بسرعت در ذهنش شروع به حساب و کتاب می کند. برای 4 کیلو میوه که چند روز هم بیشتر دوام
نمی آورد، باید حدود 10 هزار تومان پرداخت کند. می خواهد از خرید میوه صرف نظر کند; اما
صدای شیرین دخترکش او را میخکوب می کند:
بابا گیلاس می خری؛ بابا چه زردآلوهای خوبی ! می خری؛ یک بار دیگر موجودی جیبهایش را وارسی می کند. دختر که بدون آن که از عوالم پدر چیزی
بداند ، مدام بر اصرارهای کودکانه اش می افزاید.
سرانجام مرد در حالی که همه موجودیش را پرداخته است ، یک کیلو گیلاس و یک کیلو زردآلو
می خرد و با نگاهی غضبناک از میوه فروش که دیگر به این نگاهها عادت کرده ، جدا می شود...
این روزها بحث گرانی میوه ، بحث روز جامعه است . حتی آنها که قدرت خرید خوبی هم دارند ، از
گرانی میوه گله مندند. اقشار حقوق بگیر و کم درآمد که دیگر جای خودشان را دارند. آنها جز آن که
به میوه های بی کیفیت و کم تنوع غرفه های سازمان میادین دل خوش کنند، راهی ندارند و
مسوولان هم آخرین حرفشان این است که واسطه ها عامل اصلی گرانی میوه اند.
وارد بازار میوه و تره بار که می شوی ، بیشتر از خرید و فروش و دستچین کردن میوه ها و بحث
خریدار و فروشنده ، قیمتها و نگاه خریداران ، جلب توجه می کند. خانم خانه داری که از 2 نوع
میوه جمعا 4 کیلو خریده است هنگام پرداخت مبلغ ، چک مسافرتی به فروشنده می دهد و در
برابر تعجب ما می گوید: 4 کیلو میوه را 8 هزار تومان خریده ام ، از کیفیت میوه ها راضی هستم ;
ولی واقعا قیمت 4 کیلو میوه باید 8 هزار تومان باشد اگر نخرم ، جلوی مهمان چه بگذارم ، با این
قیمتها چک مسافرتی برای خرید میوه نبرم ، چکار کنم.
شمس الدین باقری ، در تجریش مغازه میوه فروشی نسبتا بزرگی دارد و به گفته خودش 22 سال
می شود که در کار میوه است : ما هم قبول داریم میوه گران است . 2 سال پیش این میوه ها از نصف
قیمت حالا هم کمتر بودند اما امسال ، بارندگی و سرما آفت میوه شد و روی قیمتها تاثیر زیادی
گذاشت ، علاوه بر این باید سایر قیمتها شامل هزینه حمل ونقل و کرایه مغازه را هم در نظر بگیرید.
وقتی می گوییم که هزینه های جانبی همیشه بوده اند ، او عامل گرانی میوه را میدان میوه و تره بار
می داند و می گوید: اصل قضیه گرانی میوه ها در میدان میوه و تره بار است .
تصور کنید ، در این میدان ها ، میوه حداقل از زیردست 6 دلال می گذرد تا به من مغازه دار برسد ، اگر
هر کدام از این دلالها ، 100 تومان روی میوه بکشند ، می شود 600 تومان برای هر کیلو میوه ، هر
چند که کیلویی 100 تومان ، برای خیلی از دلالها ، رقم کوچکی است اما مردم به عنوان خریدار نه فروشنده را می شناسند و نه دلالان بازار میوه را. مردم فقط مسوولان را می شناسند. حسن میرحیدری ، کارمند است. وقتی از خریدش می پرسیم ، پاکت یک کیلویی
انجیر را نشانمان می دهد: این که من خریدم ، میوه نیست آشغال است. خودتان ببینید ، 1500
تومان بابتش داده ام. یعنی مسوولان خودشان میوه نمی خرند. یعنی مسوولان از قیمت میوه خبر
ندارند؛
حرفهای میرحیدری تمام نشده که خانمی میانسال جلو می آید و با اعتراض می گوید: می خواهید
چه بنویسید؛ بنویسید میوه را باید پولدارها بخورند. بعد از برنج و گوشت و مرغ حالا نوبت میوه
است.
اکبر فرج زاده ، یک کیلو میوه را به قیمت 1800 تومان خریده است ! و به بحث دلالان اشاره
می کند و می گوید: همه می گویند گرانی میوه به دلالان مربوط می شود. مگر ما چه تعداد دلال در
میدان های میوه و تره بار داریم.یعنی دولت از پس چند تا دلال هم بر نمی آید؛.