در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولین نکتهای که پس از دیدن چند قسمت از مجموعه تلویزیونی تاثریا به ذهن میرسد نحوه شخصیتپردازی در این اثر است. خوشبختانه سریال جدید سیروس مقدم از آن سریالهایی است که شخصیتهایی چند بعدی دارد و همین ویژگی، باورپذیری آنها را برای مخاطب آسانتر میکند.
همانطور که سید فیلد در کتاب «چگونه فیلمنامه بنویسیم» به آن اشاره میکند، شخصیت شالوده اساسی فیلمنامه و قلب، روح یا دستگاه عصبی داستان است. شخصیتهای فیلم باید جنبههای درونی و بیرونی مشخصی داشته باشند و کشمکش میان آنهاست که منجر به روایت فیلم خواهد شد.
مجموعه تلویزیونی تا ثریا نیز در بطن خود شخصیتهای متعددی دارد و این شخصیتها از ابتدا آنقدر خوب به مخاطب معرفی میشوند که براحتی میتوان جایگاه و نقش آنها را در جریان داستان تحلیل کرد. همه این شخصیتها به نحوی حول محور ثریا (شخصیت اصلی این فیلم) چیده شدهاند و هرکدام از آنها نیز به موازات ماجرایی که به همراه ثریا دارند دچار ماجراهای دیگری نیز میشوند. این داستانهای موازی پیرامون شخصیتهای فرعی، هم به روشنتر شدن ابعاد دیگری از شخصیت این افراد منجر خواهد شد و هم جنبههای دراماتیکتر اثر را افزایش خواهد داد.
در واقع فیلمها هرچه پیچیدهتر باشند بیشتر قادر خواهند بود سطوح مختلفی از حواس تماشاگر را به خود مشغول کنند. شاید تاثریا نیز تاکنون این دسته از پیچیدگیها را در مواجهه شخصیتها با یکدیگر داشته است و حالا مخاطبان این مجموعه علاوه بر اینکه سرنوشت ثریا را به عنوان شخصیت اصلی این داستان دنبال میکنند، سرنوشت دیگر شخصیتها نیز برایشان مهم شده است.
به عنوان نمونه حمید به عنوان داماد بزرگتر ثریا داستانی پیرامون خود دارد. ماجراهایی حول محور پویا، پسر کوچک خانواده نیز در حال رخ دادن است که برای مخاطبان جذاب شده. مسعود، داماد کوچک ثریا که پسر عمه بچههای او هم هست داستانهایی فرعی را به ماجرای اصلی اضافه میکند که به نظر میرسد بر جذابیتهای اثر افزوده است.
در واقع هرچه شخصیتهای بیشتری درگیر ماجرای اصلی میشوند میزان تعلیق داستان بالا میرود. در آثاری که از سیروس مقدم خصوصا در آخرین آثار او دیدهایم اینگونه شخصیتهای فرعی و داستانپردازی پیرامون زندگی هر یک از آنها وجود داشته است.
مجموعه تاثریا داستانی دارد که میتوان آن را میان داستانهایی با تم اجتماعی طبقهبندی کرد. نویسنده این اثر سراغ طبقه پایین جامعه رفته و مشکلات آنها را در چگونگی گذران زندگی به تصویر کشیده است. او زن میانسالی را به عنوان شخصیت اصلی در نظر گرفته که همسر خود را سالها پیش از دست داده و با تلاش خود به تنهایی توانسته فرزندان خود را بزرگ کند. شاید انتخاب یک زن میانسال تنها انتخاب هوشمندانه نویسنده این اثر باشد، چراکه هم میتوان جنبههای دراماتیک تری را پیرامون او به تصویر کشید و هم تا به حال نمونه مشابهی از چنین شخصیتی را به عنوان یک شخصیت اصلی در آثار تلویزیونی ندیدهایم.
اختلافات خانوادگی میان ثریا و خانواده همسر متوفایش نیز به عنوان یکی از موضوعات فرعی این اثر در کنار مشکلاتی که ثریا برای تامین مخارج خود و فرزندانش دارد، هم حالتی معماگونه پیدا کرده و هم رفته رفته واقعیتهای دیگری را درباره شخصیتهای داستان روشن میکند.
نحوه آشنایی ثریا و سرهنگ نیز یکی دیگر از ماجراهای فرعی است که به واسطه این ماجرا ابعاد دیگری از مشکلات یک زن تنهای میانسال در جامعه مطرح خواهد شد.
پرداختن به موضوع ربا نیز به عنوان یکی از معضلات اجتماعی این روزهای جامعه که زیربنایی اقتصادی دارد از آن جهت که موضوع جدید و بکری است و همچنین از آن جهت که به عنوان واقعیتی انکار ناپذیر اقتصاد کشور را تهدید میکند و ابعاد اجتماعی وسیعی نیز دارد دارای اهمیت است.
این موضوع خوشبختانه در مجموعه تلویزیونی تا ثریا با اینکه موضوع محوری داستان محسوب میشود اما به هیچ وجه حالتی شعارگونه و نصیحتکننده به سریال نداده و با ظرافت در بطن ماجراهایی که پیرامون این موضوع دراماتیزه شده به تصویر کشیده شده است. معمولا داستانهایی که تم اجتماعی دارند اگر بر مبنای واقعیتی ملموس به تصویر کشیده شوند و به اصطلاح رئال باشند بیش از سایر گونهها با مخاطب ارتباط برقرار خواهند کرد. به نظر میرسد سریال تا ثریا نیز به واسطه همین ویژگیها یکی از آثار پرمخاطب این شبهای تلویزیون شود.
اما یکی دیگر از نکاتی که در مجموعه تاثریا به چشم میخورد وسواس کارگردان در دکوپاژ صحنه و خصوصا تعیین زاویه دوربین است. در اغلب نماهای این سریال سلیقه بصری و سبک تصویری کارگردان بخوبی مشهود است. او سعی کرده از تصویربرداری هر صحنه براحتی نگذرد و دوربینش در هر نما زاویه جدیدی به خود میگیرد. هرچند در بعضی از این صحنهها تا حدودی شاهد اغراق در نحوه تنظیم زاویه دوربین هستیم، اما همین تلاش برای مهم جلوه دادن هر صحنه میتواند بیانگر اهمیتی باشد که او برای مخاطب قائل است. همچنین با دیدن چند قسمت محدود از مجموعه تاثریا میتوان بخوبی متوجه شد برای هریک از نماها نیز از قبل طراحی خاصی صورت گرفته و ضرباهنگ متناسبی را با توجه به مضمون شاهد هستیم.
و در نهایت اینکه سیروس مقدم در یکی دو سال گذشته نشان داده با آن که کارگردان پرکاری است، اما در هر اثر سعی دارد تجربه جدیدی داشته باشد و مادامی که برای تولید اثرش به او فرصت دهند برآیند کارش موفقیتآمیزتر خواهد بود.
مبینا بنیاسدی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: