من در‌ میان‌ خانه،‌ دلم‌ جای‌ دیگر است‌

کد خبر: ۴۴۸۴۹۷

به خودم می‌گویم اگر او نبود تا حالا با این بی‌تفاوتی شوهرم صد مرتبه از او جدا شده بودم و پیش خودم نقشه می‌کشم اگر بفهمم با زن دیگری رابطه دارد یا از من سرد شده و می‌خواهد طلاق بگیرد به هر دری می‌زنم تا سیما را پیش خودم ببرم. او تنها دلخوشی زندگی مسخره من است. وقتی دانشجو بودم با هم‌اتاقی‌هایم رابطه صمیمی‌تری داشتم تا با این مردی که به نام شوهر اسمش توی شناسنامه من است و یک گوشه تخت را صاحب شده است. انگار بین ما دیوارهای بلندی است و همدیگر را نمی‌بینیم. گاهی می‌ترسم آنقدر مرا نبیند که رو پایم را لگد کند یا رویم بنشیند!!!

چنین شرح حالی برای کسانی که روابط خانوادگی‌شان دچار سردی شده و همسرشان در خانه کلمه‌ای حرف نمی‌زند عادی است. این ماجرای تلخ را هر روز تجربه می‌کنند و با خود فکر می‌کنند، چرا باید این آدم را تحمل کنم. اما چرا این اتفاق می‌افتد و این نوع رفتار را چه می‌توان نامید.

دلم دیگر پیش تو نیست

وقتی دلتان برای همسرتان نمی‌لرزد و بودن و نبودنش برایتان مساوی می‌شود به اصطلاح متخصصان دچار طلاق عاطفی شده‌اید.

آمار رسمی‌ طلاق نشان‌دهنده میزان ناکامی‌ همسران در زندگی زناشویی نیست، زیرا در کنار آن آمار بزرگ‌تری به طلاق عاطفی اختصاص دارد. یعنی به زنان و مردانی که شب چون جسمی‌ سرد و خاموش در سردخانه در کنار هم قرار می‌گیرند و صبح هنگام چون غریبگان از هم جدا می‌شوند. کسانی که فرسنگ‌ها با هم فاصله دارند، اما به مصالحی هنوز با هم زندگی می‌کنند.

یک روان‌شناس، طلاق عاطفی را اولین مرحله در فرآیند طلاق و بیانگر رابطه زناشویی روبه زوال می‌داند که احساس بیگانگی جایگزین آن شده است. به اعتقاد پل بوهانان، روانشناس در چنین ازدواجی هریک از زن و شوهر به دلیل احساس غمگینی و ناامیدی دیگری را آزار می‌دهد. به اعتقاد وی، طلاق عاطفی متضمن فقدان اعتماد، احترام، محبت و حمایت است و 2 زوج در جهت آزار و ناکامی‌ و تنزل عزت نفس یکدیگر عمل می‌کنند و سعی می‌کنند عیب و کوتاهی دیگری را اثبات کرده، او را طرد کنند.

وقتی دلتان برای همسرتان نمی‌لرزد و بودن و نبودنش برایتان مساوی می‌شود، به اصطلاح متخصصان، دچار طلاق عاطفی شده‌اید

به اعتقاد استفن مارکز هر شخص متاهل از زاویه دید خود و تمایلاتش، دیگران و همسرش به مسائل نگاه می‌کند. هریک از این دیدگاه‌ها از تعادل خارج شود و از همسر دور شود سبب طلاق عاطفی و سردی روابط می‌گردد.

پس اگر بیش از اندازه خودمحور هستید و به تمایلات و خواسته‌های خود بها می‌دهید یا مثلا تمام توجه خود را به شغلتان معطوف می‌دارید منتظر چنین آسیبی در روابط خود باشید.

شما نامرئی هستید

براساس پژوهشی که باستانی و همکارانش در مورد طلاق عاطفی در میان بانوان مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره تهران انجام داده‌اند، عدم تامین نیازهای عاطفی، بی‌توجهی مرد، مشکلات ارتباطی، انتخاب نادرست همسر، عدم همدلی و همراهی، رفتارهای خشونت‌آمیز و عدم گذران وقت با یکدیگر، نارضایتی جنسی و بی‌اعتمادی، عدم احساس مسوولیت مرد و عدم تعادل روحی وی به عنوان شرایط ایجادکننده طلاق عاطفی ذکر شده است.

علاوه بر این دخالت خانواده، نارضایتی از خانواده‌ها، ناهماهنگی خانواده‌ها، شیوه تربیتی نادرست، زندگی با خانواده مرد، وضعیت اشتغال و اعتیاد او، زندگی در شهر دیگر و ازدواج مجدد مرد عوامل فرعی و میانجی در این وضعیت به شمار می‌روند و چنان‌که در مقدمه این گزارش خواندید نادیده گرفته شدن درهمه این موارد حرف اصلی را می‌زند.

نادره‌ بانویی 34 ساله است که تازه از همسرش جدا شده؛ او می‌گوید در این مورد هیچ حس بدی ندارم. به علاوه حس می‌کنم از وجود یک مزاحم طلبکار در خانه‌ام خلاص شده‌ام.

همسری که جز خواستن شام، ناهار، صبحانه و تمیز بودن خانه چیز دیگری از او نمی‌شد‌ دید. ما مدت‌ها بود از هم طلاق گرفته بودیم، اما تازه رسمی ‌شده است.

وقتی زوجین اشتیاقی به ارتباط با یکدیگر ندارند و اگر رابطه‌ای میان آنها برقرار است از ته‌دل نیست، بلکه بیشتر از سر وظیفه است باید به فکر آسیب‌شناسی روابط بود.

در این مرحله پیام‌های کلامی و غیرکلامی به ندرت و از سر ناچاری رد و بدل می‌شود.

کاهش رضایت جنسی، کاهش ارتباط کلامی، قطع ارتباط با اقوام، اولویت یافتن فرزندان، افزایش فاصله میان زوجین و بی‌تفاوتی آنها نسبت به یکدیگر از مهم‌ترین زمینه‌های بروز طلاق عاطفی است و فشار روانی و مشکلات روحی زن و فرزندان و از بین رفتن تعهد لازمه در روابط زناشویی از جمله پیامدهای وقوع طلاق عاطفی به شمار می‌رود.

آنچه باید، آنچه نباید

ازدواج فاقد کشش اولیه می‌تواند شما را به همین جایی برساند که از آن حرف می‌زنیم. حتی یک عشق یک طرفه نیز می‌تواند به سردی و نفرت بدل شود، زیرا شما هرگز حرارتی را که نشان می‌دهید دریافت نمی‌کنید.

شما اگر یک مرد با مهارت‌های کلامی‌ محدود و ابهت بدون کلام هستید بهتر است رفتار خود را اصلاح کنید، زیرا خانم‌هایی که در پژوهش سوسن باستانی، محمود گلزاری و شهره روشنی مورد مطالعه قرار گرفتند از همین عارضه در شوهرانشان نیز رنج می‌بردند.

یکی از خانم‌هایی که این نوع سردی رابطه را تجربه می‌کند، می‌گوید: توقعات عاطفی من برآورده نمی‌شود. وقتی به همسرم می‌گویم، می‌گوید: این‌که آمده‌ام خواستگاری تو و الان مخارجت را می‌دهم یعنی دوستت دارم، اما من محبت را در رفتار و گفتارش نمی‌بینم.

بانوی دیگری در مورد خواسته‌های خود می‌گوید: من هم پا به پای همسرم کار می‌کنم، اما او جز تحقیر من کار دیگری ندارد که انجام دهد.

پول من همیشه در مخارج خانه صرف می‌شود و وقت من برای خانه، بچه و همسرم، اما او می‌گوید: کار خانه که چیزی نیست. پولت را هم به رخ من نکش که به درد خودت می‌خورد. او می‌خواهد مرا تحقیر کند و زحماتم را نادیده بگیرد. هیچ قدردانی در رفتارش نمی‌بینم و اگر کلمه‌ای حرف بزنم می‌گوید: مادر من 9 بچه بزرگ کرد و اینقدر آه و ناله نکرد.

اگر می‌خواهید به طلاق عاطفی نرسید علاوه بر موارد فوق به همسرتان احترام بگذارید و تغییرات مثبت ظاهری او را تشویق کنید. همیشه او باید اولین محل نگاه شما در جمع باشد نه این‌که او را اصلا نبینید.

بدانید وقتی ازدواج کردید همسر شما بانوی اول خانه شماست همان‌طور که مادرتان بانوی اول خانه خودش است و او را با مادرتان و هیچ زن دیگری مقایسه نکنید. او تنها زنی است که بسیار به شما نزدیک می‌شود ، پس عاطفه و گرمی ‌بیشتری از خود نشان دهید.

اگر با مشخصات مطرح شده در این گزارش حس می‌کنید دارید دچار طلاق عاطفی می‌شوید مهارت‌های ارتباطی و کلامی‌ خود را تقویت کنید و اگر شده کلاس بروید و آموزش ببینید.

این مرد، آقای خونه نیست!

با توجه به نیاز‌های مخاطبان این صفحه و درخواست‌های مکرر عزیزان قصد داریم از این شماره در مورد مسائل خانوادگی و سوالات شما، مطالب روان‌شناسی و سخنان کارشناسان و مشاوران را در این ستون درج کنیم. اولین قسمت را به روابط همسران و مسوولیت نپذیرفتن شوهر در خانه اختصاص داده‌ایم.

بسیاری از بانوان این مشکل را تجربه کرده‌اند که همسرشان وقتی به خانه می‌آید هیچ کار دیگری را بر عهده نمی‌گیرد. کارهایی که به آن کار مردانه می‌گوییم و خرید سنگین چیزهایی است که انجام بی‌جروبحث آن باعث شادی همسران می‌گردد.

چنان‌که زن نیز کارهایی را که بر عهده اوست به صورت روتین انجام می‌دهد و قرار نیست هر روز به او بگویند غذا بپز و ظرف بشوی و چیزهایی از این دست. وقتی این جزییات کوچک نادیده گرفته می‌شود و همین چیزها بار اضافه‌ای بر دوش زن که کارهای سخت و تکراری خانه را نیز بر عهده گرفته است می‌گذارد ، چه باید کرد؟

چنان‌که همه خانم‌ها مهارت‌هایی چون خیاطی و بافتنی ندارند همه آقایان نیز مهارت‌هایی چون تعمیر وسایل برقی و خانگی را نیاموخته‌اند. خصوصا این روزها که والدین از بچه‌ها فقط توقع درس خواندن دارند.

به اعتقاد روان‌شناسان تربیتی کسانی که هنگام کودکی مسوولیت را نیاموزند در بزرگسالی نیز به سختی زیر بار این کار مهم می‌روند. کسانی که کارهای مردانه را نیاموزند طبیعی است آن را در خانه خود نیز انجام نخواهند داد.

اگر می‌خواهید از برخورد با چنین اشخاصی نتیجه مناسبی بگیرید نباید با آنان درگیر شده و آنان را بی‌عرضه و بی‌کفایت تلقی کنید. با آرامش کارهایی را که باید انجام شود فهرست کنید و با هم قرار بگذارید هریک فهرست دیگری را صبح از روی در یخچال یا جای مناسب دیگری بخواند. قبلا در مورد امور محوله به توافق برسید و در مقابل هر کاری که بر عهده او می‌گذارید کاری را به عهده بگیرید تا بداند شما در حقش اجحاف نمی‌کنید.

حتی می‌توانید کار بزرگ‌تری بر دوشش بیندازید که به کم قانع شود، مثلا اصرار کنید که به خاطر خرابی‌های خانه می‌خواهید جای دیگری خانه بگیرید.

با سیلی صورتتان را سرخ نکنید. به صراحت اگر چیزی خواسته شد بگویید نداریم و بگذارید خلأ آن در خانه حس شود.

از یکی از اقوام خود مثل پدر یا برادر بخواهید که تعمیرکار بیاورد و به او بگویید. قطعا از این‌که خانواده شما کارهای او را انجام دهند خوشحال نمی‌شود و اگر حساس نیست از خانواده خودش بخواهید این کار را بکند.

نقش منشی او را بازی نکنید تا عادت نکند مدام شما تذکر کارهایش را بدهید و به همان فهرست اکتفا کنید.

ماندانا ملاعلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها