در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سینمای وحشت در سینمای ایران جایی دارد؟
حقیقتا ژانر وحشت بهرغم جذابیتهایش هنوز در ایران جای خودش را باز نکرده و جنس ایرانی این گونه فیلم زیاد ساخته نشده است. بهترین فیلمهای این ژانر در دنیا ساخته میشود و فیلمهای پرفروشی هم شناخته میشوند. نمونههای خارجی فیلمهای ژانر وحشت در سینماهای ما اکران نمیشود اما مخاطبان این سینما حتما این نوع فیلم را میبینند. تعریف ژانر وحشت از نظر من یعنی ژانری که با یک قصه خوب در ارتباط با مسائل ماورایی تعریف شود و اینکه بتواند با یک بیان تصویری مناسب تماشاگر را به یک وحشت توام با لذت ببرد و با این تعاریف میتوان گفت یک فیلم موفق در ژانر وحشت خواهیم داشت.
فکر میکنید چرا در تمام این سالها عده معدودی از کارگردانان ایرانی که قدم در راه ساخت چنین فیلمهایی گذاشتند، چندان با موفقیت روبهرو نشدند و آثارشان چندان دیده نشد؟
چند دلیل عمده این سینما را در ایران با شکست روبهرو کرد؛ اولین نکته این است که در تمام دنیا فیلمهایی که در این ژانر تعریف میشود، ارتباطی با مسائل ماورأیی دارد که طبعا به دلیل برخی اعتقادات دینی ما نمیتوانیم خیلی در برخی حوزهها ورود کنیم.
مشکل بعدی سینمای ایران، فیلمنامه است، متاسفانه فیلمنامهنویس خوب در سینمای ما زیاد نیست و زمانی که در ژانری مثل ژانر وحشت قرار میگیریم که یک ژانر خطرناک هم به لحاظ فیلمنامه و ساختار به حساب میآید و نمونههای موفقی از آن در دنیا وجود دارد، نمیتوانیم فیلمنامههای جذابی ارائه کنیم، بنابراین این محدودیتها دست ما را برای ساخت فیلمهایی در چنین ژانری میبندد.
کمی از مراحل ساخت این فیلم صحبت کنید، چه شد که چنین قصهای را به تصویر کشیدید؟
من برای فیلمنامه دیگری با نام «قیصرانه» که فیلمنامه بسیار ویژهای بود و قطعا باید تکنیکی و فنی ساخته میشد، پروانه ساخت گرفتم اما ارشاد شرط و شروطی برای ساخت فیلم گذاشت که ما از ساخت آن منصرف شدیم تا اینکه این قصه، کاملا اتفاقی به من پیشنهاد شد و در چند مرحله این فیلمنامه در ارشاد رد شد که بالاخره آقای شمقدری لطف کردند و دستور پروانه ساخت این فیلم را صادر کردند. ما فرصت کمی برای پیشتولید کار داشتیم چرا که باید خیلی زود آن را برای جشنواره فجر آماده میکردیم، خیلی راضی هم نبودیم که به این شکل ساخت فیلم را شروع کنیم اما با محدودیت زمانی بسیار زیاد، این فیلم را آماده کردیم.
زمان محدود شما باعث نشد که نتوانید آن چنان که باید تغییراتی را در فیلمنامه اعمال کنید؟
مشکل فیلمنامه نفرین این بود که از ابتدا بسیار شباهت داشت به فیلم دیگران و متاسفانه فرصتی نبود که فیلمنامه بازنویسی چندباره شود، باز هم به دلیل همان محدودیت زمانی که توضیح دادم. اما این فیلمنامه بازسازی شد علاوه بر اینکه پایان کار هم تغییر کرد.
علاقه شما ساخت فیلم در چنین ژانری است؟
توکلنیا: تعریف ژانر وحشت از نظر من یعنی ژانری که با یک قصه خوب در ارتباط با مسائل ماورایی تعریف شود و اینکه بتواند با یک بیان تصویری مناسب تماشاگر را به یک وحشت توام با لذت ببرد
برای من تفاوت نمیکند که در چه گونه یا ژانری فیلم بسازم، مهم این است که فیلمنامه با من ارتباط برقرار کند؛ البته طبیعی است که وقتی ارتباط با فیلمنامه برقرار شد، آن علاقه هم به وجود میآید. رسانه سینما و تلویزیون هم برای من فرق چندانی ندارد و فکر میکنم تنها تفاوت این دو آن است که من میدانم این فیلم قرار است از تلویزیون پخش شود، حالا در قاببندی و نماها کمی دقت میکنم اما به لحاظ دکوپاژ و... من خیلی تفاوت بین این دو نمیبینم. معتقدم هر فیلمنامهای که بتواند با فیلمساز ارتباط برقرار کند، گزینه مناسبی برای ساخت است. من تا پیش از این در ژانر وحشت کار کردهام و تلهفیلم «پریشانی» در همین ژانر ساخته شد که خوشبختانه آن فیلم دیده شد و تجربه خوبی برای من بود. در کل دوست دارم ژانرهایی را که در ایران به نوعی کسی به سمت آن نرفته است، تجربه کنم. متاسفانه در کشور ما ژانر وحشت تعریف درستی نشده است و چند نفری هم که جرأت کردند به سمت ساخت این گونه آثار بروند، مثل آقای لطیفی که فیلم خوبی مثل خوابگاه دختران را ساخت یا فیلم شب بیست و نهم ساخته مرحوم رخشانی بجز این دو فیلم دیگر ساختههایی که در این ژانر ارائه شد، متاسفانه خروجی خوبی نداشت و بیشتر مخاطب را به خنده وادار میکرد تا وحشت و با آن تعریفی که من از ژانر وحشت دارم یعنی ترس توام با لذت در آنها دیده نمیشود و مخاطب اگر فیلمی را که در ژانر وحشت ساخته شده است، به سخره بگیرد تکلیف فیلم معلوم است یعنی آن فیلم نه مخاطب را وحشتزده کرده است و نه به طور کامل طنز بوده. خوشبختانه تجربه اول من در این ژانر تجربه خوبی بود.
فکر میکنید تا چه اندازه استفاده از تکنیکهای روز در بهتر به تصویر کشیدن فیلمهایی از این دست کمک کند؟
استفاده از تکنیکهای روز دنیا قطعا در به تصویر کشیدن بهتر فیلمهایی در ژانر وحشت امری اساسی است که متاسفانه ما در ایران حتی ابزار آن را به لحاظ فنی هم نداریم. متاسفانه به لحاظ اقتصادی استفاده از تکنیکهای روز دنیا برای فیلمسازان داخلی بسیار هزینهبردار است؛ علاوه بر آن، متخصصان این امر هم کم هستند. هر چه تعداد متخصصان بیشتر شود و امکانات ما به روزتر شود، طبیعی است که کیفیت کار بالاتر میرود. در حال حاضر یکی از ضعفهای عمده سینما بویژه ژانر وحشت نبود جلوههای ویژه درست در ساخت این گونه فیلمهاست.
از نحوه چینش بازیگران این کار صحبت کنید. چطور شد که به این ترتیب بازیگران رسیدید؟
من فیلمنامه را که میخوانم، در ابتدا در بازیگران موجود ما به ازا پیدا میکنم. فکر نمیکنم بر ای ژانر وحشت نیاز به ستاره داشته باشیم چرا که این گونه فیلمها، فیلمهایی هستند که بیشتر به تکنیک و بازیگر خوب وابستهاند نه ستاره؛ حتی فکر میکنم استفاده از بازیگران تئاتر برای بازی در این گونه فیلمها مناسبتر است چرا که اصولا بازیگران تئاتر تکنیک بهتری در بازیگری دارند. از نظر من، بازیگر مثل نگین انگشتری سینماست؛ این نگین اگر درخشندهتر باشد، به ستاره تبدیل میشود و آن وقت ستاره مسوولیتی را متوجه خودش میکند که در ایران کمتر دوستان ما و ستارههای سینما به آن توجه میکنند. مثلا در سینمای دنیا یک فیلم ساخته میشود که دستمزد یکی از بازیگرانش 20 میلیون دلار است اما همان بازیگر در فیلم دیگری بازی میکند که کل بودجه فیلم یک میلیون دلار است، آن بازیگر میداند و به این آگاهی رسیده است که گاهی یک فیلم آنقدر موجبات دیده شدنش را فراهم میکند که میتواند از دستمزد چند صد دلاریاش بگذرد و عوض آن بهتر دیده و مطرح شود. متاسفانه بازیگران ما به این نکته توجه نمیکنند که مثلا 15 فیلم شبیه هم بازی کردهاند که دیگر نقش کشش دیده شدن ندارد. به هر حال برای این فیلم هم من از ابتدا همین نکته را در نظر داشتم و خدا را شکر بسرعت به آن رسیدیم.
از نتیجه کار راضی هستید؟
سازنده یک اثر هیچ وقت از نتیجه کارش رضایت کامل ندارد. همیشه انسان با ایدهآلهایش فاصله دارد، طبیعی است وقتی فیلمی ساخته میشود با توجه به فیلمنامه شرایط و زمان و بقیه قضایا، ذهنیت سازنده اثر نسبت به کار تغییر میکند. مثلا هنوز هم گاهی میگویم کاش وقت بیشتری داشتم. این ای کاشها باعث میشود فکر کنیم که به ایدهآل نرسیدهایم اما از خود فیلم راضی هستم.
بهناز شیربانی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: