بخش دیگری از تیتراژ تصاویر برش خورده از قسمتهای مختلف سریال است که به صورت جداگانه و در اصطلاح اسپلیت اسکرین، البته در نوع نازلش به نمایش در میآید و بخشهایی از آن ناگهان نگاتیو ـ پوزیتیو میشود و تغییر رنگ میدهد، در حالی که تصاویر در قالبهای هندسی متفاوتی قرار میگیرند که هیچ هماهنگی و هارمونیای با هم ندارند. دقیقا مانند اندازه نام سریال ابتدای تیتراژ که از نظر زیباشناختی فاقد ارزش کافی است و میتوانست بهتر از این باشد. در تصویری، مستطیلی روی تصویر زیرین قرار میگیرد و رنگش تغییر میکند و در تصویری دیگر به شکلی دیگر و در ابعادی دیگر ظاهر میشود و همانطور که در مطالب قبلی بارها به این نکته اشاره شد، هیچ منطق خاصی در پس نشان دادن قسمتهای مختلف داخلی سریال در تیتراژ ابتدایی وجود ندارد و اگر هم وجود داشته، این منطق در اجرا شکست خورده است. اگر بنا بوده هیجان خلق کند، تصاویر نمایش داده شده به صورت کافی بار هیجان را منتقل نمیکنند و به مقدار زیادی تصنعی به نظر میآیند. اگر بنا بوده تعلیق ایجاد کند که مخاطب از خود بپرسد این بخش از تیتراژ مربوط به کدام قسمت میتواند باشد، باز هم ناموفق بوده است و علتش هم به تصاویر سریال بر میگردد که این فقدان در آنها مشاهده میشود و شاید صرف انتخاب نامناسب تصاویر برای تیتراژ نقطه ضعف آن محسوب شود و ضعف ماهیت تصاویر به خود سریال بازگردد که البته اگر چنین ضعفی واقعا وجود داشته باشد، میشد از تصاویر سریال استفاده نکرد و تیتراژ را با منطقی دیگر پیش برد که در این مسائل به مشکل بر نخورد.
موسیقی تیتراژ، پیرو یک کلیشه ثابت برای موسیقی سریالهای پلیسی ایرانی است؛ یک نوع ضرب خاص و سازبندی مشخص. اگر قرار باشد به سراغ بررسی موسیقی از جنبه موسیقایی آن نرویم، باید گفت با فضای سریال و سطح کیفی آن سازگار است و چیزی فراتر از تصاویر و تیتراژ نیست. از طرفی دیگر بار خلاقه خاصی ندارد و شکلی کاملا ثابت دارد.
در آخر باید گفت تیتراژ سریال کلانتر میتوانست خیلی متفاوت با آنچه هست، باشد، اما این اتفاق نمیافتد و نتیجه کار چیزی میشود که همسطح خود سریال است و ادعای خاصی ندارد.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم