بخشش قاتل به خاطر همسر جوانش

چند سال قبل زمانی که هنوز دادگاه‌های عمومی کیفری بود و شکل حال حاضر دادگاه‌ها یعنی دادگاه‌های کیفری استان تشکیل نشده‌ بود، من در یکی از شهرستان‌های اطراف تهران مشغول خدمت بودم.
کد خبر: ۴۵۰۳۴۴

در آن زمان پرونده‌ای به من ارجاع شد که در یک نزاع خیابانی 2 جوان درگیر شده بودند و یکی با چاقو دیگری را به قتل رسانده بود. پرونده که پیش من آمد متوجه شدم اولیای‌دم مقتول بدون این‌که شکایتی کنند اعلام کرده ‌بودند که رضایت می‌دهند و هیچ‌چیز نمی‌خواهند. تحقیقاتی که ماموران انجام داده ‌بودند نشان می‌داد خانواده مقتول از افراد بسیار محترم آن شهرستان هستند و پسرشان هم هیچ‌ سابقه‌ای ندارد. این اتفاق در شهرستان بسیار نادر است و شاید بتوان گفت که هرگز رخ نمی‌دهد، چون در شهرستان‌های کوچک که افراد شناخته‌‌شده ‌هستند به خاطر فرهنگ خاصی که در این مناطق وجود دارد رضایت به این شکل بسیار کم اتفاق می‌افتد.

پدر و مادر متهم را خواستم و از آنها پرسیدم که چطور توانسته‌اند رضایت بگیرند. گفتند که هیچ‌ اقدامی برای جلب رضایت نکرده‌اند و پولی هم نداده‌اند. خب، این طبیعی بود، چون هنوز یکی دو هفته بیشتر از قتل نگذشته بود.

برای من جای سوال بود که چه شده اولیای‌دم رضایت دادند، با این‌که احوال پرونده نشان می‌داد مقتول در قتل و درگیری مقصر هم نبوده. این موضوع برای اولیای‌دم هم جای سوال بود و آنها هم می‌گفتند نمی‌دانند چه اتفاقی افتاده‌ است. برای این‌که بتوانم حکم عادلانه‌ای به لحاظ جنبه عمومی جرم بدهم باید از موضوع مطلع می‌شدم، به همین خاطر هم از ماموران خواستم که در مورد خانواده مقتول تحقیق کنند. بررسی‌ها نشان می‌داد که پدر و مادر مقتول طبقه بالای خانه‌شان را بازسازی کردند و وسایل خریده‌ بودند تا برای پسرشان عروسی بگیرند. این یافته‌ها موضوع را برای من پیچیده‌تر کرد تا این‌که از اولیای‌دم خواستم در فرصتی مناسب به دادگاه بیایند و در مورد این موضوع توضیح دهند. آنها بعد از حضور در دادگاه با این‌که معلوم بود که خیلی محزون و ناراحت هستند گفتند که بخشیده‌اند و از کارشان پشیمان نیستند. پرسیدم چرا این‌کار را کردید، گفتند ما خانه‌مان را آماده‌ کرده بودیم که عروس بیاوریم و پسرمان را داماد کنیم. وقتی پسرمان کشته‌شد دختری که به خواستگاریش رفته‌ بودیم خیلی ضربه خورد. بعد متوجه شدیم که متهم هم قصد داشته ازدواج کند و نامزد داشته و پدر و مادر او هم برای ازدواج پسرشان تدارک دیده ‌بودند. راستش دلمان برای دخترک بیچاره سوخت. او در این موضوع نقشی نداشت اما بیشترین آسیب‌ را باید تحمل می‌کرد. در محیط کوچک زندگی ما وقتی برای دختری چنین موضوعی پیش می‌آید تا پایان عمرش باید تاوان آن را پس دهد. ضمن این‌که با خود گفتیم این درگیری خیابانی و اتفاقی بوده و شاید پسر ما دست به قتل می‌زد، آن‌وقت انتظار داشتیم که خانواده مقابل ببخشند. چون قصد قبلی در قتل نبوده تصمیم گرفتیم که رضایت دهیم؛ هرچند هیچ‌وقت جای خالی پسرمان برایمان پر نمی‌شود.

این نوع نگاه به زندگی و این همه منطق و شعور بشدت مرا تحت‌تاثیر قرار داد. آنها راست می‌گفتند، اگر رضایت نمی‌دادند قطعا سرنوشت دختر تازه‌عروس بیچاره تحت‌‌تاثیر قرار می‌گرفت و چه بسا او تاپایان عمرش نمی‌توانست ازدواج کند. کاری که اولیای‌دم مرد جوان کردند تا سال‌ها سر زبان‌ها بود و من همیشه دعا می‌کنم طرفین پرونده هنگام تصمیم‌گیری در مورد درخواست قصاص به چنین شعور و درکی برسند و بعد تصمیم‌گیری کنند. با توجه به این‌که قرآن هم بعد از قصاص به بخشش توصیه کرده ‌است این عمل بسیار پسندیده ‌بود و به عنوان یک خاطره خوب از سال‌های خدمتم در ذهن من ماند.

حسن تردست ـ قاضی بازنشسته

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها