در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مهدی سلطانی، مهتاج نجومی، علی طالب لو، طوفان مهردادیان، انوشیروان فاطمی، مهدی میامی، محمد فیلی، علیرضا صالحی، وحید نفر، پرویز بزرگی، مهران امام بخش، سیدهادی آقابزرگی، مژگان خالقی، فرحناز اصغری سرابی، هادی اسکندری، محمد الهی، معصومه مرادی، امیر محمدی، اصغر رضایی، محمدرضا رهبری، مهرداد جوکار، سیامک اشعریون، محمدرضا غیاثآبادی، بهمن مرتضوی، امین خسروی، پروین میکده و جمشید عسگری عوامل سازنده این مجموعه را تشکیل میدهند.
داستان این سریال درباره حیرانخان با نقشآفرینی مهدی سلطانی است که قهوهخانهای در بازارچه دارد. او با جعفرخان (با بازی طوفان مهردادیان) که بتازگی از فرنگ برگشته و در حوالی قهوهخانه وی کافهای راه انداخته دچار اختلاف میشود و از آنجا که جعفرخان با انتخاب نام «کافه تهران» برای مغازه خود قصد دارد آن را گسترش دهد و به رونق آن بیفزاید، باعث میشود این دو بر سر کار، سنتها و برخی باورها و ارزشها دچار تعارض شوند که این اختلاف ماجراهای مختلفی پدید میآورد. بجز این دو بازیگر، هنرمندان دیگری چون مهتاج نجومی در نقش خاتون، علی طالبلو در نقش پیران، مهدی میامی در نقش ممخون، محمد فیلی در نقش منوچهری و انوشیروان فاطمی در نقش رئیس نظمیه نیز دیده خواهند شد.
ماجراهای تازهای خلق شده است
فرهاد نقدعلی، نویسنده این مجموعه با توضیح این که قصه عکاسخانه 4 با سریهای قبل این مجموعه متفاوت است، میگوید: فضا همان است که در قسمتهای قبلی دیدهایم. در این سری هم باز به نوعی زندگی مردم در تهران قدیم روایت میشود، ولی شخصیتها و ماجراهای تازهای خلق شدهاند. از آن گذشته در قسمتهای قبلی، این اثر به صورت مجموعه تهیه شده بود و قصه هر قسمت در همان قسمت تمام میشد، اما در سری جدید عکاسخانه بیشتر روند سریالی اثر حفظ شده است.
نقدعلی درباره قصه این سریال میافزاید: قصه این سریال رمانگونه است. درواقع چند قصه در هم تنیده و پر افت و خیز است که در آن تقابل سنت و مدرنیته، ارزشها، رفتارها و مواردی از این دست در آنها دنبال میشود. قصه سریال عکاسخانه در دوره تحول اتفاق میافتد. زمانی که با ورود صنایع جدید به کشور، آدمهای جدید هم وارد اجتماع میشوند. به عبارتی قصه ما، قصه تاریخی نیست بلکه قصه مردمی معمولی است که با اتفاقات مختلفی روبهرو میشوند.
وی ادامه میدهد: سریهای قبلی سریال عکاسخانه فانتزی بود، چون کار برای گروه کودک و نوجوان شبکه 2 تهیه میشد و در آن یکسری تیپ، ماجراهای گوناگونی پدید میآوردند و قصهها را پیش میبردند، اما در عکاسخانه جدید که در گروه فیلم و سریال شبکه2 آماده میشود بیشتر بر شرایط رئال درام تاکید کردیم و طنزی هم که در سریال خواهید دید، طنز موقعیت است.
عکاسخانه بر اساس طنز موقعیت بنا شده است
محمد فیلی، چهره شناخته شدهای در عرصه تصویر است. سالهاست بازی او را در فیلمها و سریالهای مختلف دیدهایم؛ از روزی روزگاری گرفته تا پهلوانان نمیمیرند و چاردیواری. از او مدتی پیش سریال مختارنامه پخش شد که در آن در نقش شمر بازی کرده بود که اتفاقا مورد توجه هم قرار گرفت؛ محمد فیلی، هنرمندی آرام و پرانرژی است که برای همه نقشهایش وقت میگذارد و با آنها زندگی میکند.
فیلی از حضور در این مجموعه میگوید: مضمون تاریخی و برخورداری از فضای سنتی قصه این مجموعه برایم جذاب بود و من نیز با اعتماد به کارگردان و تهیهکننده، بازی در این مجموعه را پذیرفتم.
وی درباره محوریت قصه این مجموعه میگوید:مجموعه درباره یک قرآن خطی است که به چند قسمت تقسیم شده و در مکانهای مختلف پراکنده است و عدهای به دنبال این کتاب میگردند.
ماجرای این مجموعه به 100 سال پیش بازمیگردد و مضمونی تاریخی دارد و فیلمبرداری آن در شهرک سینمایی در حال انجام است.
بازیگر این مجموعه در پاسخ به اینکه عکاسخانه چگونه مخاطب را شاد میکند میگوید: عکاسخانه سعی کرده داستان خود را بر پایه طنز موقعیت بنا کند و بهطور لحظهای مخاطب را در حین تماشای برههای از تاریخ کشور، غرق در شادی و نشاط میکند.
برای باورپذیر کردن نقش حیران تلاش کردم
مهدی سلطانی با بازی در نقش حاج بهزاد در سریال در مسیر زایندهرود توجه خیلیها را به خود جلب کرد. البته او در دهه 70 نقشهای کوتاهی در سریالهای کارآگاه و محاکمه به کارگردانی حسن هدایت بازی و با همین کارگردان، سینما را هم تجربه کرده است. اما عمده فعالیتهای او به صورت جدی به تئاتر و آن هم بازیگری در این عرصه مربوط میشود. سلطانی را اکنون در سریال عکاسخانه که از شبکه 2 سیما پخش میشود، میبینیم.
سلطانی درباره حضورش در عکاسخانه میگوید: حضور یک بازیگر در یک اثر محصول شرایط مساعد است. اینکه بازیگر درگیر کار دیگری نباشد، شرایط روحی و سلایق او، اخلاق و جهانبینی او با فیلمنامه، نقش، کارگردان، تهیهکننده، گروه بازیگران که همخوانی نسبی با آنها داشته باشد و البته تقدیر هم موثر است که البته من به آخری یعنی تقدیر اعتقاد ویژهای دارم.
بازیگر نقش حیران خان در عکاسخانه در پاسخ به این سوال که برای رسیدن به شخصیت صاحب قهوهخانه در بازار چه کرده است، میگوید: اینکه او از چه منظری به دنیا و واقعیتهای پیرامونش نگاه میکند، چه چیزهایی برایش مهم هستند و چه چیزهایی از اهمیت کمتری برخوردارند. آمیختگیاش نسبت به سنت، فرهنگ، مذهب، خانواده، وطن و واقعیتهای روزمره چگونه و به چه میزان است. شغلش چه تاثیری در رفتارهای فردی و اجتماعی او داشته است. برای بهدست آوردن تمام این اطلاعات، فیلمنامه را با دقت زیادی خواندم و آن را تحلیل کردم. همچنین با رجوع به برخی قهوهخانههای دایر تهران، برای رسیدن به این نقش مشاهده و مطالعه میدانی نیز داشتم که همه اینها کمک کرد بتوانم نقش حیرانخان را بازی کنم.
سلطانی در پاسخ به اینکه برای برجسته کردن نقش حیران خان در میان شخصیتهای عکاسخانه چه کرده است، میافزاید: مرحله اول تلاش من درجهت باورپذیرکردن نقش حیران بود. تمام تلاشم این بود و هست که با استفاده از تکنیک، کاری کنم که اولا برای خودم و سپس برای مخاطب بهعنوان حیران قهوهچی متقاعدکننده باشم.
وی درباره ویژگیهای فیلمنامه این مجموعه میگوید:فاصله گرفتن از سوژههای تکراری و پیش پا افتاده و پرداختن به سوژههای ملی و مضامین فرهنگی و نیکورفتاری ایرانی که میرود به ورطه فراموشی سپرده شود از ویژگیهای این فیلمنامه است.
سلطانی در پاسخ به اینکه پس از گذشت حدود 5 سال از پخش سری سوم این مجموعه تا چه اندازه تولید سری چهارم آن نیاز بوده است، میگوید: به اعتقاد من، هر کار موفقی که در چارچوب ارتقای فرهنگی قرار بگیرد و مخاطبش را نیز حفظ کرده باشد، دلیلی برای توقف تولیدش وجود ندارد.
بازیگر نقش حیران خان درباره برقراری ارتباط مخاطب با طراحی دکور عکاسخانه ادامه میدهد: طراحی صحنه و لباس عناصر مهمی هستند که علاوه بر مشخص کردن مکان و دوره تاریخی، ایجادکننده حال و هوا و فضای درام یا روایت نیز هستند. اما به دلیل محدودیت مالی بیشتر از آرشیو لباس و صحنه استفاده میشد که در کارهای دیگر نیز از آنها استفاده شده بود. به نظرم با چنین شرایطی، ایجاد این فضا با کمترین امکانات توسط طراح صحنه جای تقدیر دارد.
سلطانی در پاسخ به اینکه برای انتخاب بازیگر در چنین سریالهایی باید چه ویژگیهایی مدنظر قرار گیرد تا بازیگران بخوبی بتوانند ضمن شناخت کافی از داستان و شخصیتها نقش را به درستی اجرا کنند، میگوید: بازیگر به معنای واقعی کلمه با استفاده از تکنیک و دانش بازیگری نقش خود را در هر داستان یا اثری چنان ایفا میکند که متقاعدکننده، جذاب و تاثیرگذار باشد. اما گاهی توانایی بازیگر در یک گونه نمایشی بیشتر از گونههای دیگر است. شناخت کافی نسبت به تواناییهای بازیگر و هدایت درست او از سوی کارگردان، 2 رکن اساسی در موفقیت یک سریال یا فیلم به لحاظ بازیگری است.
عکاسخانه نوعی درام تاریخی است
بعضی بر این باورند که با سپریکردن کلاسهای بازیگری زیر نظر استادان این رشته میتوان بازیگر شد، اما بعضی بازیگران مانند مهدی میامی معتقدند بازیگری به خلاقیت وجودی خود هنرمند بستگی دارد؛ چیزی که خیلیها به آن جوهره بازیگری میگویند. مهدی میامی که تاکنون در فیلمهای پرنده کوچک خوشبختی، دختری با کفشهای کتانی، محاکمه، کمکم کن، بچههای ابدی، مخمصه و خواب زمستانی بازی کرده است، اکنون در عکاسخانه ایفای نقش میکند.
میامی درباره آشنایی با عوامل سریال عکاسخانه و مهدیپور میگوید: من را برای نقش دیگری غیر از آنچه در عکاسخانه میبینید دعوت کرده بودند. ابتدا با کارگردان درباره نقش یک مطرب صحبت کردم، اما بعد به نقش غلامی رسیدیم.
جلسه اول که با کارگردان صحبت کردم متوجه شدم او تمام کارهای من را از دوران دانشجویی و حتی اولین تئاترها دیده و کاملا با بازی من آشناست. یادم هست در زمان جنگ ایران و عراق هنگام بمباران نمایشی به نام «استقبال» را در برج آزادی به کارگردانی صادق هاتفی اجرا میکردیم. برج آزادی آن زمان تنها مکانی بود که پناهگاه داشت و فرصت اجرای نمایش را به ما میداد. فرزین مهدیپور از این نمایش و حتی دیگر نمایشهای من خبر داشت و کارنامه بازیگری من را دنبال کرده بود. به همین علت تصمیم گرفتم فرصت بازی در سریال کسی که خوب بازیهای من را میشناسد از دست ندهم.
این بازیگر درباره اینکه عکاسخانه جزو کدام سریالهاست، میگوید: سریال عکاسخانه نوعی درام تاریخی است. عبرتهایی دارد که در تاریخ به جای مانده و ما آنها را مرور میکنیم.
وی درباره ویژگیهای نقشش در این سریال میگوید: در عکاسخانه نقش پدر قهرمان قصه را بازی میکنم که مقابل خان میایستد و از طرف دیگر در زندگیاش دوگانگی پیش میآید؛ رابطه عشق و محبت میان او و 2 فرزندش در شرایطی که آنان را بدون مادر بزرگ کرده است و خود آرام و قرار ندارد. او تلاش میکند از خان انتقام بگیرد، دست پیشخوان را قطع میکند و از تهران فرار میکند و آواره میشود و دیگر قدرت حمایت از فرزندانش را ندارد و این ویژگیها از او پدری قهرمان میسازد.
پروانه حسینزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: