اشراق

خورشید و ماه

همزمانی سالروز رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) با خود احساس غمی غریب به همراه دارد؛ غمی که از غربت حقیقت سرچشمه می‌گیرد و از تنهایی هماره‌ رهروان راستین آن. پیامبر گرامی اسلام (ص) در همان روزی چشم از جهان فرو می‌بندد و به خواسته‌ او مبنی بر حاضر کردن قلم و مرکبی برای وصیت، پاسخی نامناسب می‌دهند که در آینده‌ای نه چندان دور همین روز مصادف با روز شهادت دومین جانشین برحق او، یعنی امامی که به رسم نامبارک روزگار از مسند خلافت که حق مسلم او و مسلمانان پیرو راه پیامبر (ص) است محروم می‌شود و خوی شیطانی انسان، کاری‌ترین زخم خود را بر پیکره‌ حقیقت وارد می‌آورد.
کد خبر: ۴۵۳۳۶۶

امام حسن (ع) در شرایطی ناچار به پذیرش صلح با معاویه می‌شود که عدد پیروان راستین پیامبر (ص) رو به کاستی نهاده و هرگونه اقدامی به جز پذیرش صلح، می‌تواند تداوم و بقای حیات اسلام و مسلمین را دستخوش لطماتی جبران‌ناپذیر کند.

28 صفر روزی است که از یک طرف خورشید عالمتاب رسالت به سرخی و غروب می‌گراید و از طرف دیگر ماه پرتلألوی امامت در شب ظلمانی زمین و زمان پشت ابر تردید و جهل مردمان پنهان می‌شود. زمانه امام حسن (ع) همزمان است با استحاله‌ مسند خلافت به مسند پادشاهی و شهادت حضرت مصادف با پایان امید مسلمانان مبنی بر استمرار حکومت اسلامی در جامعه‌‌‌ای که زمانی زعامت آن را بزرگمردانی چون محمد (ص) و علی (ع) عهده‌دار بودند.

با رحلت پیامبر (ص) نخستین جرقه‌ عناد و دشمنی در دل به ظاهر یارانی که تو گویی یاری‌شان صرفا مقید به زمان حیات پیامبر (ص) بوده، شکل می‌گیرد و با شهادت امام حسن (ع) این جرقه که پیشتر در زمان امیرالمؤمنین علی (ع) شعله‌ور شدن را آزموده بود، اینک آتش به بنیان حقیقت می‌زند و بر آن است تا بر ویرانه‌های برجای مانده از آن، خانه‌ای دیگر بنا کند؛ غافل از آن‌که این خانه به تعبیر قرآن کریم چونان خانه‌ عنکبوت سست و بی‌بنیاد است و زوالش دیری نخواهد پایید.

با شهادت امام حسن (ع) قدرت سیاسی که می‌بایست ابزار خدمت به خلق باشد تبدیل به هدف می‌شود و در مقابل، بهره‌کشی از نیروی خلق، ابزار رسیدن خلفای مستبد اموی و عباسی به قدرت می‌گردد. حال آن‌که قدرت سیاسی صرفا وسیله‌ای است برای برآوردن نیاز خلق نه دستاویزی برای از میان برداشتن آنها چنان‌که شاعر می‌گوید: تو را تیشه دادم که هیزم کنی، ندادم که ریشه ز مردم کنی.

اما با همه‌ این احوال، سوگواری ما شیعیان و مسلمانان بر عزای از دست رفتن بزرگانمان تنها اشک و آه و حسرت نیست ، بلکه حماسه‌ای است حیات‌بخش که کوچک‌ترین نسبتی با نومیدی و یأس منفعلانه ندارد. خورشید رسالت و ماه امامت شاید پشت ابر پنهان شوند اما فناناپذیرند و در همه حال، زمینیان را از نعمت وجود پربرکت خویش بهره‌مند می‌سازند. ما از غربت حقیقت و تنهایی پیروان راستین آن مغمومیم و از رحلت پیامبرمان و شهادت اماممان سوگواریم، اما می‌دانیم که در راه هدایت نباید از کمی یاران بهراسیم و این کلام مولایمان امیرالمؤمنین علی (ع) است که فرموده: لاتستوحشوا فی طریق الهدی لقله اهله.

آزاد جعفری / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها