در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«قلعه» یک بازی استراتژی همزمان است که نسخه اول آن سال 2001 عرضه شد. این بازی ساخت و سازها، حساب و کتاب و تعامل با مردم یک قلمرو را آنچنان واقعی نشان داد که خیلی زود طرفداران زیادی برای خود دست و پا کرد. سازندگان استودیوی Firefly تصمیم گرفتند به مناسبت 10 ساله شدن این عنوان، نسخه سومش را همان تاریخ عرضه نسخه اول اما سال 2011 روانه بازار کنند. طرفداران این سری خیلی منتظر این شماره بودند، ولی بدون شک الان همهشان دلسرد هستند.
یکی از مهمترین اصول در بازیهای استراتژی این است که بهترین استفاده را از شرایط موجود در کمترین زمان ممکن و با حداکثر سرعت تصمیمگیری انجام دهید. انجام دادن همه این کارها نیازمند داشتن اطلاعات کافی از تمام واحدها، ساختمانها و امکاناتی است که بازی باید در اختیارتان بگذارد. این موضوع حیاتی را گویا سازندگان بکلی فراموش کردهاند! شما باید همه چیز را با آزمون و خطا یاد بگیرید و بازیای که بیشتر از 6 ساعت گیم پلی ندارد را بیش از 20 ساعت بازی کنید تا همه چیزش را بفهمید. بازی، بخش آموزشی دارد ولی آنجا فقط یاد میدهد که چگونه ساختمان را در نقشه جا بدهید یا چگونه با دوربین مزخرف بازی کنار بیایید یا قهرمانتان را چگونه انتخاب کنید، ولی درباره عناصر اصلی بازی توضیحی داده نمیشود.
مثلا تا مدتها نمیفهمید گندم ابتدا باید آسیاب شود تا قابل مصرف باشد یا نمیفهمید که چرا جمعیت از شما ناراضی هستند یا چرا نمیتوانید کنار ساختمان اصلیتان انبار غلات بسازید. این که داروخانه به چه دردتان میخورد یا کلیسا برای چیست و افتخار به چه دردتان میخورد را تا آخر بازی نخواهید فهمید. این باعث میشود که تمام کردن مراحل زجرآور شوند. بعضی وقتها هم به دلیل این که نمیدانید چه کاری باید بکنید یا نکنید مجبور میشوید مراحل خسته کننده را دوباره تکرار کنید.
هر قدر این موضوع اذیتتان کند نمیتواند به اندازه مبارزات بازی حرصتان را دربیاورد. مبارزات که مثلا به صورت همزمان است به همین اکتفا میکند که گروهتان را انتخاب کنید و فرمان حمله بدهید و بقیه ماجرا را تماشا کنید. هیچ گونه استراتژی یا نقشهای نیاز ندارید ؛ یعنی نمیتوانید داشته باشید. هوش مصنوعی در حد جلبک دشمنان هم نیازی به تاکتیک ندارند.
یک سری ایدههای به کار گرفته شده بسیار خوب هستند. مثلا بعضی اوقات شاهد جنگ در نیمه شب هستیم و اگر به اندازه کافی سرباز برای کشیک در مواقع ضروری در اختیار نداشته باشید قطعا کارتان ساخته است. سربازهایی که مشعلهای نور با خود حمل میکنند ولی انیمیشن حرکاتشان بسیار ابتدایی و مسخره است. بازی دارای ۴ حالت صبح، روز، غروب و شب است و برای اولین بار در این سری، باران، رعد و برق و باد هم وجود دارد که باعث ایجاد موج و تکان خوردن درختان و گلها میشود، ولی بافت خوبی در طراحی آنها وجود ندارد که بتوان از این ایدهها لذت برد. گرگها و خرسها دهقانهایتان را میخورند ؛ باید مواظبشان باشید ولی برای جلوگیری از این کار باید وسط مبارزه شانه خالی کنید و بروید شکار! بخش تکنفره بازی به دو قسمت عملیات نظامی و عملیات اقتصادی تقسیم میشود که هر دو روی حفظ ارزش و سلامت و رفتار جمعیتتان، غذا، آذوقههای صنعتی و دفع کردن تهدیدها متمرکز هستند. مبارزهها در عملیات نظامی حرف اول را میزند در صورتی که در قسمت اقتصادی باید کنترل خرد و مدیریتهای منطقهای داشته باشید که این بخش تقریبا کامل ساخته شده است و در آن میتوانید کمی اقتصاد یاد بگیرید.
فکر کنید این شاهکار(!) بخش چند نفره هم دارد که البته کسی سر و کلهاش در سرورهای بازی پیدا نمیشود، چون یا وصل نمیشود یا آنقدر لگ دارد که نمیتوان بازی کرد. اگر هم بشود بازی کرد فقط یک راه برای پیروزی وجود دارد. هر کسی واحدهای بیشتری بسازد، میبرد چون همانطور که ذکر شد استراتژیای در بازی وجود ندارد.
قلعه 3 یک شبیهساز اقتصادی کامل است ولی یک بازی استراتژی همزمان کامل به نظر نمیرسد؛ بنابراین اگر میخواهید اطلاعات اقتصادیتان رابالا ببرید (آن هم با مطالعه جانبی بیشتر به کمک این بازی) انتخاب درستی انجام دادهاید ولی اگر میخواهید بازی کنید و لذت ببرید، باید دور این عنوان را خط بکشید.
فرهنگ هدایتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: