ادبیات داستانی معاصر ایران حضور چشمگیری در عرصه ادبیات جهان ندارد. پژوهشگران علل و عوامل مختلفی را برای آن ذکر میکنند.
نخستین نکته، شاید مساله زبان باشد. صاحبنظران اعتقاد دارند برخی زبانها از جمله زبان فارسی در بنبست خوانش قرار دارند. از آنجا که تعداد سخن گویان حوزه زبان فارسی در مقایسه دیگر زبانها گسترده نیست، لاجرم آثار تولید شده این زبان، از مرزهای جغرافیای این کشورها عبور نمیکند.
در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا، نهادهای دولتی و حتی غیردولتی این مهم را به عنوان یک سیاست ملی و ادبی دنبال میکنند. حتی در برخی کشورها سفیران و کارداران فرهنگی خود را از میان هنرمندان و نویسندگان انتخاب میکنند تا این مهم دقیقتر و کارشناسیتر انجام شود. متاسفانه این امر در کشور ما بیسابقه، غیر جدی و کماهمیت تلقی شده است. کارنامه فعالیتهای رایزنیهای فرهنگی در خارج از کشور گواه این ادعاست.
عملکرد نهادهای دولتی مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، همچنین سازمان فرهنگ و ارتباطات که ظاهرا مسوولیت مستقیم در این زمینه دارد، مایوسکننده است.
چند تایی کتاب هم که در این سالها ترجمه شده، بیشتر در خارج از کشور به مدد علاقهمندی فردی مترجم، بانی یا موسسه فرهنگی و انتشاراتی اتفاق افتاده است. هیچ جریان منظم برنامهدار مشخصی مسوولیت این مهم را به عهده ندارد.
جریان ترجمه آثار داستانی در کشور ما یکسویه است. به این معنا که ما فقط آثار ادبی ملل دیگر را به زبان فارسی ترجمه میکنیم. در چند سال اخیر برخی از نهادهای دولتی با هدف معرفی ادبیات داستانی ایران به جهان، کتابهایی را به عنوان کارنامه نشر خود معرفی کردهاند.
پشت صحنه این کارنامه، بسیار تاثرانگیز و مایوسکننده است. این نهادها اغلب، کتابهای انتخابی موسسه خودشان را به مترجمی سفارش میدهند و بعد به هزینه خودشان در ایران یا خارج از کشور کتاب را منتشر میکنند. در بسیاری از موارد اخبار ناراحتکنندهای از سرانجام این کتابها و شیوه توزیع آن میرسد. در حالی که این فرآیند اغلب در کتابهای دیگر مسیری متفاوت دارد. دولتها و نهادها تنها وظیفه معرفی آثار را برعهده دارند و این انتخابگران بینالمللی هستند که سرمایهگذاری میکنند و به شیوههای متناسب خودشان آثار را منتشر میکنند. چند کتاب که در طول این سالها از طریق غیردولتی در خارج از کشور منتشر شدهاند بر این سیاق نشر یافتهاند.
در تحلیل این شرایط نباید وضعیت عمومی نشر کتاب و مشکلات این حوزه را ازیاد برد. بیشک معضلات چرخه تولید کتاب از مرحله تولید تا نشر و پخش آن در این وضعیت تاثیر مستقیم دارد.
مشکلات عمده پدیدآورندگان از جمله روشن نبودن وضعیت کپیرایت، پایین بودن دستمزدها، مشخص نبودن وضعیت خدمات اجتماعی و بازنشستگی نویسندگان و... میتواند در این شرایط تاثیرگذار باشد.
همچنین مشکلات ممیزی، ناامنیها سرمایهگذاری ناشران به عنوان مهمترین بخش اقتصادی نشر کتاب در این وضعیت تاثیر دارد.
صنعت نشر، وضعیت پخش و فروش کتاب هم که چندان نو، کارآمد و به روز نیست در این بستر موثر است.
با این وجود نباید فراموش کرد که متن خوب و ارزشمند راه خودش را دیر یا زود درعرصه جهانی باز میکند. در طول این سالها آثار متنوع داستانی در ایران منتشر شده که بیتردید اگر به زبانهای دیگر ملل ترجمه شود، مخاطبان جهانی خود را مییابد.
محمدجواد جزینی / نویسنده و مدرس ادبیات داستانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم