اسماعیل آباد ؛ یک کبریت تا انفجار

پالایشگاه خواب هزارساله اسماعیل آباد را آشفته کرده است. اسماعیل آباد هر شب با صدای آژیر ناهنجار پالایشگاه و بوی سولفات سدیم که فضای ده را پر کرده است به خواب می رود تا در کوچه باغ رویاهای آن
کد خبر: ۴۴۷۲۹
دورانی پرسه زند که پالایشگاه نبود، نفت نبود و زندگی چیزی کم نداشت . آب زلال تر از اشک چشم ، از قنات های دشت سرسبز «ری» فواره می زد و در زمین های گندم و جالیزهای خیار، هندوانه ، خربزه و سبزیجات جاری می شد و چوپانان ، رمه های خود را در پهنای دشت به چرا می بردند. اسماعیل آباد ، شب را در رویای گذشته هزار ساله خود سپری می کند و صبح با کابوس پالایشگاه از خواب می پرد. هر روز صبح ابر سفیدی از بخار سولفات سدیم روی سر روستا خیمه می زند. پالایشگاه حدود نیم قرن است همسایه دیوار به دیوار اسماعیل آباد شده است. در طول این سالها، تهران با پول نفت بزرگ و بزرگتر شده است . بسیاری از کشتگاه های دشت «ری» به پای بزرگ شدن تهران سوخته و از بین رفته اند. از گذشته هزار ساله اسماعیل آباد، بجز خانه های مخروبه با سقفی گنبدی و یک درگاهی خشتی ، چیز دیگری باقی نمانده است.

سهم نفتی که بر آب است

پالایشگاه چنان حضور خود را بر پهنه این دشت تحمیل کرده که در نگاه اول چنین تصور می شود ، سابقه پالایشگاه بر همه سکونتگاه های انسانی این دشت ، تقدم دارد. مردم اسماعیل آباد ، نه سهمی از نفت برده اند و نه از بزرگ شدن تهران. آنها مانند اجداد خود همچنان کشاورزی می کنند اما دیگر آب زلال و گوارای قنات در کشتزارها جاری نیست . محمد ابراهیم ، کشاورز 50ساله روستا می گوید: وقتی می خواهیم گندم را آبیاری کنیم ، ابتدا آب را آتش می زنیم تا نفت روی آن بسوزد و بعد آبی را که تقریبا جوش آمده ، وارد زمین کشاورزی می کنیم . او می افزاید: از درختهای 50 و صدساله روستا تقریبا چیزی نمانده . آبی که با نفت همراه شده ، ریشه های عمیق این درختان را خشک کرده است . مردم اسماعیل آباد و روستای درسون آباد، سالهاست با این وضعیت ساخته اند. سالهاست آبی را می نوشند که لایه نازکی از چربی نفت بر سطح آن نشسته است . در هوایی تنفس می کنند که با دود پالایشگاه و بخار سولفات سدیم آمیخته شده است اما به گفته مرضیه زارع نیری ، مسوول خانه بهداشت اسماعیل آباد ، مشکل مردم این منطقه از اسفندماه سال 1382 از زمانی جدی شد که حساسیت های پوستی ، سوختگی پوست نوزادان و عفونت های مجاری ادراری در میان ساکنان روستا رایج شد. وی می گوید: از مهرماه سال 81 نیز آلودگی های باکتریایی آب مشاهده شد. 4.6درصدآلودگی ، رقم بالایی است . این میزان در آب سالم باید صفر باشد. ما موضوع را به مراجع بالاتر اطلاع دادیم . گفتند با کلر زدن مشکل حل می شود. با وجود کلر زدن به آب ، ریزش مو ، لکه های پوستی و بثورات جلدی و مشکلات تنفسی رواج بیشتری یافت . بارها آب را برای آزمایش به مراکز منطقه ای فرستادیم ، ولی گفتند آب آلوده نیست . به شبکه بهداشت ری و مرکز آب و فاضلاب قوچ حصار نامه فرستاده ایم که بیایند مشکل آب منطقه را بررسی کنند، ولی به درخواست های ما هیچ پاسخی نداده اند. حاج قربان ، عضو شورای روستایی اسماعیل آباد می گوید: با وارد شدن نفت به چاه اصلی روستا، دیگر این آب قابل استفاده نیست . در حال حاضر آب مردم منطقه از روستای قلعه نوچمن که 12 کیلومتر با اسماعیل آباد فاصله دارد، تامین می شود. این آب پس از گذر از قمصربه این روستا می آید. ولی در اکثر ساعات شبانه روز قطع است و حداکثر روزی 3ساعت در شبانه روز آب با فشاری بسیار پایین به روستا می رسد. مسوولان آب و فاضلاب در رادیو و تلویزیون گفته اند که آب را با تانکر به مردم روستا می رسانیم ، در حالی که هیچ تانکری اینجا نیامده است. وی می گوید : پای مرگ و زندگی 1700 آدم در میان است. مسوولان همچنان تکذیب می کنند. اگر می توانستند ، وجود این روستا را هم تکذیب می کردند.

زندگی روی آتش

حسین اولیایی ، صاحب دامداری ای است که حریم آن با یک دیوار سیمانی از پالایشگاه جدا می شود. دیوار به دیوار دامداری ، 2 مخزن غول آسا و استوانه ای نفتی قرار دارد. اولیایی ، سطلی را در چاه آب دامداری می اندازد و با طناب ، آن را بالا می کشد. داخل سطل از آب خبری نیست ، چیزی شبیه بنزین است . «اولیایی» محتویات سطل را روی زمین می ریزد، کبریتی می کشد و آتش روی زمین در امتداد نفت و بنزین ریخته شده گر می گیرد. این دامدار 45 ساله می گوید: همه چاههای فاضلاب خانه های اسماعیل آبادی ها پر از نفت و بنزین شده است یک کبریت کافی است همه جا را به آتش بکشد. مادرها و پدرهای اسماعیل آبادی اکنون نگران آن هستند که مبادا کودکشان به غفلت کبریتی بکشد و آن را در چاه فاضلاب خانه بیندازد. همه روستا به هوا می رود.

دشت ری در محاصره آلاینده ها

پالایشگاه تهران و مرکز دفن زباله های کهریزک 2 کانون آلودگی است که محیط زیست ، سکونتگاه های انسانی دشت ری را تهدید می کند. علی فرجی ، رئیس شورای شهر باقرشهر می گوید: آلودگی های ناشی از پالایشگاه از حدود 15 سال پیش آغاز شده است . قبل از انقلاب قرار بود روستای اسماعیل آباد از مردم خریداری و جزو حریم پالایشگاه محسوب شود. برنامه هایی نیز برای این کار تدوین شده بود اما بعد از انقلاب این کار متوقف شد. در حال حاضر حریمی بین روستا و پالایشگاه وجود ندارد. روستای درسون آباد نیز از عوارض آلودگی پالایشگاه بی نصیب نیست. لکه های چرب نفت بر سطح آب قنات این روستا نیز دیده می شود. دو دریاچه فاضلاب پالایشگاه نیز بالای سر درسون آباد و به فاصله یک کیلومتری روستا قرار دارد که سلامت مردم منطقه را تهدید می کند. هم اسماعیل آباد و هم درسون آباد باید جزو حریم پالایشگاه قرار گیرند که تاکنون با مسوولان پالایشگاه مذاکره کرده ایم ولی آنها زیر بار این کار نمی روند. ئیس شورای شهر باقرشهر می افزاید: اگر برای کنترل نشت آلودگی پالایشگاه اقدامی نشود، بزودی آب روستاهای دیگر منطقه آلوده می شود و حتی ممکن است باقرشهر را نیز تهدید کند؛ اگر چه به خاطر شیب زمین در حال حاضر خطری متوجه این شهر 80هزار نفری نیست . وی با اشاره به این که اکثر مشکلات و عوارض کلانشهر تهران متوجه مردم جنوب تهران می شود، می گوید: در جنوب باقرشهر معضل شیرابه های مرکز دفن زباله های کهریزک در حال گسترش است و سکونتگاه های انسانی و زمین های کشاورزی را تهدید می کند. در واقع دود پروژه های ملی و استانی به چشم مردم منطقه می رود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها