در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همین ابتدا باید این نکته را مطرح کرد که انتظار از یک روزنامهنگار اجتماعی این است که در شعرهایش هم رویکردهای اجتماعی و گاه حتی سیاسی نمود بیشتری داشته باشد، اما به نظر میرسد صولت فروتن ترجیح داده است تا در حوزه شعر و نثر ادبی بیشتر رویکردی تغزلی و عاشقانه داشته باشد و به قول معروف بسیاری از نوشتهها و سرودههایش از دل برآمده باشند تا بر دل بنشینند؛ اگرچه نمیتوان این نکته را نایده گرفت که او هنگامی هم که سطرهایی سرشار از عاطفه و احساس را به روی کاغذ میآورد از برخی دغدغهها و روزمرگیهای اجتماعی و روابط انسان معاصر هم غافل نیست.
«24 ساعت شب» مجموعه سرودهها و نوشتههای مربوط به سالهای 87 تا 89 این شاعر و روزنامهنگار جوان را در بر میگیرد.
صولت فروتن در یکی از شعرهایش با مردم و مردمک بازی جالبی انجام میدهد؛ بازیای که شاید به روزرسانی این بیت حضرت لسان الغیب باشد که میگوید:
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است
در شعر دیگری که از او امروز میخوانیم رویکردهای مدرن و آوانگارد شاعر هم نمایان است و نشان میدهد او با برخی بازیهای فرمی و زبانی که بخصوص در دهه 70 از سوی شاعران جوان به کار گرفته میشد، آشناست.
صولت فروتن این هفته با 2 شعر و به بهانه انتشار 24 ساعت شب مهمان آینههای روبهرو است:
1
مردمک نگاه این آبادی هرز رفته است
من
مردم چشمان تو را دوست دارم
که هنوز از نجابت آدم به وجد میآید
مردمک نگاه این کوچه، آب سیاه میخواهد
و باران در مردم چشمان تو جاریست
2
با من سخن بگو
سکوتم را بشکن
نگاهم را بتکان
به حرف بیاور مرا
تو را در من زنده کن
من را در خود بمیران
به حرف بیاور....
مرا از این نقطه....چین....ها رها کن !
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: