پاکستان غرق در بحران

ژنرال‌ها در بن‌بست

در هفته‌های گذشته پاکستان با موجی از دگرگونی‌ها و تحولات روبه‌رو بود؛ تحولاتی که می‌تواند سرآغاز دورانی جدید در این کشور تلقی شود.
کد خبر: ۴۵۴۴۰۱

 اختلاف بین دولت و ارتش پاکستان یک بار دیگر احتمال کودتای نظامیان را در ذهن‌ها تداعی کرد.

برای بررسی بیشتر تحولات در این کشور به گفت‌وگویی با پیر محمد ملازهی کارشناس مسائل این کشور پرداخته‌ایم.

علت اختلاف بین ارتش و دولت در پاکستان طی هفته‌های اخیر چیست؟

مهم‌ترین بحث این است که کدام نهاد صاحب قدرت اصلی در کشور شود. واقعیت آن است که اگر به تاریخ پاکستان از سال 1947 نگاهی داشته باشیم (که شبه‌قاره هند از استعمار انگلستان خارج شد و پاکستان از تقسیم هند به وجود آمد) از آن زمان تاکنون در این کشور هیچ حزب سیاسی نتوانسته است دوره پنج ساله قدرت و فرمانروایی خود را به پایان برد. در واقع هر زمانی که ارتش قدرتمند این کشور تشخیص داده که احزاب را از قدرت برکنار کند، دست به کودتا زده است. تقریبا می‌توان گفت بیش از نیمی و حدود دوسوم از دوران تاریخ پاکستان را نظامیان به شکل مستقیم اداره کرده‌اند و در بقیه دوره‌های تاریخ این کشور نیز نظامیان عملا در پشت پرده نقش داشته‌اند. به عبارت دیگر، ارتش در پاکستان به عنوان اصلی‌ترین منبع قدرت همواره مطرح بوده است.

دلیل این کار چیست؟

باید گفت که این امر دلایل خاص خود را دارد. چراکه این کشور از همان ابتدای تاسیس خود با مسائل نظامی، بحران کشمیر و هند روبه‌رو شد. یعنی موجودیت پاکستان در کنار ارتش قرار گرفت و این مساله نیز برای ارتش این کشور به نوعی جایگاه والایی را در اذهان عمومی مردم ایجاد کرد و مردم احساس می‌کردند که هیچ حزبی بجز ارتش برای آنان وجود ندارد.

نقش کنونی ارتش در افکار عمومی چگونه است؟

حقیقت آن است که در سال‌های پیشین مردم نیز از دخالت ارتش در امور سیاسی و زمانی که احزاب به بن‌بست می‌رسیدند و مشکلاتی برای کشور به وجود می‌آمد، استقبال می‌کردند، ولی در سال‌های اخیر مسائلی جدید پیش آمده است. در این سال‌ها ارتش پاکستان متهم شده است که از گروه‌های رادیکال اسلامی حمایت می‌کند، چراکه قبلا در زمان اتحاد شوروی و بعد از آن در زمان طالبان دست به این رویکرد زده بود بنابراین اکنون ارتش با یک سری از مشکلات جدی‌تر روبه‌روست که نه در اذهان و افکار عمومی این کشور اعتبار گذشته را دارد و نه این که عملا می‌تواند کار مفیدی (به آن معنایی که در ذهنیت مردم وجود داشته است) انجام دهد. به این خاطر اکنون پاکستان در بحرانی‌ترین شرایط خود قرار دارد و حتی برخی این شرایط را با سال‌های 1350 و 1351 که بنگلادش از پاکستان جدا شد، قابل قیاس می‌دانند. در آن زمان ارتش پاکستان با حمایتی که هند از مجیب‌الرحمان کرد شکست خورد.

این روزها گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال وقوع کودتای نظامی در کشور پاکستان بیشتر شده و فاصله میان دولت غیرنظامی و ارتش قدرتمند افزایش یافته است. آیا ارتش توانایی کودتا را دارد؟

ارتش پاکستان در شرایطی قرار گرفته است که به رغم آن که حزب مردم دچار مشکل است ولی ارتش برای این (که دست به کودتا بزند یا نه) دچار تردید شده است. حملات آمریکایی‌ها به خاک پاکستان همچنان ادامه دارد و تعدادی از مردم را هر روز می‌کشند. انتظار مردم این است که ارتش از تمامیت ارضی و موجودیت کشور دفاع کند، اما در عمل می‌بینیم که ارتش این کشور قادر به چنین اقدامی نیست. یعنی اگر ارتش با آمریکایی‌ها برخورد کند، معلوم نیست چه وضعیتی پیش می‌آید. لذا من فکر می‌کنم برای نخستین بار ارتش پاکستان مجبور شده به این فکر بیفتد که اگر کودتا کند، پیامد آن چه خواهد بود.

در هفته‌های اخیر همواره بحث کودتا در این کشور و این‌که احتمالا ارتش علیه حزب مردم دست به کودتا بزند، وجود داشته است، ولی باید گفت یک سری از توافقات پشت پرده صورت گرفته و به نظر می‌رسد محور اصلی چالش در پارلمان، قوه قضاییه و دیوان عالی کشور باشد. ارتش به گیلانی اتهاماتی وارد کرده و آقای گیلانی علیه ارتش شکایت کرده است. یعنی هم ارتش بر ضددولت مدعی است و هم دولت بر ضدارتش. بنابراین احتمال این‌که کودتایی انجام گیرد، کم است، اما این که از راه قوه قضاییه حزب مردم را برکنار کنند و شرایطی را به وجود آورند که دولت را بدون کودتا برکنار کنند، وجود دارد. یعنی قوه قضاییه حکمی صادر کند که گیلانی مقصر است و به زرداری هم اتهاماتی را تفهیم کنند و عملا زمینه برکناری دولت حزب مردم را آماده سازند، سپس انتخاباتی زودهنگام را برگزار کنند. در این شرایط، ارتش با حمایت از احزاب کوچک‌تر جلوی پیروزی احتمالی حزب مسلم لیگ شاخه نواز را می‌گیرد، حزب مردم را از کار برکنار می‌کند و خود به طور مستقیم قدرت را به دست می‌گیرد. به طور کلی به نظر می‌رسد ارتش این کشور این سناریو را طراحی کرده است، اما این‌که این سناریو جواب دهد یا با شکست روبه‌رو شود هنوز به طور کامل مشخص نیست.

در این سناریو، ارتش تا چه حدی در دستگاه قضایی پاکستان و پارلمان برای برکناری دولت نفوذ دارد؟

نکته: هدف اصلی آمریکایی‌ها این است که ارتش پاکستان گروه طالبان افغانستان و سازمان القاعده را از وزیرستان بیرون کند و اختلاف‌نظری که بین آمریکایی‌ها و ارتش پاکستان به وجود آمده، بر سر همین مساله است

نفوذ ارتش در دستگاه قضایی و پارلمان به آن معنایی که آنها دست‌نشانده ارتش باشند، نیست، اما باید توجه کرد که در بحران کنونی، کشور با چالش‌هایی بسیار اساسی روبه‌رو شده است.

یعنی ما اکنون جنگی را در ایالت بلوچستان شاهد هستیم و ارتش هم در عمل نتوانسته یا نخواسته این بحران را کنترل کند. گذشته از این، ما جنگی دیگر هم در مناطق قبایلی این کشور داریم که باز هم ارتش نتوانسته یا نخواسته است آن را کنترل کند. از سوی دیگر، فشار آمریکا نیز همچنان بر پاکستان ادامه دارد و ارتش را برای ورود به وزیرستان و حمله به القاعده تحت فشار قرار می‌دهد بنابراین همه این امور سبب شده است تا اکنون بحرانی جدی برای دولت و ارتش این کشور به وجود آید.

در این خصوص راه‌حل اولی که وجود دارد، آن است که کودتای نظامی صورت گیرد، اما این مساله هم با مشکلاتی روبه‌رو خواهد بود لذا برکناری دولت از راه قوه قضاییه و... که حداقل شکل قانونی را با خود به همراه دارد، باصرفه‌تر است.

این رویکرد در پارلمان مطرح شد، اما به دلیل این‌که در پارلمان نمایندگان حزب مردم در اکثریت هستند، خلع دولت رای نیاورد، لذا اکنون امید ارتش به قوه قضاییه است. اگر قوه قضاییه نخست‌وزیر را محکوم کند، دولت ساقط می‌شود ولی اگر نتواند بر ضددولت کار عمده‌ای انجام دهد، در آن صورت ارتش به حزب مردم فشار وارد خواهد کرد تا خود کناره‌گیری کرده و انتخاباتی زودهنگام را برگزار کند. در این انتخابات هم شانس حزب مسلم لیگ نواز بیشتر از حزب مردم است اما مسلم لیگ هم با ارتش مشکلاتی دارد. به طور کلی باید گفت بن‌بستی را که اکنون در پاکستان به وجود آمده است، نمی‌توان حل کرد مگر این‌که دولت حزب مردم به شکلی کنار رود.

پارلمان پاکستان اخیرا با اکثریت آرا، حمایت خود را از رهبران دولتی این کشور اعلام و قطعنامه‌ای درخصوص پشتیبانی از دولت کنونی صادر کرد. در این حال تا چه حد ارتش ممکن است فشارهای خود را بر دولت افزایش دهد؟

اکثریت نمایندگان مجلس از حزب مردم این کشور هستند. گذشته از این قبلا بین نواز شریف و مرحوم خانم بوتو (که در آن زمان رهبر حزب مردم بود) توافقی در لندن به عمل آمد و بنا بود که هر کدام از دو حزب در انتخابات به پیروزی رسید، حزب مقابل اجازه دهد که دولت دوره پنج ساله خود را به پایان رساند. تاکنون نیز حزب مسلم لیگ برای سرنگونی دولت حزب مردم کارشکنی نکرده است. اکنون نیز حزب مردم امیدوار است که این بحران را پشت‌سر گذاشته و دوره پنج ساله خود را به پایان رساند (چنانچه رحمان مالک وزیر کشور نیز اخیرا از ادامه تلاش حزب مردم برای ادامه دوره پنج ساله خود خبر داد).

از طرفی هم باید گفت با توجه به مشکلات ممکن است حزب مردم وادار به کناره‌گیری شود. در چنین شرایطی ، ارتش به دنبال خط سومی است که نه حزب مردم در آن باشد و نه مسلم لیگ، بلکه حزب عمران خان و شاید در پشت پرده نظامیان با پرویز مشرف هم (که اعلام کرده به کشور برمی‌گردد) به توافقی رسیده باشند، اما در کل باید گفت شانس حزب مردم برای طی دوران پنج ساله رهبری خود در پاکستان تا حدی کاهش یافته است.

پرویز مشرف تا چه حد می‌تواند در شرایط کنونی این کشور نقش داشته باشد؟

مشرف اعلام کرده است بزودی به پاکستان برمی‌گردد. حتی ظاهرا در دبی به سر می‌برد و در حال بررسی برای برگشتن به پاکستان است. از سوی دیگر ، حزب مردم نیز به این نکته اشاره می‌کند که در صورت بازگشت مشرف، وی را دستگیر و زندانی می‌کند چراکه اتهاماتی به وی وارد است. به نظر می‌رسد مشرف تنها در چارچوب معامله‌ای سیاسی می‌تواند به پاکستان برگردد.

در روز‌های گذشته، برخی از میانجیگری عربستان سعودی بین ارتش و دولت در پاکستان خبر داده‌اند. نقش کنونی عربستان در تحولات پاکستان چیست؟

عربستان سعودی از دورانی که اتحاد شوروی، افغانستان را اشغال کرد و پاکستان محور هماهنگی کمک‌های نظامی، سیاسی و مالی مجاهدین افغانستان شد، به مقدار زیاد و از دو زاویه در پاکستان نفوذ پیدا کرد. نخست کمک‌های مالی که در اختیار پاکستان و مجاهدین افغانستان قرار می‌داد و دوم از راه مدارس مذهبی که به وجود آمدند و جهادگر تربیت می‌کردند و عمدتا عربستان سعودی منبع اصلی مالی این مدارس بود. این مدارس در واقع مکتب دیوبندی را داشتند، اما به هر حال زمانی که پول عربستان سعوی وارد شد، خط سیر فکری این کشور هم وارد گشت و تعداد زیادی از مدرسان مدارس به دانشگاه مدینه رفتند. ظاهرا به نظر می‌رسد که نفوذ عربستان روی یکی از نهادهای اصلی قدرت در پاکستان است و آنان روی هسته مرکزی قدرت نفوذ دارند. هسته مرکزی قدرت در پاکستان هم آی‌اس‌آی است و تنها ژنرال‌ها در آن حضور ندارند، بلکه بوروکرات‌ها، فئودال‌های مهم، سران احزاب مورد تایید ارتش نیز آنجا هستند. به عبارت دیگر، می‌توان حدس زد عربستان سعودی نفوذ و هماهنگی خود را بیشتر از راه این کانال در پاکستان انجام دهد.

نگاه آمریکا به تحولات اخیر پاکستان چیست و این کشور چه ملاحظاتی را در نظر دارد؟

هدف اصلی آمریکایی‌ها این است که ارتش پاکستان گروه طالبان افغانستان و سازمان القاعده را از وزیرستان بیرون کند و اختلاف‌نظری که بین آمریکایی‌ها و ارتش پاکستان به وجود آمده، بر سر همین مساله است. ارتش پاکستان تا قبل از کشته شدن بن لادن، وجود رهبران القاعده در این کشور را نمی‌پذیرفت، اما اکنون ارتش پاکستان در مظان اتهام جدی حمایت از گروه‌های افراطی قرار دارد، لذا آمریکا هم کمک‌های نظامی، مالی و... خود را به پاکستان کاهش داده است.

مجموعه فشارها به گونه‌ای است که یا ارتش پاکستان به جنگی داخلی با گروه‌های طالبان محلی تن دهد یا این‌که در پشت پرده با آمریکایی‌ها (بدون این‌که مجبور باشند جنگی داخلی را تحمل کند) به تفاهم برسد. به نظر می‌رسد با تحولات جدید، ارتش پاکستان تلاش می‌کند خود را از مظان همکاری با گروه‌های افراطی خارج کند. یعنی آمریکا تا زمانی که مسائل افغانستان حل نشود، نمی‌تواند نظر مثبتی نسبت به ارتش پاکستان داشته باشد.

اگر ارتش دست به کودتا بزند، آمریکا این کودتا را به رسمیت نخواهد شناخت؟

فعلا امکانش نیست، مگر این‌که ارتشی‌ها از قبل با آمریکایی‌ها هماهنگ کرده و توافق کنند تا در زمانی که به قدرت برسند، جریان افراطی‌گری را تحت کنترل درآورند (که این نیز با فلسفه ارتش پاکستان چندان همخوان نیست. چراکه ارتش، این گروه‌ها را تنها در مورد افغانستان نمی‌خواهد بلکه در رابطه با هند و کشمیر نیز به این گروه‌ها تکیه دارد). یعنی در شرایط کنونی آمریکایی‌ها مخالف کودتا هستند مگر آنکه ارتش توان اقناع آمریکایی‌ها را داشته باشد.

علی رمضانی - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها