در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر قبول کنیم که یکی از اهداف سفر، دور شدن از زندگی روزمره و فاصله گرفتن از چیزهایی است که هر روز با آنها سر و کار داریم و به نوعی بهشان عادت کردهایم، آن وقت چشیدن غذاهایی جدید در سفر را طور دیگری میبینیم و به این کار بیشتر متمایل میشویم.
این نکته هم مهم است؛ مسافرانی که سلیقه خاص غذاییشان را همراه خودشان به سفر میبرند، بخشی از لذت بودن در محیط تازه را از دست میدهند. خوردن خوراکیهای محلی که با مواد اولیه محلی و با دستور طبخ خاص یک منطقه تهیه شدهاند، به ما کمک میکند تا راحتتر خودمان را برای فراموشی روزمرگی زندگی آماده کنیم. این غذا بخشی از سفر هستند، یعنی ما را در محیطی قرار میدهند که با آن آشنا نیستیم. شرکت در تهیه بعضی از این خوراکها، لذت دیگری است که میشود در سفر از آن بهره برد. هنوز در بسیاری از روستاهای ایران، نانهای محلی در تنور پخته میشود. میتوان ساعتی همراه افراد بومی به پخت نان نشست و از بوی نان تازه مشام را پر کرد. اصلا شاید بد نباشد با اجازه از صاحبان خانه، وارد آشپزخانهشان بشویم و در تهیه یک غذای سنتی به آنها کمک کنیم.
مگر میشود کرمانشاه رفت و دنده کباب نخورد؟ مگر میشود شیراز رفت و از فالوده شیرازی گذشت؟ مگر میشود در تهران، آب انار را ننوشید؟ لاهیجان بدون چای، چه معنا دارد؟ خوزستان بدون فلافل؟ یزد بدون آش شولی؟ و صدها خوراکی و نوشیدنی محلی که کشور ما به دلیل تنوع اقلیم و فرهنگ، از آن سود میبرد و مسافران میتوانند با چشیدن آنها، غنای سفرشان را بیشتر کنند. نکته آخر این که گردشگران حرفهای بدغذایی نمیکنند و ذائقهشان را به چشیدن طعمهای مختلف عادت میدهند. آنها حتی اگر غذایی را دوست نداشته باشند، مراقب عکسالعمل خودشان در مقابل جامعه میزبان هستند و نمیخواهند با بدخلقی، هم گرسنه بمانند و هم میزبانان را ناراحت کنند. از سوی دیگر میزبانان هم میتوانند با فراهم کردن فضای مشارکت در کارهایی مانند پخت یک غذای محلی، گردشگران بیشتری را به منطقه خود جلب کنند؛ به یقین این کار از جمله فعالیتهای حرفهای برای بهره بردن بهتر از صنعت گردشگری است.
ژاله ابراهیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: