در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه شد که به عکاسی از طبیعت و حیات وحش روی آوردید؟
عکاسی از طبیعت و حیاتوحش، آرامشی به من میدهد که در هیچ یک از حوزههای عکاسی نمیتوانم آن را پیدا کنم. در طبیعت تصاویر و زیباییهایی وجود دارد که انسان را مسحور خودش میکند و در این حوزه انسان خود را به خدا نزدیکتر میبیند.
بیشتر از کدام مناطق عکس میگیرید؟
میتوان گفت کل استان آذربایجان شرقی و مناطق کویری و جنگلی، سهند، قره قشلاق، تالاب قوریگل، منطقه امن کنتال، منطقه کاغذکنان و... .
حتما این عکاسیها با خاطراتی هم همراه بوده است.
همیشه عکاسی با خاطره عجین است، اما از آنجا که ذکر تمامی آنها در این مجال نمیگنجد برای نمونه به چند مورد اشاره می کنم.
در منطقه کاغذکنان برای گرفتن عکس از کل و بز وحشی همراه روستاییان به محل زندگی آنها رفتیم. حدود 8 ساعت در کوهها، صخرهنوردی کردیم تا 2 راس کل و بز را از فاصله دور دیدیم. برای این که آنها فرار نکنند به یکی از روستاییان گفتم کاملا بدون حرکت و تمام قد بایستد تا کل و بز او را ببیند و تمامی حواس حیوان به او باشد. سپس خودم سینهخیز به طرف حیوانها رفتم؛ پس از یک ساعت سینهخیز رفتن به آنها نزدیک شدم و توانستم عکس مناسبی بگیرم.
خاطره دیگرم برمیگردد به عکاسی در یکی از تالابهای استان. برای عکاسی از پرندهها تا بالای سینه داخل آب بودم، فارغ از این که در اطرافم چه میگذرد یا این که زیر پایم خزندهای یا گزندهای هست یا نه. پس از گذشت یک ساعت که از آب بیرون آمدم از دور 2 گردشگر به سمت من آمدند و گفتند یک ساعت است که به شما نگاه میکنیم که فارغ از همهچیز و همهکس و با چه مشکلاتی برای گرفتن عکس از پرندگان به تالاب رفتهای. آن موقع با خودم گفتم کاش امکاناتی داشتم تا یک برنامه مستند تهیه میکردم.
مهمترین عکسهایی که از گونههای نادر حیاتوحش استان گرفتهاید، کدام است؟
مهمترین گونه نادر منطقه ارسباران، سیاهخروس است که فقط در این ناحیه زندگی میکند. گرفتنعکس سیاه خروس نیز برای خود داستانی دارد. سال 1380 که تازه در اداره کل محیط زیست استان مشغول به کار شده بودم، یکی از کارشناسان محیط زیست به نام مهندس مسعود گفت اگر بتوانی سیاهخروس قفقازی را به تصویر بکشی کار فوقالعادهای کردهای. من هم پیشنهاد او را قبول کردم، اما نمیدانستم این کار چقدر سخت و طاقتفرساست. به گفته او عکاسان زیادی در کمین سیاه خروس بودند ولی تا آن موقع نتوانسته بودند عکسی بگیرند. بالاخره همراه مهندس مسعود عازم ارتفاعات و جنگلهای انبوه ارسباران شدیم.
برای گرفتن عکس سیاه خروس 8 روز داخل کومه (چادر استتارشده) کمین کردیم و از آنجا که سیاه خروس فقط از آغاز بهار تا 15 اردیبهشت در طبیعت دیده میشود، با استفاده از این فرصت موفق شدم این گونه نادر را در کادر دوربین قرار دهم.
البته نباید فراموش کنیم یک عکاس حیات وحش قبل از این که عکاس خوبی باشد، باید ابعاد رفتاری حیوانات را بشناسد و مهندس مسعود با تجربههای فراوانش در این زمینه کمک قابل توجهی به من کرد. از دیگر گونههای نادری که موفق شدم از آن عکس بگیرم «اردک سرسفید» است.
به نظر شما برای عکاس حرفهای بودن بین امکانات، ذوق و هنر عکاسی کدام یک مهمتر است؟
بعضی هنرجویان میگویند برای عکاس حرفهای بودن باید بهترین دوربین را داشت، اما از نظر من دوربین فقط یک ابزار است. در حالت کلی میتوان گفت دوربین فقط 30 درصد تاثیر دارد و 70 درصد یک عکس خوب مربوط به خود عکاس و هنر عکاسی اوست.
فکر میکنید کدام یک از آثارتان بهتر از بقیه است و آن را بیشتر میپسندید؟
در مورد این سوال باید گفت، مگر میشود انسان یکی از فرزندانش را بیشتر از بقیه دوست داشته باشد! من تمام عکسهایم را دوست دارم.
بالاخره عکسی وجود دارد که خاطره بیشتری را در شما زنده کند.
گرچه من هزاران عکس از طبیعت در آرشیو خود دارم، اما عکسی که مرا بسیار متحول کرد و در آن عظمت خدا را به وضوح دیدم، عکسی از مهگرفتگی در طبیعت بسیار زیبای ارسباران بود.
درباره کتاب حیات وحش استان آذربایجان شرقی شما که بتازگی چاپ شده است، توضیح دهید.
کتاب حیات وحش و گونههای جانوری استان آذربایجان شرقی برای اولین بار در کشور به چاپ رسید. این کتاب دارای 200 صفحه و 200 قطعه عکس از گونههای جانوری و گیاهی و طبیعت منحصر به فرد استان است.
آیا تمام آثار شما در این کتاب وجود دارد؟
خیر، تمام آثار نیست؛ یکسری از عکسها در این کتاب به چاپ رسیده و انشاءالله بقیه آثار در چاپهای آینده به آن اضافه خواهد شد.
چاپ این کتاب چقدر زمان برد؟
تمام سال 89 را برای چاپ این کتاب وقت گذاشتم و خدا را شاکرم که با استقبال خوبی هم مواجه شد.
فکر میکنید این کتاب تا چه اندازه میتواند در معرفی حیات وحش استان مفید و موثر باشد؟
به طور یقین چاپ این کتاب، نقش مهمی در معرفی حیات وحش استان دارد، همانگونه که آثار باستانی و تاریخی، هویت این سرزمین را معرفی میکند، تصاویر حیات وحش و طبیعت نیز معرف بسیار خوبی برای جاذبههای گردشگری و رونق گردشگری در منطقه است. به نظر من میتوان با چاپ اینگونه کتابها زیباییهای طبیعت این استان و نقاط دیگر کشور را به دنیا معرفی کرد.
لازم میدانم در این فرصت به این نکته اشاره کنم که عکاسی از اماکن تاریخی و باستانی که سوژهای ثابت هستند و هر لحظه امکان عکس گرفتن از آنها وجود دارد، چندان کار دشواری نیست، اما عکاسی از حیات وحش مستلزم صرف وقت فراوان، هزینه بالا و مشکلات فوقالعاده است. گونههای جانوری هر لحظه در تیررس عکاس نیست و این سختی کار را چند برابر میکند.
آیا عکاسی از حیاتوحش به سبک خاصی نیاز دارد؟
به نظر من، عکاسی از حیاتوحش به سبک خاصی نیاز ندارد. من همیشه درصدد بودم که به حیوان مورد نظر نزدیک شوم تا این که بخواهم از دور عکس بگیرم. به این ترتیب حیوان مرا جزئی از طبیعت میبیند. همچنین سعی میکنم حسی را که با خود دارم، به عکس انتقال دهم نه این که صرفا یک عکس بگیرم، بلکه تمام حس من باید با عکس درگیر شود.
دید و نگاه یک عکاس با دیگران چه تفاوتی دارد؟
برخلاف نظر بعضی افراد که عکاسی را از شاخههای بسیار آسان هنری میدانند، باید بگویم اینگونه نیست. عکاسی نگاه و زاویه دید خاصی میطلبد که در مواجهه با هر پدیدهای تفاوت میکند. در میان شاخههای عکاسی هم عکاسی از حیات وحش قدری سختتر است، چرا که قبل از وارد شدن به منطقه و قبل از این که ما گونههای جانوری را ببینیم، آنها ما را میبینند و حرکات و رفتار ما باعث استرس و فرار گونههای مورد نظرمان میشود.
معصومه درخشان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: