه بدل میشود و جابهجایی 2 فرد شبیه به هم که ادبیات و منش کاملا متفاوتی باهم دارند ابعاد کمیک داستان را شکل میدهد که در تداوم آن به نتیجهگیریهای اخلاقی خود دست میزند. از همین ترفند در مارمولک نیز استفاده شده بود که تضادهای گفتاری و رفتاری قهرمان داستان موجبات خنده مخاطب را فراهم میکرد. اما فیلم دیگری که از این منظر سنخیت بیشتری با گمگشته دارد تشریفات فخیم زاده بود که این جابهجایی و تحولات ناشی از آن را در شخصیت اصلی داستان، توحید شاهد بودیم.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: