تورقی بر تاریخ نهچندان دور
آنچه از مطالعات متون تاریخی و تفکرات و اهداف اولیه پایهگذاران این سازمان به دست میآید، چیزی نیست که در زمان فعلی بر این سازمان حاکم است. هسته اولیه تفکرات رهبران این تشکل که در ابتدای پایهگذاری، تنها به عنوان «سازمان» شناخته میشد، دارای اندیشههای ضدطاغوت و مبارزاتی علیه رژیم شاه بوده و قیام مردم در 15 خرداد 42 نیز در این زمینه برای شکلگیری اولیه این سازمان، مهم و اساسی تلقی میشد که البته مدت زمان زیادی نیز این تفکر در میان آنها به طول نینجامید.
اعضای اصلی این سازمان، توسط سازمان امنیت و اطلاعات رژیم پهلوی (ساواک) و با حکم دادگاه نظامی وقت، به جرم اقدام علیه امنیت کشور، اعمال تروریستی و ترور اتباع ایرانی و آمریکایی، به اعدام محکوم و برخی دیگر نیز زندانی شدند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان مجاهدین خلق به رهبری موسی خیابانی و مسعود رجوی 2 نفر دیگر از سرکردگان نسل دوم این سازمان، موفق به عضوگیری از اقشار مختلف جامعه ایران شده و حتی با امام خمینی نیز دیدار کردند، اما پارهای از اختلافات و انحرافات مذهبی و ایدئولوژیکی که سرمنشأ آن توسط برخی اعضای اصلی این سازمان در سال 1354 اعلام شده و تفکرات مبارزاتی آنها را ماهیتا به ملغمهای از تفکرات چپ و مارکسیستی با پوشش سطحی و قشری و منافقانه از اسلام تبدیل کرده بود، موجب اتحاد آنها با بنیصدر و تبدیلشدن آنها به یکی از مخالفان جدی نظام نوپای اسلامی شد به طوری که پس از وقایع 30 خرداد 1360 خورشیدی، هدف خود را مبارزه جدی با نظام جمهوری اسلامی و سرنگونی آن اعلام کردند که تا به حال نیز ادامه دارد و سازمان، پایگاه ضعیف اجتماعی خود را در این سالها با ریختن خون آحاد مردم و مسوولان به کلی از بین برده است.
سازمان مجاهدین با حمایت صدام حسین، رئیسجمهور وقت عراق و در حالی که آن کشور با ایران در حال جنگ بود، با انتقال طرفدارانش به عراق و با همکاری ارتش بعث این کشور، اقدام به تشکیل بازوی نظامی به نام «ارتش آزادیبخش» کرد. این نیروی نظامی در طول جنگ ایران و عراق، خیانتکارانه بارها عملیاتهایی را علیه مواضع نیروهای ایرانی شکل داد.
32 سال در خاک عراق و اردوگاه مخوف اشرف
ورود منافقین به عراق زمینهای شد تا آنها به کمک سران وقت این کشور به اقدامات گسترده تروریستی علیه ایران دست بزنند که عملیات مرصاد یکی از معروفترینهای آن بود که در نهایت با شکست مفتضحانه آنها به اتمام رسید. پس از جنگ و البته در خلال آن منافقین تلاش کردند بهصورت عملیات چریکی و انفرادی، ترورهای وسیعی را علیه مسوولان نظام و حتی مردم عادی ترتیب دهند تا با ضعیف جلوه دادن پشتوانه امنیت داخلی کشور جنگزده و تازه انقلاب کرده ایران، پایههای انتخاب ملت ایران را از پی ویران کنند. به هر حال اقتدار، فداکاری و صبوری ملت ایران طی 8 سال جنگ تحمیلی و حدود 10 ساله شدن انقلاب ایران، این سازمان را که دیگر به یکی از مخوفترین سازمانهای تروریستی جهان تبدیل شده بود، وادار کرد به جنگ تروریستی علیه نظام اسلامی ایران روی بیاورند و نیز با استفاده از انواع ابزارهای جنگ نرم یا همان جنگ قدرتها در قالب فعالیتهای گسترده تبلیغی علیه حقوق بشر، اهداف سرنگونی نظام ایران را پیگیری کنند.
این سازمان تنها به ابزاری برای قدرتها و دولتهای بزرگ علیه ایران مبدل شده بود و حضور طولانی مدت صدام حسین نیز که پلی برای ارتباط منافقین در قالب اردوگاهی به نام اشرف با قدرتهای غربی حامی منافقین ایجاد کرده بود، موجب شد که این کشور پایگاه اصلی منافقین علیه نظام جمهوری اسلامی شود. پس از سقوط صدام حسین نیز که به دست همان ایادی قدرت پشتوانه منافقین صورت گرفت این گروه تروریستی، بزرگترین پشتوانه ارتباطی خود را از دست داد و عملا در وضعیت خطرناکی از لحاظ استراتژیک قرار گرفت. هرچند که تا سالها بعد و پس از استقرار نظام مردمی در عراق، اردوگاه اشرف همچنان پایگاه اصلی منافقین به حساب میآمد، اما عملا به علت سوخته بودن مهره این سازمان برای حمایتکنندگان غربی، منافقین، کارایی و توان چانهزنی خود را از دست دادند تا جایی که دولت جدید و مردمی عراق به این سازمان اولتیماتوم داد که با توجه به حضور این سازمان در لیست رسمی سازمانهای تروریستی در جهان و اقداماتی که علیه مردم ایران و حتی مردم عراق انجام دادهاند، باید تا پایان سال 2011 خاک عراق را ترک کنند. با پایان این ضربالاجل اروپا و آمریکا با اعمال فشار به دولت عراق و آشکار ساختن قائل بودن خود به استانداردهای دوگانه در مبارزه با تروریسم در نهایت 6 ماه برای خروج منافقین از اشرف از دولت عراق وقت گرفتهاند که در این میان لازم است فشار و بسیج رسانههای متعهد و مخالف تروریسم در ایران، عراق و جهان برای پایان یافتن کار منافقین در عراق ادامه داشته باشد.
اخراج، نقطه پایان خوشنشینی
نکته جالب ضربالاجل دولت عراق به منافقین، مشخص شدن جدی و واضح کماثر شدن و رو به اضمحلال رفتن پایگاه اشرف در چشم حامیان این سازمان بود چه این که در همان ابتدای اعلام این مساله توسط نوری مالکی، نخستوزیر عراق، سران این سازمان اعلام کردند که به هیچ وجه خاک عراق را ترک نخواهند کرد و پشتوانه حرف آنها نیز لابیهای گسترده قدیمی این سازمان برای متقاعد ساختن اربابان آنها بود.
این اتفاق در حالی رخ داد که به علت باز شدن فضای جامعه جهانی و افزایش قدرت ایران در ارائه تصویر واقعی این سازمان نزد افکار عمومی در دنیا، دولتهای غربی نمیتوانستند به صورت تمام قد به حمایت از این سازمان تروریستی اقدام کنند و این مساله مهمی بود که منافقین را به رسوایی بیشتر کشاند تا جایی که پس از ماهها از اعلام این اولتیماتوم و تلاش رجویها و سایر سرکردگان و حامیان پیدا و پنهان این سازمان در جهت مقاومت برای خروج از عراق در نهایت این سازمان ناگزیر به پذیرش این اتفاق و انتقال بیش از 3000 اردونشین نگونبخت این سازمان از خاک عراق و پراکنده شدن آنها به سایر کشورهای اروپایی شده است که به این ترتیب، تمرکز و مرکزیت این سازمان عملا از هم خواهد پاشید، اگر چه حامیان آنها در صدد هستند با استفاده از 6 ماه تمدید حضور منافقین در خاک عراق و در پایگاه لیبرتی، راه نجاتی برای این گروهک تروریستی بجویند.
خواست مردم عراق برای اخراج منافقین
وقتی که منافقین با اولتیماتوم جدی دولت عراق برای ترک اردوگاه اشرف مواجه شده و خواست مردم این کشور را نیز به صورت ملموس درک کردند؛ در موضعی انفعالی از سازمان ملل و دولت عراق درخواست جابهجایی در خود خاک عراق را کرده و بر مواضع قبلی خود مبنی بر تداوم حضور پافشاری کردند که البته با موضع قاطع دولت این کشور روبهرو شدند. ناظم دباغ نماینده حزب اتحادیه میهنی و جلال طالبانی رئیسجمهور عراق در ایران در گفتوگو با «جامجم» بر این مساله تاکید میکند که بعید است دولت عراق با جابهجایی منافقین در داخل عراق برای بلندمدت موافقت کند.
وی میگوید: «سازمان ملل به دنبال این است که جایی پیدا شود که بتوانند حداقل آن مجموعهای که در عراق هست را به آنجا منتقل کند. ولی دولت عراق دیگر به هیچ عنوان حضور طولانی شاخه ایرانی و مزدور ارتش صدام را در داخل مرزهای خود تحمل نخواهد کرد».
مردم عراق برای اخراج منافقین عزمی جدیتر از دولت دارند، زیرا صدمات زیادی از ناحیه اردوگاه اشرف بر پیکره مردم مظلوم این کشور وارد آمده است.
نکته: منافقین که خواست دولت و ملت عراق برای اخراج خود را درک کردهاند در موضع انفعالی در حال لابیگری با مجامع بینالمللی برای زمانخریدن هستند که این موضوع استانداردهای دوگانه در مبارزه با تروریسم را برجسته ساخته و باید موردتوجه مجامع و رسانههای مخالف تروریسم باشد
جواد کریمی قدوسی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هشتم در این میان به مساله مهمی اشاره میکند. وی میگوید: «بههرحال و به صورت قطعی باید گفت که وجود اردوگاه منافقین در کشور عراق نقض حاکمیت ملت این کشور است و تداوم حضور این گروهک تروریستی، چیزی نیست که مردم عراق از دولتشان انتظار دارند. براساس اصول و قوانین بینالمللی، دولتها وظیفه دارند حاکمیت ملی خود را در چارچوب خاک خودشان حفظ و نگهداری کنند؛ لذا اقدام هرچند دیرهنگام دولت عراق که ناشی از اشغال این کشور توسط آمریکاییها بود، باعث خواهد شد بساط این اردوگاه از عراق برچیده شود. وی میافزاید به خواست ملتها و دولتهای عراق و ایران این راه دیگر بدون بازگشت است.»
آگاهیبخشی در سطح جهان
مساله تغییر مکانی پایگاه منافقین در داخل عراق یا هرجای دیگری جز عراق به هر تقدیر تبعاتی را متوجه ایران خواهد کرد و از همین منظر نیز دستگاه دیپلماسی ایران وظایفی را بر عهده دارد. دکتر الهام امینزاده، کارشناس مسائل بینالملل و از نمایندگان دوره هفتم مجلس شورای اسلامی در اینباره نکات قابل تاملی را مطرح میکند.
وی در گفتوگو با جامجم درخصوص واکنش ایران پس از این که جمهوری اسلامی به صورت مستقیم از سوی سرکرده منافقین به دست داشتن در طرح اخراج آنها از عراق متهم شده یا اشاره به سایر لابیهای این سازمان در مجامع جهانی، میگوید: «در حال حاضر باید ایران درخصوص جنایات منافقین به مساله مهم تبلیغات و آگاهی بخشی درخصوص رفتارهای این گروه در رسانههای جهان روی بیاورد و در جهت تقویت آگاهی بخشیها گام بردارد.»
وی میافزاید: در این مسیر به بسیج عمومی و حرکت بسیجی رسانههای ایرانی و سایر رسانههای همسو در داخل و خارج نیاز است.
امینزاده بر این نکته مهم از نظر قوانین بینالمللی تاکید میکند که به هر حال و از نظر حقوقی پناه دادن به گروهی با سابقه تروریستی مشخص در هر کشوری غیرقانونی است و باید به این نکته نیز توجه کرد که اردوگاه اشرف در زمان صدام در کشور عراق به وجود آمده و مسوولان عراقی پس از صدام و با توجه به درگیریها و حضور نظامیان آمریکا در خاک این کشور نتوانسته بودند با شدت عمل این گروه را از خاک عراق خارج کنند. ولی شرایط تغییر کرده و خواست دو دولت و دو ملت ایران و عراق در مسیر تحقق قرار گرفته است.»
ریسک بزرگ کشورها در پذیرش تروریستها
همانطور که گفته شد قرار است برخی از کشورهای اروپایی به ساکنان اردوگاه اشرف پناهندگی بدهند اما به گفته کارشناسان، در حال حاضر پناه دادن به این گروه توسط هر کشوری، همکاری با اقدامات تروریستی محسوب شده و این ریسک بزرگی برای کشور پذیرنده خواهد بود. زیرا ملتها مخالف اقدامات تروریستی و پناه دادن به چنین گروهکهایی در داخل خاکشان هستند.
امین زاده پذیرش پنهانی این گروه توسط هر کشوری را به علت حضور گسترده رسانهها و انعکاس سریع این اخبار فاقد امکان ارزیابی میکند و معتقد است: «تروریسم یک امر شفاف و صریح بوده و در صورت حمایت هر یک از کشورهای غربی از این گروهک و پناه دادن ویژه به آنها بهترین فرصت برای ایران فراهم خواهد شد تا عملکرد جنایتکارانه آنها را به آگاهی افکار عمومی برساند.»
رسانههای آگاهی بخش دیجیتال
ایران در شرایط فعلی در مقابل لابی گسترده این سازمان تحت حمایت غرب، برای تقویت تصمیم دولت عراق مبنی بر اخراج منافقین باید کارهای اساسی انجام دهد. دکتر امینزاده پیشنهاد استفاده گسترده از ابزار رسانهای جهت تقویت مواضع ایران و معرفی جنایتهای این گروه تروریستی و حامیان آنها را دارد.
البته وی یادآور میشود که تقویت این آگاهی بخشی باتوجه به سیطره غرب و اروپا بررسانهها از طریق این ابزار کار آسان و بدون چالشی نیست و باید با بسیج رسانههای متعهد وارد عمل شد.
امینزاده دراین زمینه به راهکار مطمئنتری اشاره میکند و میگوید: «برای جلب توجه جهانی و شاید دورزدن رسانههای تحت سیطره نظام سلطه میتوان از ابزاررسانههای منطقه در گام اول استفاده کرد. البته همه رسانههای جهان در دست این کشورها نیست، اما شبکههای بسیاری در آسیا و خاورمیانه وجود دارند که میتوانند در این رابطه موثر باشند. چون رسانههای جهان تنها در رسانههای معروفی مانند بی بی سی محدود نمیشوند.»
به نظر میرسد به هر حال این محدودیتها و دور زدن رسانههای غربی برای افزایش آگاهی مردم این کشورها کار بسیار مشکلی باشد، اما از سوی دیگر گستره عظیم رسانههای آزادتری مانند رسانههای دیجیتال و اینترنت در دسترس ایران بوده که باید در آنها مانورها و فعالیتهای گستردهای توسط ایران انجام گیرد.
همچنین فعالیت بسیاری از NGOهای ایرانی که توسط خانوادههای قربانیان حملات تروریستی اداره میشوند نیز میتوانند تحت عنوان ابزاری رسانهای و آگاهی بخش تعریف شوند.
فرصتی برای نشان دادن استانداردهای دوگانه
این روزها، روزهای چندان خوبی برای کشورهای اروپایی و غرب نیست. بحرانهای بسیار جدی، عمیق و گسترده این کشورها در خصوص مسائل اقتصادی جایگاه اجتماعی دولتهای آنها را در میان مردم اروپا بشدت تنزل داده است. بسیاری از مردم این کشورها از جنگطلبیها و ریخت و پاشهای جنگخواهانه دولتهایشان علیه سایر کشورها به هر بهانهای به ستوه آمدهاند.
حضور گروهکی که تا به حال در فهرست گروههای رسمی تروریستی بوده در خاک هریک از کشورهای غربی و پناهندگی به آنها حتی با لابیهای گسترده این سازمان در اروپا دیگر حاشیه امن قبلی را برای دولتهای اروپایی و آمریکا نخواهد داشت.
جنبش 99 درصدی وال استریت در آمریکا و کشورهای ورشکسته و بحرانزده اروپایی آنقدر آگاه شدهاند که تاب تحمل جرقهای تازه و استانداردی دوگانهتر از قبل را در مناسبات دولتهایشان تاب نیاورند و این بهترین فرصت برای ایران در جهت بهرهگیری از همان جنگ نرمی است که این روزها عنوانش را زیاد میشنویم.
مریم هدیهلو / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم