به گفته جاگیری، سازمان بهزیستی در پذیرش کارتنخوابها دست به گزینش میزند و آنها را که مبتلا به ایدز باشند نمیپذیرد و کمیته امداد هم فقط کسانی را قبول میکند که شناسنامه و ضامن داشته باشند و با این شروط میشود نتیجه گرفت از آنجا که معمولا هیچ کارتنخوابی شناسنامه و ضامن ندارد کمیته امداد با چنین شرطهایی فقط تعدادی انگشتشمار از این افراد را سر و سامان میدهد.
روز گذشته نیز مجید ملکشاهی مدیر کل تحقیقات، پذیرش و خدمات مددکاری کمیته امداد امام خمینی(ره) در واکنش به اظهارات این مسوول آب پاکی را روی دست شهرداری ریخت و اعلام کرد که منابع مالی امداد به تنهایی پاسخگوی همه کارتنخوابهای نیازمند حمایت نیست و کمیته امداد نمیتواند برای تمام آنها، مسکن، اشتغال و تسهیلات فراهم کند زیرا منبع مالی مشخصی برای این حرکت در نظر گرفته نشده است و دلیل درخواست ضامن از بیخانمانها نیز، پایبندی کمیته امداد به اصول قانونی است که بر این مسوولیت تاکید دارند.
با این حساب، بار مسوولیت کارتنخوابها روی دوش هیچکس نیست و اگر زمستان آنقدر سرد نمیشد که خون در رگهای ساکنان هتل کارتن یخ بزند، شاید شهرداری هم حتی برای پناه دادن به آنها آستین بالا نمیزد و گرمخانههایش را راه نمیانداخت و مثل بهزیستی و کمیتهامداد، پا پس میکشید.
اما شهرداری هم مسلما تا مدتی مشخص قادر است کارتنخوابها را نگه دارد و از آنجا که این مسوولیت در مجموعه وظایف قانونیاش نمیگنجد میتواند آنها را در شهر رها کند و مسلما، پرسه زدن مجدد شماری از متکدیان و بیخانمانها و معتادان که به گواه شهرداری تعداد زیادشان مبتلا به ایدز هستند ، امنیت شهروندان را خدشهدار میکند.
شاید پس از سالها پاسکاری مسوولیت ساماندهی کارتنخوابها و تعیین تکلیف برایشان، میان سازمانهای مختلف، دیگر وقتش رسیده باشد که برای ساماندهی پایدار به کارتنخوابها و بخصوص رسوبیهایی که هیچ سازمانی حاضر به پذیرششان نیست، فکری شود؛ کارتنخوابهایی که وقتی میان زبالهها و خرابههای شهر میمیرند، کارشان سریعتر و بیمعطلیتر راه میافتد و دیگر نه سازمانی مسوولیتشان را گردن دیگری میاندازد و نه کسی برای پناه دادن به آنها ضامن میخواهد؛ کارتنخوابهایی که زندهبودنشان برای برخی مسوولان از مرگشان، بیدردسرتر است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم