در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرایی تکراری است؛ ماجرای جادههای پرپیچ و تاب و راههای دور به سمت مقاصد گردشگری، این پا و آن پا شدن گردشگران و چشمهای نگرانشان که پی سرویسبهداشتی میگردند و آههای ناامیدانهشان که «پس کجا باید رفت . » و پمپبنزینها و مساجدی که وقتی به چشم گردشگران میآیند همه نفس راحتی میکشند و راهنماها آرام در گوش راننده میگویند: «لطفا همین جا توقف کنید». آن وقت است که گردشگران پیاده میشوند یا پمپ بنزینی پر از خودرو میبینند که بوی تعفن از دستشویی کوچکش تا آنجا که خودروها ایستادهاند به مشام میرسد یا با مسجدی مواجه میشوند که متولیاش سرش را پایین انداخته است و با تاسف میگوید: «بفرمایید... تازه شسته شده... تمیزه...»
این ماجرا فقط درباره گردشگران خارجی صادق نیست. ما و شما هم اگر به سفر برویم و در اواسط راه بخواهیم از سرویس بهداشتی عمومی استفاده کنیم چارهای نداریم جز اینکه سر بچسبانیم به شیشه خودرو و خیره شویم به جادههای خالی کشوری که متولیان صنعت گردشگریاش هر از گاه از جذب 20 میلیون گردشگر در آیندهای نزدیک دم میزنند. در این شرایط یا نمیتوانید سرویس بهداشتی پیدا کنید یا پس از گشتن فراوان به اتاقکهایی کثیف میرسید که از در و دیوارشان میکروب میبارد و زمینشان از گل و لایی مرطوب و لزج، قهوهای شده است، سیفونهایشان در هجوم مگسها چکه میکنند و بوی ناخوشایندشان حتی برای چند ثانیه ایستادن را نیز در آنها ناممکن کرده است. اینجور وقتهاست که دیگر چارهای نیست جز این که گردشگران داخلی و خارجی دست به دامن مکانهای عمومی شوند که سرویسهای بهداشتی تمیز دارند، اما فلسفه ساختشان صرفا استفاده از سرویس بهداشتیشان نبوده است؛ مکانهایی مانند مساجد و پمپ بنزینها.
معضل کمبود سرویسهای بهداشتی عمومی در مسیرهای گردشگری و حتی در فضاهای شهری مشکلی تازه نیست ، بهطوری که سالها پیش وقتی امر به بسیاری از مسوولان مشتبه شد که گردشگری میتواند درآمدزا باشد و یک صنعت محسوب شود، متولیان توسعه صنعت گردشگری را به این نتیجه رساند که رونق دادن به بازار این صنعت، زیرساختهایی میخواهد که یکی از ابتداییترین آنها سرویسهای بهداشتی است.
کار به آنجا رسید که حدود 3 سال پیش، یعنی زمانی که رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی ، صنایعدستی و گردشگری کشورمان به اسپانیا سفری کرده بود فهمید که کار ساخت سرویس بهداشتی عمومی از دست ایرانیها برنمیآید! و در نتیجه درصدد برآمد از طریق شرکتی اسپانیایی 1000 دستگاه سرویس بهداشتی به جادههای کشورمان اضافه کند، اما این طرح هم به مرحله اجرا نرسید و پس از این ماجرا، دیگر کسی یادش نیفتاد که تکلیف گردشگران داخلی و خارجی که بیطاقت و قرمز شده، به دنبال سرویس بهداشتی میگردند و از سفر کردنشان پشیمان شدهاند در شهرها، روستاها و جادههای کشور چیست؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: