با ولادیمیر بوسنیاک سرمربی تیم ملی بسکتبال ایران

ولادیمیر بوسنیاک خیلی پیر نیست ، اما تجربه زیادی از کار در باشگاه های یوگسلاوی ، کالج های امریکا و کار در کشورهای عرب دارد.
کد خبر: ۴۴۹۶۴

مهمترین خصوصیت این مرد خوش مشرب بودنش است و با همین کلید، قلب خیلی ها را فتح کرده است. او در اولین اردوی تدارکاتی خارج از ایران متهم شد که تیم را به مصاف حریفان ضعیف برده است.
اگرچه معتقد است که هیچ کدام از تیمها ضعیف نبودند اما از طرفی می گوید که سطح بسکتبال ایران همین است.


خیلی ها درباره تیم ملی و بازیهایی که با تیمهای ضعیف در صربستان انجام داد حرف می زنند. شما به عنوان سرمربی چه نظری دارید؛
ما به اردوی تدارکاتی رفته بودیم و خودتان هم دارید از بازیهای تدارکاتی حرف می زنید، بنابراین ما بازی آماده سازی انجام دادیم آن هم با تیمهایی که ضعیف نبودند.
اگر به آمار نگاه کنید و به وضعیت تاکتیکی و شیوه بازی ، متوجه می شوید که بچه های تیم از عهده همه وظایفی که داشتند بخوبی برآمدند که من شخصا به عنوان سرمربی تیم ملی از این بابت خوشحالم ؛ اما درباره بازی ها بگویم که ما مقابل تیمهای ضعیف بازی نکردیم.
اولین حریف مان یک تیم دسته اولی بود که به نظر من آن تیم بهتر از همه تیمها در ایران است. به همین علت می توانم بگویم که اهمیتی به این انتظارها نمی دهم ، چرا که وقتی به عنوان سرمربی در کشوری دیگر کار می کنی که در حال توسعه است نباید زیاد به قسمتت نق بزنی ، بلکه باید تلاش بیشتری بکنی.
اگر در این فصل به صربستان رفتیم تقصیر من نبود. طبق برنامه قبلی بازیهای دهه فجر را داشتیم که لغو شد.
بعد می خواستیم به ترکیه برویم ، اما چون آنها گفتند که فقط یک بازی با تیم ملی آن کشور داشته باشیم باز هم این سفر منتفی شد. بعد من می توانستم تیم را 24ژوئن به صربستان ببرم.
اگر آن موقع می رفتیم می توانستیم یک بازی با تیم ملی جوانان صربستان انجام بدهیم که برای ما یک بازی سطح بالا بود، اما آن هم به علت مشکلات خروجی سربازان و دانشجوهای تیم لغو شد.
ما در صربستان در 9روز 6بازی تدارکاتی انجام دادیم. اولین بازی سخت بود و بقیه در حد متوسط بودند؛ البته در این وقت سال نمی توان تیمی برای بازی کردن پیدا کرد، از طرفی من چاره دیگری نداشتم.

این حرف یعنی شما از عملکرد شاگردانتان راضی هستید؛
بله به چند دلیل. اول از همه این که تمام امکانات در کمپ در اختیارمان بود و بچه ها والیبال ، بسکتبال و حتی هندبال بازی می کردند.
دوم این که من بازیکنانم را از نظر روانی ، بدنی و حتی تاکتیکی امتحان کردم که در بازیهای پشت سر هم چطور از خود واکنش نشان بدهند.
ما در شرایطی بودیم که باید درگیر می شدیم که یاد بگیریم بجنگیم ، چطور بازی کنیم ، بازی شب قبل را فراموش کنیم و به بازی بعد فکر کنیم.
از نظر من بچه ها خوب بودند و پیشرفت زیادی در کارشان دیده می شد بخصوص در پرتاب های 3امتیازی.

پیش از سفر به صربستان خیلی اصرار داشتید که به ترکیه بروید. چطور تصمیم تان یکدفعه عوض شد.
می دانید وقتی به کشور دیگری می روید فقط سرمربی هستید، اما در کشور خودتان همه کاره اید همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد.
قبول دارم ترکیه می توانست برای ما خیلی مفیدتر باشد، چرا که امیدوار بودم در استانبول بتوانیم پنج شش تیم برای بازی پیدا کنیم ، اما نشد.

در شرایط مساوی فکر می کنید که کدام کشور برایتان مفیدتر بود، رفتن به صربستان یا سفر به ترکیه؛
این به زمان اردو بستگی دارد. می دانید در اروپا همه چیز به زمان بستگی دارد.
در ماه جولای هیچ کاری نمی شود انجام داد، اما در ماه ژوئن هر دو کشور برای اردوی تدارکاتی خوب هستند بدون این که بتوانی فرقی میان آن دو بگذارید، چرا که هنوز تیمها تمرین می کنند، اما به محض این که فهمیدم ترکها می گویند فقط یک بازی تدارکاتی با تیم ملی کشورشان انجام بدهیم نه با تیمهای باشگاهی ، خب سعی کردیم صربستان را هماهنگ کنیم که البته کار دشواری بود.

چرا؛
چون ایران کشوری در حال توسعه است و می دانید در چنین شرایطی هیچ تیمی براحتی حاضر نیست مقابل ما بازی کند. آنها منتظر می مانند تا ما برویم بعد تصمیم می گیرند که مقابل ما بازی کنند یا نه.
این بزرگترین مشکل ماست. ما باید تلاش کنیم و این قدر خوب باشیم تا آنها را متقاعد کنیم با ما بازی کنند. این تنها راه حل است.

آیا به همه خواسته هایتان در یوگسلاوی رسیدید؛
بله. من می خواستم ببینم که بازیکنانم در موقعیت بازی چه می کنند و در شرایط مختلف چطور هستند. برای همین در 5بازی از مجموع 6 مسابقه مان به همه فرصت کار دادم و فقط در آخرین بازی با 8 نفر کار کردم به این علت که وقتی می خواهی به تورنمنتی بروید باید بازیکنان اصلی ات همراهت باشند و به بعضی بازیکنان حتی اگر شانس هم بدهی کمکی به تو نمی کنند.
از این نظر خوشحالم که به بزرگترین هدفم رسیدم ، چون قرار است با حریفانی قوی بازی کنیم. ما در این اردو به هماهنگی رسیدیم ، چرا که در بازیهای پشت سر هم داشتیم و حداقل چیزهایی دستمان آمد.

آیا اردوی یوگسلاوی فرصتی بود که بتوانید 12فردی را که می خواهید انتخاب کنید؛
بله من پیش از رفتن با همه حرف زدم. هم به همکارانم گفتم و هم بازیکنان. بعضی ها الان چندان خوشحال نیستند چون اسمشان از تیم ملی خط خورده است.
من مسوولیت همه اتهامات را به عهده می گیرم ، ولی به شما اطمینان می دهم که با دستیاران حرف زده ام و بعد با گروه مدیران و به آنها توضیح داده ام چرا این تصمیم را گرفته ام و چرا نمی توانم این بازیکنان را همراه داشته باشم ، می دانید من چیزهایی دیگری را در نظر گرفتم.
ما پس از این مسابقه ها امیدهای آسیا را داریم و بازیکنانی می توانند در آن بازیها برای ما مفید باشند که بازی سخت را تجربه کرده باشند؛ بنابراین فکر می کنم حداقلش این است که حامد حدادی و امیر امینی از این که خط نخوردند بهترین استفاده را می برند، چرا که باید در تیم ملی امید هم بازی کنند.

اما آیدین کبیر می گفت که شما به او مهلت کافی برای بازی نداده اید، در تمام 6 بازی فقط 40 دقیقه در زمین بوده است.
بله ، او درست می گوید. آیدین بازیکن خوبی است من شخصا از این که دیگر او را نمی بینم ناراحتم ، نام او در یکی از بازیها جزو 5نفر اولم بود، اما می دانید که من فقط بازیکنان را در بازی محک نمی زنم ، بلکه به تمرین هایشان هم نگاه می کنم.
با این وضعیت همه چیز را راحت تر می شود توضیح داد در پست آیدین ما ترافیک بازیکن داشتیم ، کرم احمدیان ، محمدصمد نیکخواه ، حامد آفاق ، ایمان زندی و حتی سامان ویسی که می تواند در پست یک و دو بازی کند و من باید بازیکنان داخلی ام را هم در نظر می گرفتم.
بنابراین دستم بسته بود و مدتها داشتم حساب می کردم که بشود کاری برای کامران جمشیدوند کرد. داشتم عوامل زیادی را ارزیابی می کردم و در آخرین لحظات فهمیدم که در چین مشکلی پیش آمده که مهدی کامرانی که حالا در تیم ملی نیست با سامان ویسی و حتی جواد داوری نمی توانستند بازی کنند و حتی شنیدم که صمد نیکخواه مجبور شد گارد راس بشود؛ بنابراین برای قهرمانی باید عوامل مختلفی داشته باشیم.
اگر می خواهیم بازی را ببریم گارد راس خوب نیاز داریم ، اما اگر می خواهیم در تورنمنتی قهرمان شویم به بازیکنان بلندقامت نیاز داریم و این موقعیت من بود که نمی توانستم تصمیم احساسی ای بگیرم.

درباره مهدی عسگرنژاد چطور؛ گفته بودید که با سیستم شما هماهنگ نیست؛
نه ، مهدی داستان دیگری دارد. حتی هنوز دارم فکر می کنم که آیا تصمیم درستی گرفته ام.
راستش را بخواهید او یکی از بازیکنان خوب است ، اما من به بازیکنانی احتیاج دارم که واقعا فقط به یک دلیل در خدمت تیم باشند، مثلا نادی الخطیب در بازی مقابل صنام 42 امتیاز به دست آورد، خب ما باید این بازیکن را مجبور کنیم که خطا کند.
اگر من اجازه بدهم هر بازیکنی هر کاری که خودش خواست انجام بدهد، تیم به دردسر می افتد. مهدی در بازی ضد حمله ای که داشتیم خوب بود، اما به عنوان یک بازیکن نیمکت نشین باید به من اطمینان می داد که در بازیهای ضد حمله بموقع حرکت کند، به جای خود برگردد و از سیستم بیرون نرود.
این دلیلی بود که وقتی می خواستم تصمیم بگیرم بهش فکر می کردم . وگرنه اعتقاد دارم که مهدی جوان است و آینده متعلق به اوست و هنوز فرصت دارد که سالها در بسکتبال باشد.
او حتی می تواند به یکی از بازیکنان بزرگ ایران بدل بشود. از طرفی اگر ما برای بازیهای چین تایپه انتخاب شدیم او یک فرصت دیگر دارد.

بازیهای غرب آسیا نزدیک است. از حریفان ایران چه شناختی دارید؛
بله. بازیهای آنها را دیدم و از طرفی به خاطر تجربه ای که از کار کردن در کشورهای عرب دارم ، سطح و شیوه بازی آنها را می شناسم ، اما برای بازی مقابل تیمهای عرب باید در زمین تلاش کنیم.
باید بازی فیزیکی داشته باشیم و روی ضد حمله فکر کنیم ، باید مدام در زمین بدویم ، چرا که آنها فقط 20 دقیقه می توانند خیلی عالی بازی کنند، اما یکدفعه افت می کنند. من تیم سوریه را دوست دارم چرا که آنها یکنواخت تر کار می کنند درست مثل روسها هستند.
سوریه سیستم جالبی دارد. اول می خواهند که بازی را مساوی کنند. به آسانی تسلیم نمی شوند. لبنان تیم باکلاسی است ، چرا که لیگ باشگاهی خیلی خوبی دارند. بازیکنانی دارند که به علت بازیهای زیاد باتجربه و عالی هستند، اما فکر می کنم که اردن و عراق هم حرف دارند.
عراق الان تحت نظر امریکاست. اما من نمی ترسم. ما هم اینقدر خوب هستیم که با آنها رقابت کنیم. شک نکنید که این بازیها برایمان میدان مناسبی است که بتوانیم خودی نشان بدهیم.

مهین گرجی
gorji@jamejamdaily.net

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها