در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر پایان فتنه را روز 9 دی 1388 میدانند و این روز را حماسه میخوانند از آن روست که مردم در به وجود آوردن آن نقش اساسی داشتهاند وگرنه کم نبودهاند روزهایی که شخصیتهای سیاسی، نویسندگان، متفکران و مسوولان این کشور لب به انتقاد از ماجراهای پس از انتخابات سال 88 گشودهاند.
بهراستی چرا رهبر معظم انقلاب، روزهای دیگر را شایان توجه و عنایتی این چنین قرار نداده و تا این اندازه درباره آن سخن نگفتهاند؟ همین خود یکی از دلایل اصلی مردمسالارانه بودن این نظام و اعتنای آن به رای مردم است که بالاترین مقام سیاسی کشور را بر آن میدارد که تنها پس از مهر تاییدی که مردم بر سخنان او میزنند مخالفت مستقیم و بیپرده خود را با انحرافات سیاسی پیش آمده به شکل واضح و به دور از مصلحتاندیشیهای معمول آشکار کند.
با این وجود باز هم میبینیم که در هیچ یک از سخنان رهبری از اشخاصی که در نگاه ایشان، نقش اساسی در ترویج داخلی ماجرای فتنه داشتهاند نامی برده نشده و همیشه به تعابیری همچون «خواص» برای اشاره به آنها اکتفا میشود.
این خود نشان دیگری بر اهمیت رای و نظر مردم در ساختار سیاسی این نظام است که به موجب آن اشخاصی که به هر روی توانسته بودند در مقطعی میزانی از رای مردم را در یک انتخابات رسمی کشور کسب کنند بهرغم خطاهای سیاسی آشکار، در نظر رهبری نظام آن اندازه حرمت دارند که از آنان بهعنوان خواص ولو خواص مردود نام برده شود و نه آن که مورد توهین و تمسخر قرار گیرند.
9 دی 1388 تنها شعارهای افراد مختلف شرکتکننده در راهپیمایی نبود که به این روز رنگ حماسه بخشید بلکه نفس حضور گسترده مردم که به منزله تجدید عهد با رهبری انقلاب و آرمانهای اصلی نظام جمهوری اسلامی به شمار میآمد، حائز اهمیت بود.
چنان که مشاهده کردیم مقام معظم رهبری در برهههای زمانی مختلف مخالفت خود را با اهانت به اشخاص خصوصا مسوولان کنونی نظام عیان کردهاند.
طرح این موضوع نه به معنای حمایت از قانونشکنان بلکه بهمعنای قدم جای پای رهبری گذاشتن و جلوتر نیفتادن از مقام ولایت است و نیز به این خاطر که مرز میان این حضور مردمی با حضور اهانتآمیز فتنهگران در روز عاشورای سال 88 در همین مراعات حد انصاف و عبور نکردن از خطوط قرمزهای اخلاقی است.
در عاشورای 88 جریانی که تا پیش از آن ادعای حرکتی مسالمتآمیز داشت، باطن خود را آشکار کرد و به جای اصلاح، از براندازی دم زد و نشان داد که با وجود آن ظاهر متمدنانه و مترقی تا چه اندازه مستعد فروغلتیدن در دام بیاخلاقی و ایجاد ناامنی است.
میگویند این عملکرد نادرست برخی مسوولان و رخدادهای ناخوشایند ناشی از برخی اعمال خودسرانه بود که مردم را به خشونت واداشت، اما در جواب باید گفت آیا به راستی مرز شعور اخلاقی تا این اندازه سست است که با رفتار چند مسوول یا یک نهاد خودسر، 180 درجه تغییر جهت دهد؟ اگر مقام معظم رهبری حوادث پس از انتخابات را کاریکاتوری از انقلاب اسلامی سال 1357 دانستند چهبسا یکی به این دلیل بود که در آن برهه تاریخی، مردم به کسانی که به رویشان اسلحه کشیده بودند و گلولهبارانشان میکردند گل هدیه دادند ولی در این زمان، عملکرد غیرمسوولانه گروهی در بازداشتگاهی که بعدا به عدالت بسته شد یا کشته شدن مشکوک یک دختر دانشجو به دست عاملی ناشناس و حضوری غیرقانونی در کوی دانشگاه و آزار دانشجویان کافی بود برای شعارهایی اهانتآمیز، رفتاری به دور از شعور مدنی و حتی بیحرمتی به اعتقادات دینی اکثریت قریب به اتفاق جامعه ایران.
باید این حقیقت را پذیرفت که 9 دی روز تجمع گروهی خاص از مردم که تا پیش از این وقایع از نامزد بخصوصی جانبداری میکردهاند نبود.
9 دی روز اعلام برائت همه گروههای سیاسی و خیل مردم از بیاخلاقی و بیحرمتی و جدا کردن صف خود از صف فتنهگران و ساختارشکنان بود.
در این اجتماع بزرگ مردمی کسانی که کاندیدای انتخابیشان امروز خواسته یا ناخواسته در صف مخالفان نظام قرار گرفته هم حضور داشتند و این نه فقط از ارزش و اهمیت 9 دی کم نمیکند بلکه یکی از مهمترین وجوه تمایز آن از دیگر موارد مشابه است و همان عامل مهمی است که این روز را به ایامالله دیگری همچون 22 بهمن پیوند میزند.
ولایت فقیه یک اصل ضروری دینی و اجتماعی است که با جناح بازی و جبههبندی و یارکشی سیاسی نسبتی ندارد.
این حقیقتی است که هر گونه تلاشی برای دور کردن مقام رهبری از موضع فراجناحی و پدرانهای که در نظام جمهوری اسلامی ایفا میکنند نتیجهای جز ضربه زدن به مقام ولایت و نیز آسیب رساندن به وجه مردمی نظام ندارد و این وجه مردمی بودن، ویژگی مهمی است که بنا به تصریح مقام معظم رهبری نه فقط مقبولیت که مشروعیت جمهوری اسلامی نیز به آن است.
آنچه گذشت مقدمهای بود برای ورود به مبحث اصلی که عبارت است از بازخوانی بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با 9 دی و جستجوی راه بصیرت از کلام مقام ولایت که فصلالخطاب دانستن آن تنها راه برونرفت از جدالهای بیسرانجام سیاسی و رسیدن به ثباتی لازم در جهت پیشبرد اهداف اساسی کشور و گام برداشتن در راه توسعه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و دینی جامعه است.
جایگاه مردم و قانون
مقام معظم رهبری درخصوص وجه مردمی این روز که یکی از مهمترین دلایل تمایز آن از ابراز نظرهای سیاسی دیگر است میفرمایند: «9 دى با 10 دى فرقى ندارد؛ این مردمند که ناگهان با یک حرکت ـ که آن حرکت برخاسته از همان عواملى است که نوزدهم دى قم را تشکیل داد؛ یعنى برخاسته از بصیرت است، از دشمنشناسى است، از وقتشناسى است، از حضور در عرصه مجاهدانه است ـ روز 9 دى را متمایز میکنند.» (بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام نوزدهم دى ماه 19/10/1388)
اما درباره مخالفت رهبری با قضاوتهای عجولانه، اهانتآمیز و به دور از قانون ـ که همان وجه تمایز صف حامیان نظام اسلامی از صف مخالفان آن است ـ و نیز مخالفت ایشان با اعمال خودسرانهای که راه را برای دامن زدن به مشکلات باز میکند و بهانه دست معاندان میدهد، صراحتی کامل در بیانات ایشان وجود دارد که بارها مورد تکیه و تاکید قرار گرفته و این خود بهترین شاهد مثال بر مخالفت مقام معظم رهبری با رفتارهای خشونتآمیز و غیرمسوولانهای است که بعضا در حوادث پس از انتخابات 88 پیش آمد و در اهانتهای صورت گرفته در روز عاشورا به ساحت ولایت نقش موثری داشت.
ایشان در این خصوص میفرمایند: «جوانان از اطراف و اکناف کشور، از آنچه که تهتک بیگانگان از ایمان دینى به گوششان میخورد یا با چشمشان مىبینند، عصبانى هستند؛ وقتى مىبینند روز عاشورا چگونه یک عدهاى حرمت عاشورا را هتک میکنند، حرمت امامحسین(ع) را هتک میکنند، حرمت عزاداران حسینى را هتک میکنند، دلهاشان به درد مىآید، سینههاشان پر میشود از خشم؛ البته خوب، طبیعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى میخواهم عرض بکنم جوانهاى عزیز مراقب باشند، مواظب باشند که هر گونه کار بىرویهاى، کمک به دشمن است... دستگاههاى مسوولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچ گونه تخطى از قانون، باید مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد، اما ورود افرادى که شان قانونى و سمت قانونى و وظیفه قانونى و مسوولیت قانونى ندارند، قضایا را خراب میکند.
خداى متعال به ما دستور داده است: «و لایجرمنّکم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى». بله، یک عدهاى دشمنى میکنند، یک عدهاى خباثت به خرج میدهند، یک عدهاى از خباثتکنندگان پشتیبانى میکنند ـ اینها هست ـ اما باید مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون حزم، انسان وارد برخى از قضایا بشود، بىگناهانى که از آنها بیزار هم هستند، لگدمال میشوند؛ این نباید اتفاق بیفتد. من برحذر میدارم جوانهاى عزیز را، فرزندان عزیز انقلابى خودم را از این که یک حرکتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون.» (بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام نوزدهم دى ماه 19/10/1388)
حماسهای فراجناحی
بحث دیگر مورد اشاره، وجه فراجناحی حماسه 9 دی و اتحاد ایجاد شده میان گروههای مختلف افراد جامعه و ارتباطی است که از این جهت بین این حضور و راهپیمایی 22 بهمن وجود دارد.
تصریح مقام معظم رهبری بر این که شرکتکنندگان در این تجمع میلیونی، حامیان یک کاندیدای بخصوص نبودهاند حاکی از آن است که حضور مردم در این روز به هیچ رو ارتباطی با رایی که در روز انتخابات به صندوق انداختهاند، ندارد و بهعلاوه این مساله نمایانگر ارزش و اهمیت اتحاد به وقوعپیوسته در این روز از نگاه مقام معظم رهبری است.
ویژگی مهمی که نباید از آن غافل بود و نباید گذاشت قربانی بازیهای حزبی و جناحی شود. به بیان ایشان: «قوىترین و آخرین ضربه را ملت در روز 9 دى و 22 بهمن(1388) وارد کرد.
کار ملت ایران در 22بهمن، کار عظیمى بود؛ 9 دى هم همین جور. یکپارچگى ملت آشکار شد. همه کسانى که در عرصه سیاسى به هر نامزدى راى داده بودند، وقتى دیدند دشمن در صحنه است، وقتى فهمیدند اهداف پلید دشمن چیست، نسبت به آن کسانى که قبلا به آنها خوشبین هم بودند، تجدیدنظر کردند؛ فهمیدند که راه انقلاب این است، صراط مستقیم این است. در 22 بهمن، ملت همه با یک شعار وارد میدان شدند. خیلى تلاش کردند، شاید بتوانند بین ملت دودستگى ایجاد کنند، اما نتوانستند و ملت ایستاد؛ این پیروزى ملت بود.» (بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی 1/1/1389)
مقام معظم رهبری: این کار را خود مردم کردند این حرکت یک حرکت خودجوش بود این خیلى معنا دارد؛ این نشانه این است که اینمردم بیدارند، هشیارند دشمنان ما باید این پیام را بگیرند
وجه دیگر راهپیمایی 9 دی خودجوش بودن آن و وابستگی کامل آن به خواست و اراده مردمی است که بدون هیچ فراخوان رسمی در آن حضور به هم رسانده بودند.
برخی معاند میگویند ادارهها و ارگانهای دولتی یا دانشگاهها، کارمندان و دانشجویان را مجبور به شرکت در این راهپیمایی کرده بودند، اما آیا واقعا چنین اجباری امکانپذیر است؟ شاید تعطیل کردن محل کار یا کلاس درس به این منظور ممکن باشد، اما مگر میشود کسی را وادار کرد که در یک اجتماع متراکم از حضور مردم شرکت کند، قدم به قدم با آنها راه برود، شعار بدهد و در تمام طول این مدت هم از نظر پنهان نشده و دم به دم حاضریاش را اعلام کند؟! این به یک شوخی بیشتر شباهت دارد تا واقعیت.
ماجرا مثل ادعای تقلب گسترده در انتخابات است که اندک شناختی از اکثریت جامعه ایران یا قدری علمی، آماری و منطقی به مساله نگریستن کافی است برای رد این مدعا و قبول این که مردم، حالا به هر علت و انگیزهای همان انتخابی را کردند که در نتیجه نهایی اعلام شد.
جالب این که اصل ادعای تقلب گسترده که بهانه آغازین شروع فتنه بود از همان خاستگاهی سرچشمه میگیرد که این قبیل اظهارنظرها درخصوص شرکت مردم در راهپیمایی 9 دی ریشه در آن دارد. کما این که در این مورد بخصوص حتی دشمنان نظام هم که به راحتی هر کوچکی را بزرگ و هر بزرگی را کوچک جلوه میدهند زبان به اعتراف گشودهاند.
مقام معظم رهبری در مورد خودجوش بودن این حضور میفرمایند: «این کار را خود مردم کردند. این حرکت ـ همان طورى که گویندگان و بزرگان و همه بارها گفتهاند ـ یک حرکت خودجوش بود؛ این خیلى معنا دارد، این نشانه این است که این مردم بیدار و هشیارند. دشمنان ما باید این پیام را بگیرند. آن کسانى که خیال میکنند میتوانند میان نظام و میان مردم جدایى بیندازند، ببینند و بفهمند که این نظام، نظام خود مردم است، مال مردم است. امتیاز نظام ما به این است که متعلق به مردم است. آن کسانى که با همه وجود نظام جمهورى اسلامى را، اسلام را و این پرچم برافراشته را در این کشور نگه داشتهاند، در درجه اول خود مردمند؛ دشمنان ما این را بفهمند. سردمداران دولتهاى مستکبر ـ و در راس آنها آمریکا ـ علیه ملت ما حرف میزنند، توطئه میکنند، گاهى شعار میدهند، گاهى اظهارات مزورانه میکنند، گاهى صریحا دشمنى میکنند، گاهى در لفافه میبرند؛ اینها همه براى این است که تحلیل درستى از مسائل ایران و شناخت درستى از ملت ایران ندارند. ملت ما ملت بیدارى است، ملت هشیارى است.» (بیانات در دیدار هزاران نفر از مردم استان گیلان8/10/1389)
اعتراف دشمنان
ایشان به اعتراف مخالفان خارجی نظام درخصوص عظمت این حادثه و غیرقابل انکار بودن تجمع بیسابقه مردم در 9 دی 1388 نیز اشاره کرده و دلیل آن را ایمانی بودن حرکت خودجوش مردم و الهی بودن این حرکت میدانند و این که خداوند از کسانی که در راه او مخلصانه عمل میکنند دفاع کرده و آنان را زیر سایه لطف خویش قرار میدهد و این چیزی است که برای دشمنان نظام قابل درک نبوده و البته انتظاری هم از آنان در این زمینه نیست: «روز 9 دى شما دیدید در این کشور چه اتفاقى افتاد و چه حادثهاى پیش آمد. دشمنان انقلاب که همیشه سعى میکنند راهپیمایىهاى میلیونى را بگویند چند هزار نفر آمدهاند ـ تحقیر کنند، کوچک کنند ـ اعتراف کردند و گفتند در طول این 20 سال، هیچ حرکت مردمىاى به این عظمت در ایران اتفاق نیفتاده است؛ این را نوشتند و گفتند. آن کسانى که سعى در کتمان حقایق درباره جمهورى اسلامى دارند، این را گفتند. علت چیست؟ علت این است که مردم وقتى احساس میکنند دشمن در مقابل نظام اسلامى ایستاده است، مىآیند توى میدان. این حرکت ایمانى است، این حرکت قلبى است؛ این چیزى است که انگیزه خدایى در آن وجود دارد؛ دست قدرت خداست، دست اراده الهى است؛ این چیزها دست من و امثال من نیست. دلها دست خداست. ارادهها مقهور اراده پروردگار است. وقتى حرکت خدایى شد، براى خدا شد، اخلاص در کار بود، خداى متعال اینجور دفاع میکند. لذا میفرماید: «ان اللَّه یدافع عن الذین آمنوا». این را دشمنان نظام اسلامى نمیفهمند، تا امروز هم نفهمیدند.» (بیانات در دیدار فرمانده و پرسنل نیروى هوایى ارتش جمهوری اسلامی ایران 19/11/1388)
و بالاخره نقش علما و راهنمایان معنوی مردم در بهوقوعپیوستن حادثه 9 دی یکی دیگر از عوامل تاثیرگذار در حماسه حضور مردم در این روز بخصوص است که در بیانات رهبر انقلاب مورد اشاره قرار گرفته است.
علمایی که به بیان مقام معظم رهبری، نقش آنها تنها هدایت مردم در امور فرعی و مسائل شخصی نیست بلکه «مهمتر از همه اینها، هدایت مردم است در مساله عظیم اجتماعى و مساله حکومت و مساله نظام اسلامى و وظایفى که مترتب بر این هست در مقابله با حوادث جهانى» که باز به بیان رهبر انقلاب، انتخاب رهبری نظام و قضایای مربوط به آن هم در راستای همین نقش تعیینکننده علما و خبرگان مورد اعتماد مردم در مسائل بنیادین حکومت اسلامی است.
نقل این بخش از سخنان مقام معظم رهبری پایانبخش مطلب پیش رو در باب روز 9 دی است و آغازی بر تامل همه ما درخصوص جایگاه مهم و ضروری مردم در ساختار سیاسی حکومتی که به موازات اسلامی بودن، مردمسالار است و از همین روست که جمهوری اسلامی خوانده میشود و نه فقط رئیسجمهور که بنا به قانون اساسی حتی رهبرش هم با رای و اعتماد مردم با واسطه علما و معتمدین دینی مردم، تعیین میگردد و این همان مهمترین وجه تمایز نظام جمهوری اسلامی ایران از نظامهای دیگر به ظاهر دموکراتیک ولی بهواقع استبدادی دنیاست.
«[نقش علما] یک مساله بسیار مهم و استثنایى است؛ یکى از تمایزات نظام جمهورى اسلامى این است. مجموعه خبرگان، مجموعه علماى صاحبنام و صاحبشان در بین مردم و مورد اعتماد مردم در همه قضایا، بخصوص در قضیه بسیار مهم رهبرى و انتخاب رهبرى و قضایاى مربوط به آن محسوب میشود و همین حضور اثرگذار و حساس در بین مردم، آثار و برکات خودش را داشته و دارد. حضور مردم در حوادث بزرگ و مهم و اعلان موضعى که میکنند ـ مثل راهپیمایى مهم 22 بهمن که واقعا یک پدیده عظیم در تاریخ انقلاب بود در این شرایط و با این اوضاع و احوال و قبل از آن، حضور مردم در خیابانها در سراسر کشور در 9 دى ـ بدون این که علما و راهنمایان معنوى مردم که مورد اعتماد آنها هستند، دلهاى مردم را به حقایق این انقلاب متوجه کنند، میسر نمیشد.» (بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى 6/12/1388)
محمد حقجو - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: