در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بخصوص که این حرفها هرروز باعث طویلتر شدن صفوف مرصوص این شعبه نقلی بانک ملی سر خیابان ما میشود. ظاهرا عدهای هم این وسط کارشان این است که پتو به خود بپیچند و در این سرمای استخوانسوز بیایند از شب تا صبح در مقابل بانک جا بگیرند و ای بسا فردا همین جایشان را هم به دیگرانی که توانایی سکهخری دارند، بفروشند. این هم یک نوع اشتغالزایی!
بیت تازه:
هر دم از این باغ بری میرسد/ سکهتر از سکهتری میرسد!
بعد اعمال سیاستهای تزریقی و پیشفروش سکه برای پایین کشیدن نرخ بالارفته آن، ظاهراً این بار بانک مرکزی تصمیم گرفته است تا از طریق بازار بورس کالا اقدام به فروش سکهجات نماید. این در حالی است که تا همین چند روز پیش، رئیس کل بانک مرکزی، معاملات آتی سکه در بورس کالا را نوعی قمار خواند و آن را یکی از عوامل افزایش روانی قیمت سکه در بازار عنوان کرد. این حرف با واکنش مقامات بورس نیز مواجه شد؛ اما هیچکس فکرش را هم نمیکرد که مسوولان این دو مرکز، چند روز بعدش خیلی صمیمانه دور یک میز قشنگ بنشینند و نهتنها حرفهای قبلی را فراموش کنند، که حرفهای محبتآمیز و دوستانه نیز برای آغاز یک همکاری تنگاتنگ در راستای فروش بهتر سکه و ایضا سکه شدن بازار بورس کالا بزنند.
حرف نو:
فسانه گشت و فرامش عرایض قبلی
«سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر»
بسته پیشنهادی:
حالا که بانک مرکزی برای فرو نشاندن تب سکه، دست به هر کار معقولی میزند و تکبری ندارد؛ ما نیز در جهت پاسخگویی بهتر و فراگیرتر به تقاضای موجود و کنترل قیمت سکه، راهکارهایی را به صورت فیالبداهه پیشنهاد میکنیم. افاقه نکند، اوضاع از اینکه هست، پیچیدهتر نمیشود:1ـ توزیع زنجیرهای:
میتوان سکه را در فروشگاهها و حتی بقالیهای زنجیرهای سراسر کشور به فروش رساند تا همه فقط به بازار بورس کالا هجوم نیاورند. بالفرض یک کسی میآید روغن نباتی بخرد، مغازهدار به او بگوید که سکه هم داریم. داخل روغن نه، خارج آن و جداگانه!2ـ توزیع تزریقی:
سیاست تزریق سکه در بازار، هنوز هم ادامه دارد. اما به این روش هم میتواند باشد که در این فصل سرما که افراد زیادی برای تزریق آمپول به تزریقاتیها مراجعه میکنند، مقداری سکه در اختیار هر تزریقاتی قرارداده شود تا اقدام به فروش سکه نماید. چرا که آدم مریضاحوال، حال و حوصله بازار رفتن برای خرید سکه ندارد و دعایش را به جان بانک مرکزی میکند.3ـ توزیع با پیک:
امثال آن پیک نامور که حتی در قرن هشتم نیز وجود داشته و حافظ میگوید «که دارد نشان دوست» و یک بار گویا بنا به سفارش یکی از دوستان نزدیکش ـ چنان که خود میگوید ـ ظاهراً برای وی «آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست»؛ الآن نیز پیکهای زیادی هستند که میتوانند طلا را حالا چه به صورت حرز و گردنآویز و چه به صورت انگشتر و دستبند و انواع سکه، در اختیار مشتریان قرار دهند که با رفتن خود به سمت شعب بانکی و بازار بورس کالا و غیره، باعث افزایش حجم ترافیک نشوند. حالا کاهش قیمت سکه پیشکش!4ـ توزیع سبز:
از طریق رفتگران زحمتکش شهرداری نیز میتوان به فروش سکه اقدام نمود. نیروی فعالی که هرشب ساعت 9 به در منازل شهروندان مراجعه کرده و ضمن تحویل زباله ـ این طلای کثیف ـ میتوانند همزمان، به آنها پیشنهاد خرید سکه را بدهند. عموم شهروندان رابطه خوبی با عزیزان رفتگر دارند و از همین نقطه مثبت میتوان به خوبی سود جست، بلکه نرخ سکه پایین کشد.5ـ توزیع لولهای:
با وجود تمام راهکارهای فوق، اگر باز هم توسن سرکش سکه مهار نشد و کماکان به تاختوتاز لجامگسیخته خود ادامه داد؛ میتوانیم با حذف تمامی واسطهها (اعم از خیر و شر)، مستقیما از خزانه بانک مرکزی به منازل هموطنان عزیز لولهکشی کنیم و سکه را از این طریق به دست علاقهمندان آن برسانیم. حالا اگر کسی سکه نخواست، میتواند لولههایش را ببندد. زوری نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: