در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این تکه زمین که در نگاه اول متروکه به نظر میرسد در همین تهران بزرگ خودمان، در حاشیه بزرگراه اشرفی اصفهانی جا خوش کرده اما در عوض خمیازه کشیدنها، بیحوصلگیها و سکوتی که در روزهای غیرتعطیل هفته بر پیکر آن حکمفرماست، در روزهای پایانی هفته رفت و آمدهای خوشایندی را تجربه میکند که نشان از محبوبیت این تکه زمین خاکی نزد گردشگران و کسانی دارد که هوس پرواز به دلشان میافتد و برنامه یک تفریح نیمروزه در این گوشه از شهر را میچینند. بله، به چشمهایتان شک نکنید چون درست خواندید؛ هوس پرواز... اینجا جایی است که یکی از آرزوهای دیرینه بشر یعنی پرواز، لباس واقعیت میپوشد آن هم به کمک یک وسیله ساخته دست آدمیزاد به نام پاراگلایدر.
شاید شما هم مشتاق شدهاید که بدانید در حاشیه بزرگراه اشرفی اصفهانی برای گردشگران چه آشی بار گذاشتهاند و در پایان هر هفته آنجا چه خبر میشود؛ بویژه آخر هفتههایی که آسمان سرناسازگاری با زمین و گردشگران ندارد، باران و برف نمیبارد و خورشید به روی زمین لبخند میزند. آخر هفتهها این تکه زمین از هیاهوی گردشگران پر و خالی میشود. این گزارش شما را میبرد به جایی که در روزهای عادی خاک از آن بلند میشود و در روزهای تعطیل آدمهایی که بال مصنوعی به خودشان بستهاند و برای چند دقیقه در لذت پرواز غرق میشوند.
کمتر کسی را سراغ داریم که شوق پرواز دلش را قلقلک ندهد و وسوسهاش نکند. از شما چه پنهان وقتی شستمان خبردار شد که در حاشیه یکی از بزرگراههای شهر درندشتمان، از سالها پیش مکانی هست که بدون هیچ رنگ و لعابی توانسته گردشگران و علاقهمندان پرواز را به خود جذب کند، آنچنان دلخوش نشدیم به اینکه این مکان میتواند یک سوژه مناسب برای معرفی در نشریه چمدان باشد.
هرچه نباشد اسم پرواز انسان که به میان میآید، مبالغ هنگفت و وسایل و تجهیزات گرانقیمت در ذهن شروع به رژه رفتن میکنند و پاراگلایدر سواری ورزش یا تفریحی گرانقیمت قلمداد میشود که پرداخت هزینههای آن از عهده هرکسی برنمیآید.
اما چه خوب شد که به پیشزمینههای ذهنیمان مجال بروز بیش از حد ندادیم و به جای آن به حس کنجکاویمان بها دادیم، راهی این گوشه از شهر شدیم تا به ما هم ثابت شود با کمی از سروته مخارج هفتگی زدن، میشود هزینه تفریحی به نام پاراگلایدر سواری را جفت و جور کرد، لذت پرواز را چشید و برای همیشه به خاطر بسپارد.
اگر در روزهای تعطیل گذرتان به این تکه زمین خاکی در نزدیکی محله پونک، در منطقهای موسوم به انبار نفت افتاد، مطمئن باشید چشمتان از دیدن آدمهایی که با شوق و ذوق، تجهیزات پرواز را روی دوش گرفتهاند سیر نمیشود و آسمان بالای سرتان پر است از آنها که سوار بر پاراگلایدر به سوی زمین میآیند و گاهی روی پشت بام منازل اطراف یا حتی خودروهای پارک شده در حاشیه خیابان مینشینند.
حرفهایهای این رشته در اینجا، با نگاه هم قابل تشخیص هستند و بیشترشان بعد از فرود با دلخوریهای ساختگی از اینکه نتوانستهاند در فلان نقطهای که دلشان میخواسته و برایش نقشه کشیده بودند فرود بیایند، شور و هیجانشان را با دیگران تقسیم میکنند.
آسمانی با دگمههای رنگی
اگر گذرتان به این بخش از شهر افتاد، کافی است سرتان را بالا بگیرید تا ببینید آسمان در آن قسمت، انگار پیراهنی پوشیده که دگمههای رنگی متحرک دارد؛ دگمههایی که یک سمت زمین میآیند و یک مسافر روی آنها نشسته است.
شاید خیلی از گردشگرانی که برای اولین بار به اینجا میآیند هول برشان دارد از اینکه در محاسبات پاراگلایدر سواران اشتباهی رخ دهد و در حال فرود به آنها برخورد و پخش زمینشان کنند. اما تجربه چند ساعت ایستادن در این محوطه و تماشای شوق و ذوق پروازکنندهها به ما ثابت کرد پاراگلایدرسواران، حتی آنها که ناشی هستند و تازه کار به حساب میآیند، حساب و کتاب سرشان میشود و به تماشاچیان برخورد نمیکنند. مراقبینی هم هستند که با بیسیم آنها را راهنمایی میکنند و راه و چاه را نشانشان میدهند تا هم خودشان سلامت بمانند و هم به هیچکس آسیب نرسانند.
از اینها که بگذریم میرسیم به اینکه این سوژه دقیقاً به درد همین نشریه میخورد و اتفاقا راست کار آنهایی است که هیجانطلبند، از ارتفاع نمیترسند و برای روز تعطیلشان دنبال برنامهای جالب میگردند. پایتان که به اینجا برسد اتومبیلهایی را میبینید که بیشترشان ساخت داخل کشور و صاحبانشان در حال اجاره کردن بال و سایر تجهیزات پرواز هستند و این خود دلیلی است بر اینکه پاراگلایدر سواری به امکانات مالی خاص نیاز ندارد.
هرچند ناگفته نماند که یک عده از گردشگران و دوستداران پرواز که از امکانات مالی بیشتر برخوردارند، تجهیزات شخصی پرواز دارند که تهیه آنها حدود 5 میلیون تومانی هزینه میطلبد، اما هنوز هم تأکید ما بر این است که با یک بودجه مختصر میتوانید علاوه بر نیم روز گردشگری خاص میان زمین و آسمان، خاطره یک پرواز جانانه را تا سالهای سال در ذهنتان حک کنید.
به محض اینکه تجهیزات لازم را اجاره کردید، یک خودروی شاسی بلند شما را چند کیلومتر بالاتر از جایی میبرد که برای فرود در نظر گرفتهاند و آن وقت است که حدود 700 متر از زمین فاصله میگیرید و فرصت دارید با بال مصنوعی در فضایی بین زمین و آسمان بپرید.
حتما توقع ندارید شمایی که تا به حال تجربه پاراگلایدر سواری نداشتهاید و فقط خواب پرواز را دیدهاید، با تجهیزات بین زمین و آسمان تنها بگذارند و با موانعی از جمله دکلهای برق فشار قوی موجود سر راه و... کار دست خودتان بدهید؟! خیالتان راحت باشد، اینجا یک مربی (پایلوت) شما را که مسافر(پسنجر) محسوب میشوید تا فرود صحیح و سالم همراهی میکند. پس هزینهای که میپردازید بابت اجاره وسایل و فرود امن و امان همراه با مربی است.
دنیا را چه دیدید شاید از این پرواز یا حتی این گزارش خوشتان آمد و گردش نیمروزهای خاص یا خواندن این مطلب باعث شد حساب و کتاب کنید، پول تو جیبی یا پساندازتان را یک کاسه کنید، دلتان را به دریا بزنید و هزینه حداقل 40 ساعت آموزش پرواز را بدهید. پس از آن هم تجهیزات پرواز بخرید و هر هفته در روزهای تعطیل به حاشیه اتوبان اشرفیاصفهانی بیایید؛ به جایی که حتی مسافران عبوری هم با دیدن آن همه پاراگلایدر رنگارنگ بین زمین و آسمان، ذوق زده شده، چند دقیقهای دست بالای چشم میگذارند و به آسمانی با آن همه دکمه رنگی خیره میشوند.
دقت کنید و لذت ببرید
تفریح و هیجان همیشه لذتبخش و دوستداشتنی است، اما وقتی این تفریح میان آسمان و در هوای آزاد باشد لذتی دو چندان دارد؛ شاید به همین دلیل است کسانی که پاراگلایدر را انتخاب میکنند، آن را تجربهای خاص و تفریحی منحصربهفرد میدانند؛ اگر فقط لحظهای تصور کنید در دل آسمان رها میشوید، پرواز میکنید و از این همه آرامش لذت میبرید، حس و حال آنها را بهتر درک میکنید. امروزه استفاده از پاراگلایدر یکی از تفریحات جذاب است که هم جنبه رقابت و ورزش دارد و هم سرگرمی است و لذت. پاراگلایدر در حقیقت سادهترین نوع پرواز را برای انسان به ارمغان آورده است و با اینکه حمل و نقل پاراگلایدر، به پرواز درآوردن و فرود آمدن با آن کار چندان مشکلی نیست، اما مانند هر تخصص دیگری به آموزشهای خاصی نیاز دارد. وقتی تجربه کافی کسب کردید، میتوانید براحتی در آسمان رها شوید و مانند یک پرنده به پرواز درآیید، در جریان هوا تاب بخورید و لذتی بیمانند را تجربه کنید. خلبان پاراگلایدر میتواند بهطور معمول 3 ساعت یا حتی بیشتر در آسمان بماند و پرواز کند، به ارتفاعات برود و حتی فواصل طولانی بین شهرها را نیز طی کند.
پاراگلایدر موتور ندارد و این خلبان است که آن را مینشاند یا به پرواز درمیآورد. دو لایه پارچه مخصوص، بال آن را میسازد و بالها با طنابهایی به صندلی خلبان متصل میشوند. خلبان هم راحت و آزاد میتواند در وضعیت نشسته یا ایستاده قرار بگیرد. پاراگلایدر تجهیزات خاصی ندارد و بال و بندها و البته تبحر خلبان کار را انجام میدهند. ایمنی خلبان تا حد زیادی به مهارت او در کنترل بال و درک شرایط جوی بستگی دارد؛ چون اغلب حوادثی که برای خلبانان پاراگلایدر پیش میآید، نتیجه و ترکیبی از خطای انسانی و اثرات آب و هوایی است. هر چه باشد این ورزش در فضای باز انجام میشود و طبیعت هم غیرقابل پیشبینی است؛ بنابراین کسب مهارت در این زمینه، شرط لازم و ضروری است.
شیرین محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: