گفت‌وگو با جوئل لی، مسافری از سرزمین جومونگ

40 سال است از «تهران» می‌روم سرکار

صنعت گردشگری به عنوان یکی از صنایع بسیار مهم در جهان و البته در ایران شناخته شده است و از دیرباز مسوولان و دست‌اندرکاران این صنعت سعی در شناساندن توانایی و پتانسیل‌های ایران به دیگر کشورها داشته‌اند. هر ساله تعدادی گردشگر از دیگر نقاط جهان وارد خاک ایران می‌شوند. گروهی از آنان به عنوان گردشگران عبوری هستند و گروهی دیگر صرفا برای بازدید از ایران وارد خاک ایران می‌شوند. با توجه به توانمندی‌های ایران چه از جهت فرهنگی و تاریخی و چه از جهت امکانات گردشگری با کوله‌باری از خاطرات گاه شیرین و گاه تلخ خاک ایران را ترک خواهند کرد.
کد خبر: ۴۵۰۱۱۰

بین گردشگران خارجی‌ای که از ایران بازدید می‌کنند همیشه گردشگران شرقی (آسیایی) بیشتر جلب توجه می‌کنند. شاید این جلب توجه به‌واسطه علاقه مردم ایران به سردرآوردن از راه و روش زندگی آنهاست. شاید هم سریال‌هایی که از این سرزمین‌ها دیده‌ایم باعث شده تا احساس علاقه‌ای خاص به این گروه در ایران ایجاد شود. به هر حال چشم‌بادامی‌ها همیشه برای ما ایرانی‌ها آشنا هستند و شاید بهتر بتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم، ولی روش زندگی و آداب و رسوم آنها همیشه برای ما ایرانیان یک سوال به همراه داشته که چگونه زندگی سنتی و بسیار محدود آنها توانسته این همه پیشرفت را برایشان به ارمغان بیاورد.

من هم با پیشینه همین سوال با یکی از این گروه گردشگران گفت‌وگویی کوتاه درباره سفرش به ایران داشتم. جوئل لی از سرزمین جومونگ به ایران سفر کرده تا با تمدن کهن ایران از نزدیک آشنا شود. او 58ساله است و 2 فرزند پسر دارد. وی اهل شهر بوسان در جنوب شرقی کشور کره جنوبی است و در حال حاضر ساکن پایتخت کره، یعنی شهر سئول است. وی تحصیلات تکمیلی خود را در رشته جامعه‌شناسی در ایالات متحده آمریکا به اتمام رسانده و اکنون در دانشگاه سئول مشغول به تدریس است.

رویایم محقق شد

این استاد دانشگاه دلیل اصلی سفر خود به ایران را این‌گونه عنوان می‌کند. با توجه به رشته تحصیلی خودم، مطالعات زیادی درباره فرهنگ و ادیان مختلف داشتم و از قدیم علاقه‌مند بودم با تمدن و فرهنگ ایرانیان از نزدیک آشنا شوم، البته لازم به یادآوری هم هست که در شهر سئول خیابانی به نام تهران هست و من هر روز از این خیابان برای رسیدن به محل کارم عبور می‌کنم، بنابراین همیشه دلم می‌خواست شهر تهران را از نزدیک ببینم. تقریبا 40سال هست که مردم کره با نام تهران آشنا هستند، چون این خیابان یکی از خیابان‌های اصلی و مهم سئول هست، بنابراین ناخودآگاه شاید درطول روز چندین‌بار نام این خیابان را بشنوند، پس علاقه‌ای خاص بین مردم کره و کشوری که شهر تهران در آن واقع شده وجود دارد که این علاقه در من نیز بود، تا این‌که امسال فرصت شد به ایران سفر کنم و به رویای خودم واقعیت بخشم.

اکثر مردم کره قبل از سفر سعی می‌کنند در وبلاگ‌های کره‌ای به دنبال تجربیات دیگران درباره مقصدشان اطلاعاتی به دست آورند. این اطلاعات عبارتند از: مراکز اقامتی، تفریحی و دیگر اطلاعات مورد نیاز سفر، اما متاسفانه در این وبلاگ‌ها درباره ایران زیاد مطلب نیست و این به معنی کمبود سفر از کره جنوبی به ایران است، در صورتی که هر ساله تعداد زیادی گردشگر یا بازرگان ایرانی به کشورم سفر می‌کنند. مطالب زیادی در وبلاگ‌های ژاپنی به زبان ژاپنی یافتم که نشان‌دهنده تعداد زیاد گردشگر ژاپنی است که از ایران بازدید کرده‌اند. البته به این موضوع نیز اشاره کنم که شاید این موضوع به خاطر تعداد زیاد ایرانیان مقیم ژاپن نیز باشد که به زبان ژاپنی تسلط دارند، اما به هر حال در مورد کره این موضوع بسیار کمرنگ‌تر بوده و هست. 

هنر نزد ایرانیان است

از لی می‌خواهم درباره شهرهایی که در ایران بازدید کرده توضیح دهد. او می‌گوید: من در این سفر 4 هفته‌ای از شهرهای تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، کاشان و شیراز دیدن کردم و در بین آنها زیباترین را شیراز دیدم، البته دیگر شهرها هم نکات مثبتی داشتند، اما بهترین برای من شیراز بود. اگرچه من در شهرهای بسیار بزرگ و مشهوری مثل نیویورک و سئول زندگی کرده‌‌ام، اما وقتی وارد شهر شیراز شدم واقعا احساس کردم مردم این شهر معنی زندگی را بخوبی درک کرده‌اند و با بهترین روش از لحظات خود استفاده می‌کنند و لذت می‌برند. شاید هم این فرهنگ میراثی از گذشتگان این شهر بوده، ولی نباید معماری بسیار زیبای خانه‌های سنتی کاشان را نیز فراموش کرد. من وقتی در کاشان بودم و برای اولین‌بار خانه‌های تاریخی این شهر را دیدم، واقعا نمی‌توانستم تصور کنم که این سازه‌ها ساخت دست بشر بوده. این دقیقا احساسی بود که وقتی در چین بودم و مشغول بازدید از موزه ارتش سفالی آن کشور به من دست داده بود. واقعا این توانمندی و هنر ایرانی ستودنی است.

جوئل لی با لهجه‌ای بسیار جالب سعی کرد که به فارسی بگوید: هنر نزد ایرانیان است و بس. از این گردشگر کره‌ای سوال کردم حالا که از کاشان سخن گفتی آیا در مورد هنر اصلی کاشان نظری داری؟ با تعجب به من نگاهی می‌کند و ادامه می‌دهد من نباید نظری بدهم، چون دنیا درباره فرش ایران نظرش را اعلام کرده، اما ابراز تاسف می‌کند که نتوانسته از کارگاه‌های قالی‌بافی بازدیدی داشته باشد و امیدوار است که در آینده و سفر بعدی این فرصت را به دست آورد. وی درباره سیستم حمل و‌نقل عمومی بین شهری ایران اینگونه می‌گوید: من از سیستم حمل و نقل ایران بسیار راضی بودم، اما چون خودم به صورت انفرادی سفر می‌کردم گاهی دچار مشکل می‌شدم، آن هم فقط به دلیل عدم آشنایی برخی از رانندگان یا کمک آنها به زبان انگلیسی بود، ولی به هرحال با توجه به مهمان‌نوازی مردم ایران این مشکل زیاد برای من دردسرساز نبود، گرچه کمی برای افرادی که قصد کمک کردن به من را داشتند سخت بود اما به هرحال شیرینی سفر همین موارد خواهد بود. او درباره سطح تسلط به زبان انگلیسی در بین ایرانیان می‌گوید: سطح تسلط بسیاری از جوانان ایران بسیار خوب بود اما تعداد کمی توان برقراری ارتباط را با من داشتند، شاید هم کمی خجالتی بودند.

گم شدن میان راه

وی معتقد است شاید تعداد کم گردشگران خارجی در مراکز توریستی ایران باعث شده تا مردم به حضور آنها کمتر عادت داشته باشند و زیاد وارد گفت و گو با آنها نشوند و به نوعی با آنها احساس غریبی می‌کنند. اما نکته بسیار جالب برای من در ایران این است که تمام تابلوهای راهنمایی و اسامی خیابان‌ها دوزبانه بود، یعنی هم به زبان فارسی بود و هم انگلیسی. این درحالی است که به عنوان مثال من در هندوستان که یک کشور انگلیسی‌زبان شناخته شده این موضوع را ندیدم، یعنی به جز یکی دو شهر عمده، دیگر شهرها علائم با زبان محلی آنها بود که برای من بسیار دردسرساز شده بود. آقای لی درباره بهترین و بدترین خاطره سفر خود در ایران اینچنین توضیح می‌دهد: بهترین خاطره من وقتی بود که وارد محوطه تخت جمشید شدم. او با هیجانی خاص می‌گوید: من شهرهای تاریخی و باستانی بسیاری را در گوشه و کنار جهان دیدم و از آثار باستانی زیادی بازدید کرده‌ام، اما وقتی اولین قدم را در محوطه کاخ تخت‌جمشید گذاشتم متوجه عظمت اصلی آن شدم و فهمیدم هرچه تاکنون درباره این مکان تاریخی مطالعه کرده بودم چقدر با واقعیت فاصله داشته ولی بسیار متاثر شدم وقتی دیدم که زیاد به نگهداری این اثر تاریخی دقت نشده و در واقع به حال خود رها شده است.

لی شانس دیدن قالیبافان کاشانی را از دست داده است اما همچنان وقتی از فرش کاشان حرف می‌زند شور و شوق خاصی در چهره‌اش می‌نشیند

من وقتی در محوطه تخت‌جمشید قدم می‌زدم و عکس می‌گرفتم آرزو کردم که ‌ای کاش سریالی درباره تمدن ایران‌زمین به زبان کره‌ای ساخته می‌شد تا هموطنان من هم با این تمدن آشنا شوند. اما بدترین خاطره من وقتی بود که از تهران به سمت شیراز سفر می‌کردم. خنده شیرینی کرد و ادامه داد: وقتی اتوبوس برای صرف شام نگه داشت من از اتوبوس پیاده شدم. محو تماشای مغازه‌های اطرافم و عکاسی از صنایع دستی بودم که متوجه حرکت اتوبوس نشدم. وقتی به خودم آمدم که دیگر دیرشده بود. ابتدا بسیار نگران بودم، چون وسایلم داخل اتوبوس بود اما به کمک یک دانشجوی بسیار مهربان به نام علی توانستم با راننده اتوبوس که شماره تلفن او را داشتم تماس بگیرم و در توقفگاه بعدی دوباره سوار اتوبوس شوم، تجربه نگران‌کننده‌ای بود اما امروز به‌صورت خاطره‌ای شیرین برایم مانده. 

 از او می‌پرسم هتل‌های ایران را چطور ارزیابی می‌کند؟ این‌گونه پاسخ شنیدم که با توجه به وسعت ایران و پتانسیل بسیار بالای جذب گردشگر از گوشه‌و کنار جهان سیستم هتلداری در ایران زیاد متناسب با این وسعت نیست. او عقیده دارد که هتل‌ها متناسب با پتانسیل گردشگری شهرها نیستند و پراکندگی آنها بسیار اندک است و این کمبود قدرت انتخاب را از گردشگران خواهند گرفت. با این مثال سعی کرد منظورش را کامل کند؛ وقتی به تبریز رسیدم ساعت 2 بامداد بود، تاکسی گرفتم و با سختی از راننده خواهش کردم که برای من هتلی پیدا کند. البته راننده محترم تاکسی که به رسم مهمان‌نوازی ایرانیان خیلی حوصله کرد، اما پس از 3 ساعت تلاش متاسفانه هیچ اتاقی برای من پیدا نشد تا این‌که بالاخره در لابی یکی از هتل‌ها که جایی برای من نداشت ماندم و روی صندلی خوابیدم تا این‌که ساعت 12 ظهر با کمک مسوول پذیرش هتل در هتل دیگری برای من جا پیدا شد. 

به اعتقاد لی شیراز زیباترین شهر ایران است. او با هیجانی خاص می‌گوید: من شهرهای تاریخی و باستانی بسیاری را در گوشه و کنار جهان دیدم و از آثار باستانی زیادی بازدید کرده‌ام، اما وقتی اولین قدم را در محوطه کاخ تخت‌جمشید گذاشتم متوجه عظمت اصلی آن شدم

 به نظر او با توجه به بزرگی و اهمیت تبریز امکانات اقامتی آن بسیار محدود و کم است؛ اما خوشمزه ترین خاطره سفر همیشه صحبت کردن از غذاهاست، او در این باره می‌گوید من در سفرم به ایران هیچ مشکلی برای تهیه غذا نداشتم و به راحتی هر نوع غذایی که خواستم با توجه به اعتقادات ایرانیان پیدا کردم که البته یکی از دیگری خوشمزه‌تر نیز بود ولی به عقیده من بهترین غذایی که تا به حال خورده بودم چلوکباب برگ بود. وی این‌گونه ادامه داد که من در شهرها و رستوران‌های مختلفی غذا خورده‌ام که شاید برخی از آنها از مشهورترین رستوران‌ها و گران‌ترین‌ها بوده‌اند، اما وقتی اولین لقمه از کباب برگ ایرانی را خوردم همه مزه‌هایی که تا به حال خورده بودم فراموشم شد و واقعا احساس خوبی داشتم. لی گفت: من تا به حال این مزه را تجربه نکرده بودم. جوئل ناگهان خندید و گفت من در طول سفر خودم تقریبا 10بار چلوکباب برگ خوردم که هر بار بیشتر به مزه این غذا علاقه‌مند شدم، بنابراین دستور تهیه آن را از صاحب یک رستوران که می‌توانست بخوبی انگلیسی صحبت کند گرفتم تا در شهر خودم این تجربه را با خانواده خودم تقسیم کنم.

او عنوان کرد ایرانیان به نحوه غذاخوردن و ظاهر غذای خود خیلی اهمیت می‌دهند، بنابراین همه غذاهای ایران خوشمزه است، البته کیفیت مواد استفاده شده در این غذاها نیز بهترین‌هاست. از مسافر سرزمین جومونگ می‌خواهم برای ما بگوید به عنوان سوغات چه چیزی گرفته‌؟ این‌گونه جواب شنیدم که من برای همسرم از ایران یک جلد بوستان سعدی و یک جلد دیوان حافظ که به زبان انگلیسی ترجمه شده‌اند، تهیه کردم و برای 2فرزندم گز اصفهان گرفتم و البته کمی هم خرما تهیه کرده‌ام چون این خوراکی بسیار خوشمزه با این کیفیت در کره جنوبی شناخته شده نیست؛ اما مهم‌ترین سوغاتش که به من نشان داد مجسمه‌ای سنگی از مقبره کوروش (پاسارگاد) بود که در جعبه‌ای بسیار زیبا بسته‌بندی شده بود.

این گردشگر کره‌ای با احترامی خاص به این مجسمه نگاه کرد و گفت: من وقتی مقابل این مقبره ایستاده بودم به یاد اهرام مصر افتادم و همان حس را دوباره در ایران تجربه کردم. وی در پایان سخنان خود می‌گوید: من حتما در وبلاگ شخصی خودم درباره سفرم به ایران خواهم نوشت و از خوراکی‌های خوب این سرزمین کهن و همچنین از جاذبه‌های گردشگری بسیار زیاد این سرزمین پهناور به تفسیر خواهم نوشت. به عنوان مثال از بستنی سنتی و فالوده ایران می‌نویسم و اگر بخواهم یک جمله درباره ایران بنویسم این‌گونه خواهم نوشت: «ایران یعنی تمدنی کهن و مردمی مهمان‌نواز».

عماد عزتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها