در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مجموعه را ـ که هماکنون از شبکه 2 سیما در حال پخش است ـ میتوان یک اثر پویانمایی کامل و جذاب دانست که با وجود تناسبش با مدیوم تلویزیون و اقتضائات این رسانه بخصوص، در دام اطناب بیهوده یا پردازش سطحی و کلامی گرفتار نشده و همان اندازه که کمیک و آموزنده است، قوت ساختاری هم دارد و به لحاظ تکنیکی جزو آثار برجسته کودک و نوجوان به شمار میآید.
انیمیشن مستربین، یک شخصیت محوری دارد که نه فقط برای بزرگسالان که برای کودکان هم آشنا و دوستداشتنی است. با این حال از آنجا که نسخه واقعی این سلسله داستانها با توجه به نیاز مخاطب بزرگسال تهیه و تولید شده و طبعا در مواردی با نیاز مخاطب کودک همخوانی ندارد، اقدام به ساخت ورژن کارتونی از این مجموعه تصمیمی بجا و قابل تقدیر است که میتواند توجه کودکان را از نسخه بزرگسال مجموعه به نسخه کارتونی آن جلب کند و باعث نشود علاقه و توجه خردسالان به این شخصیت کمیک سینما آنها را به سمت فیلمهای بزرگسالانه مستربین که بعضا شوخیهای نامناسب با حال و هوای کودکی دارند، بکشاند.
برای آنکه بحث درباره کودکانه بودن نسخه کارتونی مستربین در حد ادعا باقی نماند و با مثال و نمونه مصداقی همراه باشد یکی از قسمتهای مجموعه را که «شهامت بین» نام داشت، مورد توجه قرار دادهایم. مستربین در حال عکاسی از یک پروژه حفاری باستانشناسی است که ناگهان به صندوقچهای از طلا و جواهرات برمیخورد که توسط حفارانی که زیر نظر پلیس مشغول به کار هستند از زیر خاک بیرون کشیده شده است. مستربین که از نظر مالی در مضیقه است و توان پرداخت اجاره خانهاش را به پیرزن بداخلاق صاحبخانه ندارد، وسوسه میشود از همین موقعیت برای پولدار شدن استفاده کند. او برای خودش نمونهای مشابه از ردیاب مغناطیسی کاوشگران آثار باستانی میسازد و شب سراغ پیدا کردن گنج میرود. در این میان 2 نفر دیگر هم هستند که به موازات او میخواهند گنج را مال خود کنند. کشمکش میان مستربین و دزدان آثار تاریخی سیر اتفاقات فیلم را پیش میبرد و به آن جذابیت و تعلیق دراماتیک میدهد. از آنجا که مستربین آدم خوششانسی است در مرحله اول اوست که موفق میشود گنج را به دست بیاورد، اما خیلی زود توسط دزدها در خانهاش به دام میافتد و به صندلی بسته میشود. پیرزن صاحبخانه از راه میرسد و حساب دزدها را کف دستشان میگذارد، اما به جای آزاد کردن مستربین به جواهرات داخل صندوقچه چشم میدوزد. اینجاست که پلیس از راه میرسد و همه را دستگیر میکند و از مستربین که به نظر، تنها قربانی این دزدی به ظاهر سازمانیافته است، تشکر میکند. در واقع خوششانسی مستربین تا آنجا به یاری او میآید که دزدیاش را شهامت جلوه میدهد و اینکه میخواسته جلوی دزدها بایستد و جواهرات را به صاحب اصلیاش برگرداند. پلیس، دزدها را همراه پیرزن صاحبخانه با خود میبرد و بین به تنها سکه طلایی که برایش باقی مانده دل خوش کرده است. اما آن یک سکه هم از دستش رها میشود و به کانال فاضلاب میافتد. حالا این از خوششانسی اوست یا از بدشانسیاش؟ این را دیگر مخاطب باید دریابد.
میبینیم فیلم به لحاظ داستانی پر است از جزئیات دراماتیک که با سادگی هرچه تمامتر پرداخت شدهاند. همه عناصر خلق درام، از شخصیت مثبت و منفی گرفته تا کشمکش، گره و نقطه عطف و به دنبالش گرهگشایی و بازگشت به تعادل، در همین داستان کوتاه کودکانه وجود دارند، بخصوص اینکه فیلم کاملا بدون کلام است و صرفا بر تصویر و موسیقی تکیه دارد. در واقع سازندگان در داستانگویی بصری آنقدر مهارت داشتهاند که به کمک گرفتن از کلام برای پیشبرد داستان نیاز نداشته باشند و این خود یکی از مهمترین وجوه قوت ساختاری مجموعه انیمیشن مستربین است. معمولا انیمیشنهای بیکلام را برای جشنوارههای پویانمایی میسازند و تلقی عام این است که انیمیشن تلویزیونی ناگزیر باید با کلام همراه باشد، اما میبینیم مجموعه مستربین از این نظر پا جای پای آثار برجستهای میگذارد که از دیرباز مورد توجه مخاطب کودک بودهاند و تنها در برهه زمانی خاصی به کلام روی آوردهاند؛ مثل انیمیشن تام و جری که بهترین قسمتهایش بیکلام است و به دیالوگ اتکا ندارد.
اما از نظر بار آموزشی و محتوایی اثر هم میتوان به نکات قابل توجهی اشاره کرد که در داستان همین یک قسمت از مجموعه مستربین نمود بارز و مشخص دارد. مورد اول، آموزه بخشندگی و خوشخلقی است که قرار است با شخصیت پیرزن صاحبخانه به مخاطب ارائه شود، ولی به صورت معکوس یعنی به شکل ادبآموزی از بیادبان. پیرزن صاحبخانه آدم تندخو و پولدوست و طمعکاری است که با رفتار خود مستربین را به راه خلاف کشانده است. طبیعی است در پایان باید مکافات عمل ببیند و به زندان بیفتد و دست از سر مستربین بردارد. مورد دیگر، عمل غیراخلاقی دزدی است که آن هم با دستگیری نهایی دزدها به درستی در فیلم مورد نکوهش قرار میگیرد. نکته آخر؛ مستربین دزدی نکرده و فقط برای خودش گنجی پیدا کرده که آن را مال خود میداند. او مکافات نمیشود، چون میدانیم ذاتا آدم خوبی است و تقصیری ندارد و اگر اشتباهی از او سر میزند از روی نادانی و سادگی است. اما بالاخره او هم خطا کرده و نباید از این کار نتیجه خوبی ببیند. مجازات او این است، جواهراتی را که متعلق به او نیست از او میگیرند و با خود میبرند. حالا میماند آن یک سکه که به ظاهر از روی بدشانسی از دست بین رها میشود و داخل کانال فاضلاب میافتد. شاید دلیلش این باشد که بین نباید آلوده این شکل زندگی غیراخلاقی که بنیانش بر پولدوستی و طمع است، بشود و این اتفاقا از خوششانسی اوست که تقدیر برایش چنین رقم میزند و به جای متهم شدن به دزدی، به عنوان یک شخص با شهامت مورد تحسین قرار میگیرد تا دور این قبیل کارهای نادرست را خط بکشد.
انیمیشن مستربین از نظر تکنیکی هم اثری خوشساخت و حرفهای است. طراحی شخصیت کاراکتر مستربین در عین سادگی آنقدر دقیق و همراه با جزئیات کامل انجام شده که عینا شخصیت واقعی مستربین را تداعی میکند. انگار نه انگار که در اینجا با فرمهای گرافیکی مواجهایم و در حال مشاهده کاریکاتور مستربین هستیم نه خود واقعی او. بهعلاوه ارزش خطی طراحیها به قدری قوی است که بخوبی چشم را به سمت سوژه مورد تکیه کارگردان جلب میکند و مانع سردرگمی مخاطب میان المانهای مختلف موجود در تصویر میشود. رنگها شاد و خالص هستند و دوبعدی بودن کار هم به کودکانگی نقاشیهای اثر افزوده است. کادرهای تصویر شلوغ نیستند و حوصله مخاطب را سر نمیبرند.
طول هر پلان دقیقا به اندازه اتفاقی است که در آن رخ میدهد، نه کمتر است که مانع دریافت صحیح مضمون پلان بشود و نه بیشتر که باعث کشدار شدن فیلم شده و موجبات از دست رفتن تمرکز حواس مخاطب را فراهم کند. همه چیز به درستی در جای خود قرار گرفته و باعث شده انیمیشن مستربین معادل کودکانه خوبی برای فیلمهای کمدی جذاب و دوستداشتنی رووان اتکینسون باشد. معادلی که فقط ترجمه اثر اصلی به زبان کودکانه نیست، بلکه با توجه کامل به نیاز کودک و همچنین پسند و سلیقه او ساخته شده و طبعا بار آموزشی و اخلاقی بیشتری هم نسبت به نسخه اصلی دارد.
بهار عسگری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: