در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او اولین مصاحبه اختصاصیاش با یک رسانه مکتوب را با جامجم انجام داد، هرچند از تقاضای حضوری و موافقت وی برای انجام این گفتوگو بیش از شش ماه میگذرد، اما هفته قبل در فضایی دوستانه، پس از آن که 10 دقیقه به انتظار ماندیم تا نمازش را به پایان برساند در دفتر کارش در طبقه 15 وزارت نفت پذیرای ما شد و به سوالات ما بسیار آرام پاسخ گفت، فرصت نیمساعته و اندک ما برای انبوه سوالات مطرح در این زمینه کافی نبود بخصوص اینکه وی باید در جلسهای فوری در دفتر وزیر حضور مییافت. با این حال او قول داد بقیه سوالات را در فرصتی نزدیک پاسخ دهد.
با آنکه قلعهبانی با سابقهای طولانی و موفق در مدیریت صنعتی به حوزه نفت وارد شد، نتوانست موفقیت خوبی در بالابردن میزان تولید نفت خام به دست آورد.
وقتی میزان تولید نفت خام فعلی کشور را به عنوان اولین سوال مطرح کردم، گفت: به دلیل محرمانهبودن میزان تولید و تعهد کشورها در اپک نمیتوان رقم آن را رسانهای کرد.
وقتی درباره علت کاهش تولید نفت و عدم موفقیت در بالابردن سطح تولید نفت پرسیدم در پاسخ به آن به محدودیتهای مالی و کمبود اختیارات در حوزه مدیریتی خود اشاره کرد و برخی تنگناها و مقررات دست و پاگیر برسرراه سرمایهگذاری در نفت را تحریمهای داخلی دانست و تاکید کرد تحریمهای داخلی بیشتر از تحریمهای خارجی آزاردهنده بوده است.
آنچه در پی میآید حاصل گفتوگوی ما با احمد قلعهبانی، مدیرعامل شرکت ملی نفت است.
وضعیت تولید نفت خام در حال حاضر چگونه است؟ و به چه میزان تولید میشود؟
رقم تولید را به دلیل تفاهمنامهای که بین کشورها وجود دارد، نمیتوان به طور دقیق اعلام کرد، اما در حال حاضر حدود چهار میلیون بشکه نفت در کشور تولید میشود.
میزان صادرات نفت خام چقدر است؟
حدود دو میلیون و 200هزار بشکه در روز نفت خام صادر میکنیم.
آیا صادرات نفت خام در سال جاری با کاهش نیز روبهرو بوده است؟
خیر. صادرات در سال جاری نسبت به سال قبل افزایش داشته است، زیرا به میزان 61 میلیون بشکه در ابتدای سالجاری نفت ذخیره داشتیم که این میزان در طول سال همه آن به فروش رفته است و این رقم صادرات را نسبت به سال گذشته در مقاطعی افزایش داده است. از نظر منبع درآمدی هم درآمد کشور از محل فروش نفت نسبت به سال قبل بیشتر بوده، زیرا متوسط قیمت نفت ما با افزایش روبهرو بوده است. با آن که امسال با کاهش تولید نفت خام مواجه بودیم، اما رقم صادرات ما افزایش داشته است و از نظر درآمد بیشترین درآمد نفت در سالهای اخیر را داریم. امسال درآمد صادراتی کشور از محل صادرات نفت در طول تاریخ کشور بیشترین بوده است.
دلیل کاهش تولید نفت خام چیست؟ آیا طرحهای توسعهای که در دست اقدام دارید جوابگوی جبران عقبماندگی تولید در سه سال اخیر خواهد بود؟
کاهش تولید مخازن نفتی در همه جای دنیا بویژه از مخازنی که در نیمه دوم عمر خود قرار دارند یک پدیده طبیعی است که این کاهش معمولا هفت تا 10 درصد است و به دلیل پیری مخازن اتفاق میافتد. معمولا کاهش تولید را با حفر تعداد چاههای بیشتر جبران میکنند. در یک دورهای در شرکت ملی نفت با 150 چاه حدود شش میلیون بشکه نفت تولید میشد، اما الان 2500 چاه وجود دارد و حدود چهار میلیون بشکه نفت تولید میشود. این نشاندهنده آن است که بخشی از کاهش تولید به طور طبیعی رخ داده که باید برنامه افزایش تولید چاهها یا توسعه میادین جدید دنبال شود. امسال کاهش طبیعی تولید نفت خام حداقل 300 هزار بشکه بوده که از این میزان حدود 270 هزار بشکه با روشهای نگهداشت تولید جبران شده است و حدود 20 تا 30 هزار بشکه نیز کاهش داشته است که این رقم نیز میتواند وجود نداشته باشد، اگر به چند نکته ضروری در این زمینه توجه شود.
اولین مساله تامین بودجه است. اگر بودجه کافی برای نگهداشت تولید و سرمایهگذاریها (طرحهای توسعهای) طبق برنامه تامین شود به طور طبیعی باید هم جبران کاهش تولید صورت گیرد و هم برنامه افزایش تولید اجرا شود.
در برنامه پنجم توسعه نیز افزایش تولید یک میلیون و 100 هزار بشکه در نظر گرفته شده که طی پنج سال اگر در نظر بگیریم با حدود 1.5 میلیون بشکه کاهش تولیدی که صورت میگیرد در مجموع باید 2.5 میلیون بشکه جبران تولید کنیم. برای این منظور یا باید چاههای بیشتری حفاری کنیم یا گاز بیشتری به میادین نفتی تزریق کنیم یا در نهایت میادین جدید را توسعه دهیم و این نیاز به امکانات ازجمله سرمایه و پول دارد که باید در نظر گرفته شود.
طبق برنامه پنجم توسعه در حوزه بالادستی نفت باید حدود 156 میلیارد دلار سرمایهگذاری صورت گیرد که اگر به پنج سال تقسیم شود تقریبا باید سالانه 36 تا 40 میلیارد دلار در نفت سرمایهگذاری شود. هدف برنامه، افزایش و رساندن تولید نفت به پنج میلیون و 100 هزار بشکه است که این هدف مهم نیاز به منابع مالی دارد. در سال جاری که به پایان آن نزدیک میشویم به عنوان سال اول برنامه پنجم نمیتوانیم به نصف عدد سرمایه موردنظر هم دست پیدا کنیم یعنی به 20 میلیارد دلار هم نمیتوان رسید.
وضعیت سالهای بعد چگونه است؟
اگر در سالهای بعد نیز این شیوه به همین روش ادامه پیدا کند به هدف نخواهیم رسید.
چه شیوههایی مورد نظرتان هست که سرمایه موردنیاز نفت را تامین کنید؟
در بودجه هر سال فروش مبلغی اوراق مشارکت ارزی و ریالی مثلا به میزان نیم میلیارد دلار در نظر گرفته میشود، اما ساز و کار اقتصادی، بانکی و نرخ بهره هیچ کدام اختیاری به ما نمیدهد که بتوانیم هدف مورد نظر را تامین کنیم. ما هم اختیار نداریم اگر اختیار تعیین نرخ سود را داشتیم میتوانستیم منابع را تامین کنیم ولی به دلیل عدم ساز و کار مناسب اقتصادی 300 هزار میلیارد تومان سرمایه سرگردان کشور به هر جایی میخورد و به اقتصاد کشور آسیب وارد کرده است. ما همان ابتدای سال پیشنهاد نرخ 18 تا 20درصد برای سود اوراق مشارکت را مطرح کردیم که قبول نکردند ولی الان شورای پول و اعتبار بانک مرکزی به دنبال افزایش نرخ سود سپردهها هستند که اگر چنین اتفاقی بیفتد اقدام مناسبی است؛ به نظرم این پیشبینی باید اول سال صورت میگرفت.
هنوز قطعی نشده است؟
حداقل همین که قبول دارند که چنین اتفاقی بیفتد یک حرکت مناسب رو به جلو است. از نظر کارشناسی به این نتیجه رسیدهاند که نرخ سود بانکی بالاتر از نرخ تورم باشد. اگر تورم 20 تا 22 درصد است قطعا مردم نمیتوانند پول خود را در بانک نگه دارند و سرمایه آنها ارزش نداشته باشد بنابراین پول را وارد بازارهای کاذب دیگری میکنند.
شما به عنوان شرکت ملی نفت برای نرخ سود اوراق مشارکت قدرت چانهزنی نداشتید؟
چرا. تلاش خود را انجام دادیم ولی خب، اختیار دست ما نیست. در طول تاریخ اقتصاد کشور اتفاقهای گوناگونی رخ داده است. یک زمانی من در خودروسازی بودم. با 24 درصد خودرو پیشفروش کردیم. هر موقع میخواستیم پول جمع کنیم با آن سرمایهگذاری میکردیم، سود بانکی آن موقع 16تا 18 درصد بود و ما از بانک جلو بودیم. حتی بانک مرکزی از ما پول قرض میگرفت تا هزینههای آخر سال خود را تامین کند. ما آن موقع اختیار داشتیم. یادم هست مرحوم نوربخش مرا صدا زد و گفت: شما نرخ سودتان را کاهش دهید تا ما اعتبار بدهیم. ما هم کمکم سود را کاهش دادیم و اعتبارمان افزایش یافت که آن هم روش خوبی بود. الان تناسب اقتصادی کشور جفت و جور و هماهنگ نیست. به گونهای است که نمیتوان سرمایهگذاران را به سمت تولید سوق داد. طبیعتا پولها به سمت واسطهگری واریز میشود.
اگر این روند به همین شکل ادامه پیدا کند سال آینده و سالهای بعد با مشکل مواجه خواهیم شد، مگر این که تحولی صورت بگیرد و گفته شود نفت اختیار دارد با منابعی که در دست دارد فعالیت کند. ما هیچ پولی از دولت نمیخواهیم. اختیار همان 14.5 درصد درآمد نفت را به ما بدهند که سالی 12 میلیارد دلار سرمایهگذاری کنیم بهتر از شرایط کنونی است، اما اگر رویه همین باشد ما در برنامه افزایش تولید موفق نخواهیم بود.
آیا با سیاستی که دولت دهم پیش گرفت که توسعه نفت باید از منابع داخلی صورت گیرد چنین هدفی محقق خواهد شد؟
البته مذاکراتی صورت گرفته که نرخ اوراق صکوک را افزایش دهیم که پیشنهاد ما حداقل دو درصد بالاتر از نرخ سپردهگذاری درازمدت است. اگر بتوانیم این حداقل را داشته باشیم میتوان مقداری منابع به دست آورد و الان در پارس جنوبی ـکه از حساسیت ویژهای برخوردار است ـ بتوان بخشی از منابع مورد نیاز این پروژهها را تامین و حتما باید راهکارهایی برای این مساله پیدا کرد.
ظاهرا در حال حاضر شما به پیمانکاران در پارس جنوبی سه میلیارد دلار بدهکار هستید. چه اقداماتی در این زمینه صورت گرفته است؟
سه میلیارد دلار بدهکاری در نفت و برای پارس جنوبی که سالانه باید 16 میلیارد دلار سرمایهگذاری کند، رقم زیادی نیست. این برای نفت که در سال باید 36 میلیارد دلار سرمایهگذاری داشته باشد رقم سنگینی نیست، اما به نظرم این رقم حدود 2میلیارد دلار است که به پیمانکاران باید پرداخت شود. ما امیدوار بودیم از محل فروش اوراق مشارکت بتوانیم منابع جذب کنیم که نتوانستیم موفق شویم.
از منابع خارجی چطور؟
همانطور که میدانید فعلا جذب منابع خارجی با دشواری مواجه است. بخشی از این منابع که فاینانس و بیعمتقابل است که تعهدات و قراردادهای قبلی در جریان است و انجام میشود.
مذاکرات جدید هم برای جذب منابع خارجی داشتید؟
مذاکراتی صورت گرفته و بعضیها میآیند اما تاکنون چندان به نتیجه نرسیده است.
خط اعتباری چین که قرار بود از این طریق برای نفت، منابع مالی جذب شود به کجا رسید؟
بانک مرکزی در حال مذاکره است.
یعنی شرکت ملی نفت در این زمینه به طور مستقیم مذاکرهای ندارد؟
خیر. این از مسوولیتهای بانک مرکزی است و ما مطالب و منابع مورد نیاز خود را به بانک مرکزی در این زمینه منعکس کردیم.
پیشبینی شما برای سال 91 برای جذب منابع خارجی چیست؟
پیشبینی میکنیم حداکثر سه میلیارد دلار از منابع خارجی جذب کنیم و این عدد بزرگی در مقابل نیاز 36 میلیارد دلاری نیست. 10 درصد بیشتر نمیتوان از منابع خارجی جذب کرد و با این فضایی که برای سرمایهگذاری وجود دارد یک کم کار مشکل است. سال گذشته بیشترین جذب سرمایهگذاریها را داشتیم که 2.7 میلیارد دلار بود.
اثر تحریم را به عنوان عالیترین مقام نفتی در بخش تولید نفت چگونه حس کردهاید؟
همیشه باید دنبال راهکارهایی باشیم که دوسه قدم جلوتر از مسائل حرکت کنیم. به گونهای غیر از موانعی که داخلی است، تحریم چندان بر کار ما اثرگذار نبوده است. لازم است بگویم تا به حال تحریمکهای داخلی بیشتر بر کار ما تاثیر داشته است.
تحریمک یعنی چه؟ لطفا بیشتر توضیح بفرمایید.
همین تامین سرمایه که با مشکلات جدی روبهرو است. آیا نفت را میخواهیم، آیا میخواهیم به قول معروف این گاو شیرده را خوب نگه داریم که سالها شیر خوب از آن تولید کنیم. اگر اینگونه میخواهیم برای تولید نفت و توسعه میادین باید خوب مدیریت کنیم و برای این مدیریت بهینه نیاز به پول وجود دارد. کسی این را تحلیل نکرد که چرا مجوز انتشار 10 هزار میلیارد تومان در بودجه داده میشود، اما ابزار آن در اختیار قرار نمیگیرد. نتیجه این میشود که 5 میلیارد تومان هزینه تبلیغات فروش 500 میلیارد تومان اوراق مشارکت میشود و فقط 90 میلیارد تومان عایدی دارد.
بعد به مرور مردم آن را پس میگیرند و میروند. این که شیوه جذب سرمایه نمیشود. در نوشتار و قانون عملا ابزاری در اختیار قرار نمیگیرد. این نوعی تحریم داخلی است که کار را با مشکل مواجه میکند.
شما سابقه زیادی در مدیریت صنعتی داشتید، اما با این سابقه عملا نتوانستید موفقیتی را در نفت بهویژه بحث تولید کسب کنید. آیا بهترین چالش پیش روی نفت را با توجه به توان مدیریتی خودتان فقط مباحث منابع مالی میدانید؟
من گفتم قدم اول را منابع مالی در شرایط حاضر میدانم.
من یک نفر از یک تیم در شرکت ملی نفت از کارگران در سردترین و گرمترین نقطه گرفته تا مدیران هستم که تولید نفت را مدیریت میکنند. با وجود محدودیتها در بودجه جاری امسال همکاران ما در نفت عملکرد بهتری نسبت به سال قبل از خود نشان دادند. این موفقیت خوبی در این شرایط است. ما امسال 10 درصد افزایش تولید گاز داشتیم، سال آینده هم انشاءالله افزایش 20 درصدی تولید گاز را خواهیم داشت. واقعیت این است که اگر یکسری ابزارها و اختیارات داده شود بیش از این میتوان بخش نفت و گاز را اداره کرد.
این ابزارها و اختیاراتی که مورد نظرتان است، چیست؟
همین بحث که به ما اختیار بدهند بتوانیم تامین منابع مالی کنیم. یعنی طرح توجیهی تعریف شود. یعنی میادینی را که توجیه اقتصادی و فنی بیشتری دارد، بیاییم به مردم بدهیم تا در توسعه این میادین مشارکت کنند.
وقتی یک میدان در مرز مشترک وجود دارد که کشور همسایه به فوریت از آن برداشت میکند و با واگذاری توسعه آن به بشکهای پنج دلار که بخشی از این منابع برای ماست، چرا ما اختیار توسعه آن را نداشته باشیم که این کار را انجام بدهیم] ما هم بگوییم آقای شرکت ایکس شما هم بیا با ما مشارکت و تولید کن. کشور همسایه آمده در حوزه مرزی به صورت Production Sharing (مشارکت در تولید) هر بشکه پنج دلار تولید را واگذار کرده و از جیب ما میبخشد چرا ما این اختیار را نداشته باشیم.
در یک دورهای با 150 چاه حدود شش میلیون بشکه نفت تولید میشد، اما الان با 2500 چاه حدود 4 میلیون بشکه نفت تولید میشود بخشی از کاهش تولید طبیعی بوده و باید برنامه افزایش تولید چاهها یا توسعه میادین جدید دنبال شود
این اتفاقی که در کشور میافتد، باید جدی گرفته شود. اتفاقی که طی سالهای گذشته در پارس جنوبی در زمینه برداشت از منابع افتاده، امروز در برخی میادین نفتی مشترک در حال بروز است. ما یک موقع از خواب بیدار میشویم که پول نداشتیم، اختیار هم نداریم آن وقت تمام کاسه و کوزهها را سر کسی میشکنیم که مدیر بوده، حالا من نباشم هر فرد دیگری.
نمونه دیگر از این ابزارها و اختیارات این است که شرکتی که در مرز مشترک کار میکند، میگوید آن سوی مرز محیطزیست به ما کاری ندارد، اما ما با این مشکلات در این طرف مرز مواجهیم. آنجا مشکلات گمرک وجود ندارد، تجهیزات یکراست از مرز به منطقه عملیاتی میرود.
این مسائل را نباید از من بپرسید، کافی است شما بروید از کشورهایی که در سرمایهگذاریهای خارجی فعالیت دارند، بپرسید برای انجام سرمایهگذاری و کسب مجوز چند پله باید طی کند و در کشور ما آن وقت چند پله باید طی شود؟ مثلا عراق چندم است؟ آن وقت میبینید ما چندم هستیم. از این منظر در بین 180 کشور ما صد و هفتادم هستیم. البته این عدد فرضی است، ولی شرایط واقعی کشور تقریبا مشابه همین ارقام است.
یک زمانی آقای دکتر ایمانی در موسسه مدیریت صنعتی این اعداد را استخراج کرده بود، مزیتهای رقابتی سرمایهگذاری را لیست کرده بود. پلههایی که برای کسب مجوز سرمایهگذاری طی شود بسیار زیاد است. بیمه، محیطزیست، میراث فرهنگی، گمرک، تردد خارجیها و هزار و یک گرفتاری دیگر وجود دارد. این مسائل تماما مصداق همان تحریمکهای داخلی است که توضیح دادم.
یک نمونه دیگر این که در یکی از میادین مدیر ما را محیطزیست ممنوعالکار کرد و خارجیها را از آنجا بیرون کرده، ما گفتیم اسناد و مدارک این میدان مشترک وجود دارد و نباید مانعی بر سر فعالیت آن به وجود بیاید، اما کسی گوش نمیکند. خب، این خارجی که با سرمایه بیع متقابل آمده با این وضعیت چگونه میتواند سرمایهگذاری و بعد از آن برداشت کند.
بحثی وجود دارد که برخی از حقوقدانان معتقدند برای توسعه سریع میادین مشترک با وجود منع قانون اساسی میتوان راهکارهایی ارائه کرد، مانند همان مجوز موقت برای مشارکت در تولید. آیا در این زمینه شما اقدامی انجام دادهاید؟
ما پیشنهادهایی دادیم. امیدواریم در قانون جدید نفت که کارشناسان دادند و مجلس هم آن را تصویب کرده این پیشنهادها لحاظ شود. باید ببینیم خروجی چه خواهد بود. ما درباره میادین مشترک نیاز به حمایت و ایجاد انگیزه بیشتر داریم تا محدودیتها به حداقل برسد.
از آنجا که شما سابقه مدیریت صنعت خودروسازی نیز دارید چه تفاوتهایی در مدیریت صنعت نفت با خودروسازی مشاهده میکنید؟
سرمایهگذاری در صنعت نفت به دلیل وجود منابع خدادادی توجیه اقتصادی بیشتری دارد، اگر در بخشهای دیگر سرمایهگذاری میکنیم به جای آن بیاییم در بخش نفت و گاز سرمایهگذاری کنیم، بویژه در میادین مشترک، آن وقت میتوانیم از درآمد آن در سایر بخشهای کشور سرمایهگذاری کنیم و توسعه دهیم، یعنی توجیه اقتصادی برای نفت و گاز بیشتر از سایر بخشهاست، در حالی که باید استفاده از این ظرفیتها سرعت بیشتری پیدا کند، اما برعکس جاهای دیگر محدودیتها در این حوزه بیشتر است. در سایر شرکتها، هیات مدیرهها تصمیم میگیرند سرمایهگذاری و سود بیشتری اختصاص دهند. اقتضایی تصمیم میگیرند اما در شرکت ملی نفت چارچوب وجود دارد و مقداری محدودیتها وجود دارد.
مثلا بیایند برای میادین مشترک بگویند سود 24 درصد اوراق مشارکت اختصاص میدهیم، آنوقت میتوان راحتتر عمل کرد، اما باید نرخ سود اوراق مشارکت سال به سال توسط شرکت ملی نفت پیشنهاد داده شود تا با فراغت بیشتری به سرمایهگذاری بپردازد.
در دو سه سال اخیر تغییراتی در سطوح مدیریتی ایجاد شد که با دستپاچگی همراه بود و بعضا تغییرات در هیات مدیرهها با جایگزینی افراد غیرمتخصص همراه بود. این اقدام در چه راستایی صورت گرفته است؟
در جاهایی که زیرمجموعه من بوده هیچوقت بعد از آن که مدیری را به شناخت کامل درباره توانمندی او رسیده باشم، تغییر ندادم، کمترین تغییرات مدیریتی در شرکت ملی نفت بوده است. گاه تغییراتی بالاجبار در دوره قبل صورت گرفته که در اختیار من نبوده است.
تغییرات بد نیست، اما باید با آگاهی و شناخت بهتر باشد. گاه یک مدیری خلاقیت و تواناییاش را میتواند به بخشهای دیگر ببرد و از این گردشهای مدیریتی میتوان بهرهوری به دست آورد.
زیبا اسماعیلی - گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: