شاید اولین سوالی که در مواجهه با فیلم شما برای مخاطبان پیش میآید ماجرای تغییر عنوان آن باشد. اگر ممکن است توضیح دهید که چرا اسم فیلم از 6 نفر زیر باران به در امتداد شهر تغییر پیدا کرد.
همانطور که میدانید در جشنواره سال گذشته ورژن دیگری از این فیلم به نمایش گذاشته شد که روایت و کلا تدوین آن با نسخه فعلی متفاوت بود. به دلایلی که در ادامه مصاحبه توضیح خواهم داد ما تصمیم گرفتیم روایت و تدوین این فیلم را عوض کنیم. وقتی روایت و تدوین فیلم تغییر کرد متوجه شدیم که کلا با فیلم دیگری مواجه شدیم و برای اینکه مخاطب هم بداند که با فیلم دیگری سر و کار دارد اسمش را تغییر دادیم.
حالا چرا در امتداد شهر؟
وقتی تصمیم بر این شد تا عنوان فیلم تغییر کند من، تهیهکننده و دوستان یکسری گزینه را انتخاب کردیم که یکی از آن گزینهها در امتداد شهر بود؛ در این پروسه انتخاب اسم یک سری از اسمها حذف شد و از تعدادی دیگر از اسمها هم اجازه نداشتیم استفاده کنیم و در نهایت به در امتداد شهر رسیدیم.
برخلاف شما من فکر میکنم این تغییر اسم باعث سردرگمی مخاطبان میشود. ممکن است آنهایی که 6 نفر زیر باران را در جشنواره دیدهاند در وهله اول فکر کنند در امتداد شهر فیلم جدیدی است اما بعد که به سینما بیایند با فیلمی تکراری مواجه خواهند شد.
آن مخاطبی که در جشنواره فیلم را دیده قطعا پیگیر فیلم هم بوده و با تغییر اسم آن هم بیگانه نیست و میداند که به چه دلایلی عنوان فیلم عوض شده است. اصلا معتقدم این تغییر یک نوع احترام به مخاطب است و چون ما کلا تدوین فیلم را تغییر دادیم و اصلا فیلم دیگری شده بود به احترام همان مخاطب با تغییر اسم هم نشان دادیم که این فیلم آن فیلم نیست.
در تدوین جدید بیشتر چه چیزهایی را تغییر دادید و با چه هدفی این تغییرات صورت گرفت؟
ببینید در تدوین جدید روایت تاحدودی عوض شده است. فیلمنامه 6 نفر زیر باران یک فیلمنامه پازلی و متقاطع بود که حول محور 6 شخصیت اصلی آن داستانکهای زیادی وجود داشت. این 6 شخصیت هر کدام در مقاطع کوتاهی به صورت متقاطع دیده میشدند و روایتهای آنها بالطبع به صورت متقاطع بیان میشد. با بازخوردهایی که ما در جشنواره داشتیم متوجه شدیم که این تقاطع زیاد است و این روایتهای بسیار ریز ممکن است تا حدودی بیننده را دچار سردرگمی کند. در نسخه جدید تصمیم گرفتیم داستانهای هر شخصیت را بهصورت مجتمعتری بیان کنیم و به همین خاطر روایت تاحدی متفاوت شد.
یعنی نظر منتقدان در نسخه در امتداد شهر لحاظ شده؟
بله، سعی کردیم علاوه بر نظر مخاطبان، نظر منتقدان را هم تا حدودی لحاظ کنیم.
بعد از پخش نسخه جدید تا به حال چه بازخوردهایی گرفتید؟ فکر میکنید این تغییرات موفقیتآمیز بود؟
البته هنوز برای نتیجهگیری بازخوردها زود است، اما تا به این لحظه نیز بازخوردها متفاوت بوده. بعضیها فیلم را دوست دارند و بعضیها دوست ندارند، ضمن اینکه نقدهای سازنده و اصولی در رابطه با فیلم هم هنوز منتشر نشده است.
کدام ویژگی فیلمنامه 6 نفر زیر باران در ابتدای کار باعث شد تا تصمیم بگیرید آن را بسازید؟
روایت این فیلمنامه. من قبل از این فیلم دموکراسی تو روز روشن را کار کرده بودم. بعد از دموکراسی... دنبال فیلمنامهای بودم که فضای جدیدی را با آن تجربه کنم و برایم مهم بود که نوع روایت هم جدید باشد. وقتی فیلمنامه 6 نفر زیر باران که تقریبا چنین ساختاری را داشت خواندم دیدم فضای خیلی خوبی است و به آن چیزی که من در ذهنم دارم نزدیک است. از اول هم میدانستم که ساختنش کار بسیار سختی است و هنوز مخاطب ما به این نوع روایت عادت ندارد.
استفاده از اسمهای واقعی افراد به عنوان اسم کاراکتر برای استفاده از صبغه خوبی بود که از آنها در ذهن مخاطب وجود دارد. همین که رضا رشیدپور یا فرزاد حسنی میآید برای مخاطب جذاب است، اما دلیل نمیشود که وقتی به اسم رضا رشیدپور بازی میکند دقیقا هم خودش باشد
دلیل تغییر بعد از جشنواره هم همین بود. ولی فکر میکنم که با فیلمنامه بسیار خوبی روبهرو بودم و خوشحالم که چنین فضایی را تجربه کردم.
در انتخاب بازیگر به نظر میرسد سعی کردهاید از چهرههایی استفاده کنید که تحت عنوان ستاره سینما از آنها یاد میشود. حتی از مجریان شناخته شده تلویزیون هم استفاده کردید. این انتخابها به قصد فروش بوده یا صرفا دوست داشتید بازی گرفتن از این افراد را تجربه کنید.
حتما کسی که از سوپراستارها در فیلمش استفاده میکند به فروش هم فکر کرده است و اگر بگوید فروش برایش مهم نبوده این سوال پیش میآید که چرا از این بازیگرها استفاده کرده. برای من هم حتما گیشه مهم بوده، چون هم این فیلم و هم فیلم قبلیام با سرمایه شخصی ساخته شد و طبیعی است که باید به بازگشت سرمایه هم فکر کنم. یکی از نشانههایی که در سینمای ما برای بالا بردن فروش یک فیلم قابل استفاده است بازیگران هستند و فی نفسه هیچ اشکالی ندارد که ما از بازیگرانی که میتوانند طیفهای مختلفی را به سینما بکشانند در فیلمهایمان استفاده کنیم. البته معتقدم این استفاده باید به نحو شایسته و مناسب صورت بگیرد.
دلیل استفاده از اسم اصلی پرسوناژها در کار شما هم به خاطر گیشه بود؟ مثلا چه لزومی دارد که فرزاد حسنی نقشی همنام خودش را بازی کند یا رشیدپور و گلزار با همان اسمهای خودشان در فیلم شما حاضر شوند ضمن اینکه نقش این افراد در فیلم شما با زندگی واقعی خودشان متفاوت است.
بگذارید اسمش را گیشه نگذاریم. این اسمها از ابتدا در خود فیلمنامه بود. استفاده از اسمهای واقعی افراد به عنوان اسم کاراکتر برای استفاده از صبغه خوبی بود که از آنها در ذهن مخاطب وجود دارد. همین که رضا رشیدپور یا فرزاد حسنی میآید برای مخاطب جذاب است، اما دلیل نمیشود که وقتی به اسم رضا رشیدپور بازی میکند دقیقا هم خودش باشد. گلزار هم در فیلم میبینیم که میخواهد از همسرش جدا شود، اما در واقعیت که چنین چیزی نداریم. این اسمها فقط برای این بوده تا از پیشینه ذهنی که مخاطب نسبت به آنها دارد استفاده کنیم و طبیعی است که زندگی این افراد در واقعیت با آنچه در فیلم وجود دارد متفاوت باشد.
در ابتدای فیلم شما متوجه میشویم که قرار است شان پن به ایران بیاید، اما هیچ تصویری از او نمیبینیم. این بازیگر چند سال گذشته چنین سفری به ایران داشته. بهتر نبود از همان تصاویر موجود بخشهایی را به فیلمتان اضافه میکردید تا کمی واقعیتر جلوه کند؟
تصاویر را گرفتیم و خوب نبود. اصلا تصاویر موجود از شان پن کیفیت مورد نظر ما را نداشت.
به نظر میرسد فیلمنامه در امتداد شهر با وجود اینکه مجددا تدوین شده نیاز به چکش کاری بیشتری داشته تا شسته و رفتهتر شود.
فیلمی که در حال حاضر میبینید فیلمنامهاش خیلی چکشکاری شده منتها فیلمی که میبینید ماحصل آن فیلمنامه چکشکاری شده نیست. یکسری از پازلهای مهم این فیلم درآمده است. جواب بسیاری از سوالات فیلم از فیلم حذف شده. من چه بگویم.
به عنوان نمونه آنچه از فرزاد حسنی در فیلم شما باقیمانده حتی میشود که حذف شود. این شخصیت اصلا حضور یا عدم حضورش هیچ تفاوتی را ایجاد نمیکند.
خب اگر میخواستیم چنین کاری کنیم فیلم خیلی کوتاهتر میشد. همینطوری هم فکر میکنم زمان فیلم در حدود 87 دقیقه است. با توجه به اینکه پازل اصلی فرزاد حسنی از فیلم حذف شده این چیزی که میگویید درست است. مطمئن باشید که حضور او در فیلمنامه جواب منطقی داشته و فیلمبرداری شده و در نسخه اصلی هم بوده، اما به دلایلی شما آن را نمیبینید.
خب این جواب مناسبی برای مخاطبی که در ذهنش سوال ایجاد شده نیست.
من باید چه کار کنم؟ فرزاد حسنی یکی از 6 نفری است که ماجرایش روایت میشود. اگر او را حذف میکردیم چیزی از فیلم باقی نمیماند. فیلم 60 دقیقه میشد. شما فقط به من بگو علی عطشانی چه باید میکرد که نکرد.
به این فکر نکردم.
شما خودت را بگذار جای من. یک سال زندگی و اعتبارمان را گذاشتیم برای فیلم. حدود یک میلیارد هزینه شده. من
2 راه داشتم؛ یا باید فیلم را به طور کامل کنار میگذاشتم و از اکران فیلم کاملا صرفنظر میکردم و حتی اجازه نمیدادم که یک فریم از فیلمم را حذف کنند یا اینکه وفادار بمانم به آن کسی که در چرخه صنعت سینما هزینه کرده و نسبت به اصلاحات صورتگرفته منعطف باشم تا بخشی از هزینهها بازگردد.
اما به نظر من این انعطاف روی مخاطب تاثیر منفی میگذارد.
من تا جایی که در توانم بود و تا جایی که میشد سعی کردم این اتفاق نیفتد.
علاوه بر این در فیلم در امتداد شهر تبلیغات آزاردهنده و پررنگی را از اسپانسر فیلم شاهدیم. نمیشد کمی حرفهایتر و پنهانتر با این قضیه برخورد کرد؟
واقعا چیزی است که در دست من نیست. این مساله را بیشتر باید تهیهکننده توضیح بدهد تا من. تا آنجا که باید سعی کردم این اتفاق نیفتد، ولی حالا سرمایهگذار فشاری داشته یا تهیهکننده به چه دلیلی مجبور شده این کار را انجام دهد، خود تهیهکننده باید پاسخگو باشد.
شما در این زمینه مقاومتی نکردهاید؟
به نظر من تهیهکننده هم گناهی ندارد. اصولا وقتی فیلم در بخش خصوصی تهیه میشود راه فراری از جذب اسپانسر نداریم. وقتی کف ساخت فیلم در ایران 800 ، 900 میلیون تومان است، نمیتوان جلوی سرمایهگذار و... ایستاد و مانع جذب تبلیغات شد.
در فیلم شما 2 مجری مطرح تلویزیون به عنوان بازیگر حضور دارند و در خلال بازیهای آنها اشاره به برنامه هفت و برخی از تهیهکنندگان تلویزیون هم میشود. از این حرفها به دنبال چه بودید؟
اینها شوخی یا انتقاد است. به نظر من نباید ناراحت شویم. نه دوستان ما در صدا و سیما و نه آقای جیرانی و عوامل برنامه هفت. به هر حال آقای جیرانی برای همه ما عزیز است و به اندازه سن من کار کرده. این صرفا یک شوخی بود که از ابتدا هم در فیلمنامه وجود داشت و ما از آن استفاده کردیم. حتی شوخیهای دیگری که با مدیران بعضی از بخشها کردیم به نظر من تنها یک انتقاد سازنده، محترمانه و منصفانه است و قصد توهینی هم نداشتهایم.
از نظر شما نقطه قوت در امتداد شهر کجاست؟
روایت متقاطع و کارگردانی.
و بهترین سکانس؟
خیلی از سکانسهایی که حذف شد. زیباترین بخش فیلم به نظر من سکانس فرزاد حسنی و سردار خاقان بود.
با توجه به آنچه در تبلیغات فیلم شاهدیم، آیا واقعا شما اولین فیلم سهبعدی ایران را ساختهاید؟
بله. فیلم در امتداد شهر اولین فیلم سهبعدی سینمای ایران است که بعضی از سکانسهای این فیلم با همان متد و روشی که در سینمای سهبعدی دنیا کار میشود به صورت سهبعدی فیلمبرداری شد. سهبعدی بودن آن هم به صورت آزمایشی نیست و کاملا تصاویر به صورت حرفهای همانند فیلمهای روز دنیا تصویربرداری شد. دقیقا از همان فناوری 2 دوربین با 2 لنز نزدیک به هم استفاده کردیم.
سختی کار هم در جایی بود که مجبور بودیم بخشهای سهبعدی را 2 بار فیلمبرداری کنیم، یکبار با دوربین خود ما یعنی همان فیلمی که همه میبینند و یکبار هم به خاطر سهبعدی شدن. البته به این دلیل که ما در سینماهایمان امکان نمایش فیلم سهبعدی نداریم، قرار است بعد از اکران فیلم تهیهکننده علاوه بر نسخه ویدئویی اثر، نسخهای را هم همراه با عینک مخصوص به بازار عرضه کند و وقتی سکانسهای سهبعدی فیلم شروع شد با زیرنویس به مخاطبان اطلاع بدهیم که عینکهایشان را به چشم بزنند. مخاطبان این فیلم با تلویزیونهای معمولی هم میتوانند صحنههای سهبعدی کار را ببینند. این فیلم همچنین عکسهای سهبعدی زیادی هم دارد.
از تلفن همراه رئیسجمهور چه خبر؟ به جشنواره میرسد؟
فیلمبرداری تلفن همراه رئیسجمهور به پایان رسیده است. مراحل صداگذاری و تدوین آن هم تمام شده. علیرضا کهندیری هم مشغول ساخت موسیقی آن است و امیدوارم در جشنواره مورد توجه قرار بگیرد.
این فیلم چه جایگاهی در میان دیگر فیلمهایتان دارد؟
بهترین فیلمی است که تا به حال ساختهام.
مبینا بنیاسدی/ جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم