عضو مستعفی هیات مدیره پرسپولیس:

فوتبال با ظاهرسازی به جایی نمی‌‌رسد

محمد پنجعلی با سابقه طولانی کاپیتانی تیم ملی و پرسپولیس وقتی در هیات مدیره باشگاه سرخ به این نتیجه رسید که حرف شنوایی برای شنیدن حرف‌های اساسی وجود ندارد، جدایی را به ماندن تحت هر شرایطی ترجیح داد تا به دنبال تکمیل نامرادی‌های پرسپولیس با حمید استیلی و استعفای این مربی جوان، صحت و درستی حرف دو ماه قبل وی بر همگان روشن شود.
کد خبر: ۴۴۷۰۴۵

هر چند که پنجعلی با آینده‌نگری، شرایط پرسپولیس را خوب حدس زده و معتقد بود که با تغییر سرمربی تیم باید شوکی مثبت به مجموعه تیم وارد آید، اما به گفته وی، مدیر عامل پرسپولیس تلاش کرد وی را به سکوت وا دارد که در این شرایط پنجعلی، جدایی را به ماندن و خنثی عمل کردن ترجیح داد و از خیر عضویت در هیات مدیره پرسپولیس گذشت.

گذشت زمان، صحت نظرات محمد پنجعلی را عیان ساخت تا پرسپولیس بعد از خسران بسیار به این نتیجه برسد که باید با استیلی قطع همکاری کند. هر چند ‌ امروز سرخ‌ها دوره گذار رسیدن به روزهای آفتابی را تجربه می‌کنند، اما بهتر دیدیم در جهت ارزیابی شرایط سرخ‌ها، پای صحبت‌های یار و همراه همیشگی پرسپولیس در تحریریه جام‌جم بنشینیم.

آقای پنجعلی، گرچه همه از ناکامی‌های پرسپولیس متاثر شدند، اما فکر می‌کنیم که شما برنده بودید که تحت هر شرایطی نخواستید در هیات مدیره‌ای بمانید که نمی‌خواست پذیرای استدلال‌های فنی در راه برون‌رفت سرخ‌ها از بحران ایجاد شده باشد.

به هر حال این مسائل قابل پیش‌بینی بود و نمی‌شد راحت از کنار آنچه در تیم می‌گذشت، عبور کرد. برای همین وقتی دیدم نمی‌خواهند به نظراتم توجه کنند و از دیگر سو به دنبال این هستند که جلوی حرف زدنم را نیز بگیرند، گفتم نباشم بهتر است و برای همین استعفا دادم.

بدیهی است با توجه به صدور حکم شما از سوی محمد عباسی ـ وزیر ورزش ـ این استعفا باید مورد پذیرش وی قرار گیرد، در حالی که چنین مساله‌ای را تاکنون شاهد نبوده‌ایم.

بله درست می‌گویید. من استعفای خود را تقدیم وزیر ورزش کردم و ایشان به من گفت که فعلا از روی ناراحتی تصمیم به استعفا گرفته‌ای و فعلا بمان.

یعنی با این وصف هنوز شما عضو هیات مدیره هستید؟

نه من استعفا دادم و دیگر در هیچ‌یک از جلسات هیات مدیره شرکت نکردم و برای تیم تحت هر شرایطی آرزوی موفقیت دارم.

راستی چطور شد که به عضویت هیات مدیره درآمدید، قبل از صدور حکم با شما صحبت کرده بودند؟

نه صحبت خاصی نشده بود، یک روز مرا به دفتر آقای سجادی معاون ورزشی دعوت کردند و وقتی رفتم دیدم آقایان نشسته‌اند و تازه در آنجا متوجه شدم که آقای وزیر از ما می‌خواهند تا با حضور در هیات مدیره پرسپولیس، وضعیت تیم را سروسامان دهیم.

به نظر می‌رسید که شما و علی پروین بعنوان دو پیشکسوت باشگاه، باید در تصمیم‌گیری‌های فنی حرف نهایی را بزنید، در حالی که وقتی شما بصراحت نظرتان را بیان کردید، علی پروین در این زمینه با شما همراهی نکرد و به نوعی در این ماجرا تنهایتان گذاشت، این‌طور نیست؟!

به هر حال من اکنون پیش وجدان خود راضی هستم که به وظیفه‌ام در آن مقطع عمل کردم و نظر علی آقا هم این بود که از حمید استیلی حمایت کند.

اما این وسط منافع پرسپولیس در میان بود که بعدها هم مشخص شد ادامه حضور استیلی روی نیمکت به صلاح نبوده است. شاید اگر هیات مدیره در آن مقطع با شما همراهی می‌کرد، پرسپولیس اکنون در لیگ وضعیت بهتری داشت و از گردونه جام حذفی نیز کنار نرفته بود.

من در زندگی فوتبالی‌ام هیچ زمان به موقعیت خود فکر نکرده‌ام و منافع تیم ملی و باشگاهی برایم از هر چیز مهم‌تر بوده است، شاید اگر می‌خواستم خلاف این عمل کنم مصلحت‌گرایانه دم فرو می‌بستم و خود را در مقابل مدیرعامل باشگاه قرار نمی‌دادم. در حالی که من وقتی می‌دیدم مردم و هواداران از حمید استیلی قطع امید کرده و اعتمادشان از او سلب شده است، به این نتیجه رسیدم که با این شرایط و جو موجود، باید با تغییر استیلی، شوکی مثبت به بدنه تیم وارد کنیم. ناگفته نماند که من 7 ماه در پرسپولیس بدون گرفتن ریالی کار می‌کردم و اصلا چشمداشت مالی نداشته‌ام.

اما دوست هم نداشتید که کسی به شما امر و نهی کند.

امکان ندارد، آن هم در شرایطی که من 35 سال از عمرم را در این فوتبال و پرسپولیس پشت سر گذاشته‌ام. البته من اگر ببینم کسی درست می‌گوید، نظر او را بر نظر خودم مقدم می‌دانم، اما در آن قضیه دیدم که پرسپولیس دارد راه را به خطا می‌رود و بی جهت دارد با احساسات مردم بازی می‌کند.

از سوی دیگر چون پرسپولیس را عاشقانه دوست داشته و دارم نخواستم توسط من حاشیه‌ای برایش ایجاد شود و برای همین بی سر و صدا پای خود را کنار کشیدم.حرف دیروز و امروز هم نیست، اکنون 60 سال است که مردم با پرسپولیس گره خورده‌اند و با شادی‌ها و غم‌هایش پیوند خورده‌اند، بنابراین به پشتوانه این سرمایه بزرگ مردمی ما نباید به خود اجازه می‌دادیم که دست روی دست گذاشته و شاهد اوضاع بد پرسپولیس باشیم. باید به نظر مردم تحت هر شرایطی احترام گذاشت.

شما عضو کمیته فنی سه نفره اول فصل بودید که بعد از فراز و نشیب بسیار حکم به سرمربیگری حمید استیلی دادید. یعنی می‌خواهم بگویم وقتی کسی پشت استیلی ایستاده، بی‌جهت به این نتیجه نمی‌رسد که ادامه همکاری با این مربی به صلاح نیست.

باید بگویم که من، حمید استیلی را دوست دارم و هیچ زمان بد او را نخواسته‌ام. البته این را نیز بگویم که من همان ابتدا معتقد بودم که علی دایی باید سکاندار تیم شود. چون تیم با او قهرمان جام حذفی شده بود و از مجموعه تیم شناخت کاملی داشت که این مساله می‌توانست در بستن تیمی قدرتمند به کارش بیاید، اضافه بر آن‌که مردم هم او را می‌خواستند.

برای همین نیز من علاوه بر مسوولیتم در کمیته فنی، به‌عنوان مشاورفنی و نماینده او نیز برنامه‌هایش را تشریح کردم و جمع نیز به این نتیجه رسید که دایی بهتر از 2 گزینه بعدی (استیلی و درخشان) است. با توجه به آن‌که آن موقع علی دایی در سفر اسپانیا بود او را پشت خط آوردیم و گفتیم نظر ما به اوست مشروط به آن‌که بپذیرد‌ باید با حبیب کاشانی بعنوان مسوول باشگاه همکاری کند. دایی نیز این مساله را پذیرفت، اما بعد‌ها به دلایلی نظرش تغییر کرد و ما به حمید استیلی رسیدیم.

حمید هم کسی است که برای پرسپولیس در مقام بازیکن و مربی زحمات زیادی را کشیده و ما روی او توافق کردیم. در تمام دنیا هم همیشه این‌گونه بوده که گاهی یک مربی هر چند هم که خوب باشد کارش در یک تیم به مشکل برخورده و نمی‌تواند نتیجه لازم را بگیرد. فوتبال نیز برای استیلی این روی خود را نشان داد و همواره نیز باید اولین شوک را با تغییر کادر فنی مورد توجه قرار داد. بویژه با شرایطی که پرسپولیس داشت و با قهر هواداران و اعتراض آنان در ورزشگاه‌ها مواجه شده بود.

اما این وسط حمید درخشان مدعی شد که اگر قرار بر این بود که علی دایی سرمربی پرسپولیس نباشد، او باید به لحاظ واجد شرایط بودن بعنوان سرمربی انتخاب می‌شد.

پنجعلی: معتقد بودم که در پرسپولیس باید به نظر مردم و هواداران احترام گذاشت و حمید استیلی را بر کنار کرد، اما به جای توجه به این حرف گفتند دیگر نباید در این رابطه حرف بزنی!

خب این نظر شخصی ایشان است. ما در آن مقطع مسائل زیادی را در نظر گرفتیم و مطمئن باشید که نه تنها من، بلکه دکتر ذوالفقار نسب و دکتر زادمهر نیز حاضر نبودند تحت هیچ شرایطی با آبرو و اعتبارشان بازی شود و روی این اصل به حمید استیلی رسیدیم.

خدا را نیز شاهد می‌گیرم که کوچک‌ترین حرف و توصیه‌ای نیز از سوی مدیریت باشگاه برای انتخاب استیلی وجود نداشت و اصلا آقای کاشانی به خود این اجازه را نداد که در این موضوع ورود کند. ما نه با کسی تعارف داشته و نه بدهکار فردی هستیم. در 35 سال عمر فوتبالی ام که 33 سال آن در پرسپولیس بوده، 30 میلیون و 50 هزار تومان از باشگاه پول گرفته‌ام.50 هزار تومان را مرحوم عبده به من داد و 30 میلیون تومان را نیز دو سال پیش و به‌واسطه بر عهده داشتن مدیریت تیم‌های پایه پرسپولیس از آقای کاشانی گرفتم. آن هم در شرایطی که یک بازیکن کمترین پولی که می‌گیرد 200 میلیون است و تازه این قرارداد را نیز مدیریت باشگاه جلوی رویم گذاشت، چه در غیر این صورت آدمی نیستم که از پول حرف بزنم.

امسال هم اصلا صحبتی از پول نکردم، اما نمی‌توانم وقتی پای منافع مردم و هوادارانی که ما را به این جایگاه رسانده‌اند در میان باشد، سکوت کرده و چشم خود را بر ضعف‌ها ببندم. مردمی که به ما در فوتبال هویت بخشیده‌اند و این اصلا درست نیست که به نظرات آنان بی‌توجه باشیم.

وقتی مردم می‌گویند فلان مربی را نمی‌خواهند، نمی‌توان جلوی تصمیم آنها ایستاد، چون این کار به کل تیم فشار می‌آورد که ما نتیجه آن را نیز در پرسپولیس دیدیم. اصولا اساس باشگاه پرسپولیس براساس عشق و علاقه مردمی ریخته شده است و هیچ ایرادی ندارد که به نظر آنها احترام گذاشت.

گذشت زمان ثابت کرد که استدلال‌های شما در جهت تغییر کادر فنی درست بوده است. به هر حال مدیریت در فوتبال استفاده از لحظه‌ها و تصمیم‌گیری درست در شرایط سخت است و اینجاست که نقش مدیران به چشم می‌آید، چه در غیر این صورت هرکسی می‌تواند در چارچوب هیات مدیره پرسپولیس قرار گیرد.

به هر حال من اگر حرفی را زدم در جهت منافع پرسپولیس بود و وقتی دیدم به حرفم توجه نمی‌شود و تصمیماتی می‌گیرند که اصلا در جریان آنها نیستم، جدایی را به ماندن به هر قیمتی ترجیح دادم.

اما این ایراد است که امثال شما به عنوان چکیده پرسپولیس در حاشیه بمانید و دیگرانی برای باشگاه تصمیم بگیرند که با مجموعه مسائل باشگاه بیگانه‌اند. برای همین است که می‌بینیم تماشاگران با پرسپولیس قهر کرده و تنها 50 تماشاگر برای دیدن بازی‌های این تیم به ورزشگاه آزادی می‌روند!

همه اینها بخاطر این است که به خواست مردم توجه نمی‌شود. به نظر من همه فوتبالیست‌ها بدهکار مردمند و آنها بوده‌اند که ما را بزرگ و معروف کرده‌اند، چه بسا خیلی هم کوچک بوده‌ایم. اول از همه نیز خودم را می‌گویم. آیا غیر از این است که با پول همین مردم به موقعیت فعلی رسیده‌ایم و بعضا ماشین‌های 400 میلیونی زیر پایمان است؟! معتقدم نباید خود را گول زد و سر مردم منت گذاشت. این را می‌گویم چون همه می‌دانند که باشگاه‌ها اصلا درآمدزایی ندارند و دستشان در جیب دولت است. به قول معروف خرج که از کیسه مهمان بود، حاتم طایی شدن آسان بود.

به هر حال به هواداران پرسپولیس نیز از بابت ناراحتی‌شان از مجموعه تیم باید حق داد. چرا که تیم در کنار ناکامی در نتیجه‌گیری زیبا نیز بازی نمی‌کرد و به نوعی، بازی‌هایش غیرقابل توجیه بود.

قبول دارم، ما هم بنا بر مسوولیتی که گرفته بودیم باید به داد تیم می‌رسیدیم. برای همین به علی پروین گفتم، پرسپولیس به بن بست خورده و باید با تغییر استیلی، شوک مثبت در تیم ایجاد کنیم. اما علی آقا معتقد به حمایت دوباره از حمید استیلی بود و این در شرایطی بود که تیم مریض بود و به ضعیف‌ترین تیم‌های لیگ نیز باخته بود. باخت‌های متوالی به استقلال نیز که دیگر گفتن ندارد.

اما همین استقلال که در جام حذفی موفق به شکست سه بر صفر پرسپولیس شد، در بازی بعدی‌اش در لیگ به صنعت نفت آبادان در آزادی باخت تا مشخص شود که تیم غیر قابل دسترسی نبوده است. معتقدیم همین پرسپولیس اگر چینش بهتری از مهره‌هایش در زمین داشت، می‌توانست نتیجه را به استقلال واگذار نکند. به نوعی تیم اصلا روحیه‌ای برای این بازی نداشت و حمید استیلی نیز به‌عنوان فرمانده در کنار زمین، فاقد روحیه پیروزی بود، در حالی که بازیکنان برای پیروزی چشم به سرمربی تیم‌شان دارند.

درست می‌گویید و حرف حساب جواب ندارد.این درست که من گفتم پرسپولیس مریض است، اما این دلیلی نمی‌شود که دیگر تیم‌های فوتبال باشگاهی و فوتبال ملی ما از این مساله مستثنی باشند. اصولا سیستم فوتبال ما دچار نقص و خرابی است و دلیل آن نیز حذف تیم‌های باشگاهی از گردونه رقابت‌های آسیایی و همین‌طور شکست تیم‌های ملی در تمامی رده‌ها در سطح قاره است.

تاسف اینجاست که مسوولان فدراسیون به جای چشم گشودن به حقایق امروز فوتبال، ادعا دارند که موفق شده‌اند. در این فوتبال به جای انجام کار ریشه‌ای تنها به دنبال این هستیم که ظاهر را بزک کنیم و برویم دنبال مربیان خارجی، می‌گویید چرا، برای آن‌که در این پروسه پول زیادی رد و بدل می‌شود.

من به‌عنوان کسی این حرف را می‌زنم که در برزیل و انگلیس دوره مربیگری دیده‌‌ام و 15 سال نیز که خود یک رکورد به حساب می‌آید، عضو تیم ملی بوده‌ام. علاوه بر این، اولین ایرانی هستم که به‌عنوان کاپیتان تیم منتخب آسیا انتخاب شد، اینها را برای خودستایی نمی‌گویم، بلکه می‌خواهم بگویم که با چه پایه‌ای از تجربه و بینش به مسائل فوتبال، دست به اظهار نظر می‌زنم.

متاسفانه تمام این سابقه نادیده گرفته می‌شود و برای مربیگری پرسپولیس می‌روند دنبال یک نفر از آمریکا که در عمرش، کسی او را نمی‌شناخته است.

به هر حال این سیاست آزمایش و خطا در پرسپولیس، ضربات جبران‌ناپذیری را به کالبد این تیم وارد آورد.

از تجربه ما استفاده نمی‌شود و از دید آقایان مزاحم هستیم و با آنان هماهنگ نیستیم. به‌طور طبیعی در چنین شرایطی، دیگرانی که هماهنگ هستند حفظ می‌شوند و حسرت خدمت به پرسپولیس نیز برای امثال من‌ باقی‌می‌ماند که عمرشان را برای سربلندی این باشگاه گذاشته‌اند.

در هر صورت محمد پنجعلی هنوز در عرصه مربیگری ‌کارنامه روشنی از خود نشان نداده و شاید بهتر است بگوییم که تیمی در اختیارش قرار نگرفته که بتواند عملکردش را نشان دهد.

دقیقا و جالب این است که در این فوتبال مربیان باصطلاح منشوری تیم دارند، اما بازیکنانی چون ما با این همه سابقه باشگاهی و ملی، فرصتی برای بروز خلاقیت‌های خود نمی‌یابند. درد این است که این مربیان که کارنامه‌شان مشخص است، بین تیم‌ها جابه‌جا شده و صاحب پول‌های چند صد میلیونی از بیت‌المال و جیب مردم شده‌اند. ایراد نیز به فوتبال دولتی ما مربوط می‌شود که در چنین سیستمی هر کسی به خود این اجازه را می‌دهد که بیاید و برای فوتبال نسخه بپیچد.

حالا شما برای برون رفت از وضعیت موجود و توسعه فوتبال چه نسخه‌ای می‌پیچید؟

فوتبال باید از طریق خصوصی شدن ،مردمی شود. بدیهی است با خصوصی شدن فوتبال، بهره‌‌وری نیز در آن تعریف شده و این‌طور نخواهد بود که فوتبال در ایران همه اش هزینه باشد. فوتبال اگر خصوصی شود و مردم در آن دخیل باشند، دیگر وضعیت این‌گونه نخواهد بود که بازیکنی عراقی به فوتبال ما بیاید و به خود اجازه دهد که دست به هر کار بزند.

من آدم نژاد پرستی نیستم اما وقتی جاسم کرار آن‌گونه در مقابل بازیکن خوب فوتبال ما (مجتبی جباری) ایستاد، پای تلویزیون دیوانه شدم. جای تاسف بیشتر اینجاست که این بازیکن به خود حق می‌دهد برای مربی تیم تعیین تکلیف کند و خواستار تعویضش شود. بی تردید اگر فوتبال دست مردم باشد و آنان در مدیریت باشگاه‌ها دخیل باشند، همه چیز روی روال منطقی و تعریف شده خود خواهد افتاد و جلوی اسراف و تبذیر گرفته خواهد شد. برای مثال باشگاه بارسلونا را در نظر بگیرید، مردم در انتخاب هیات مدیره باشگاه نقش دارند و این‌گونه نخواهد بود که از بالا هیات مدیره انتخاب شده و رانت و رانت بازی اعمال شود.

در چنین شرایطی، بلیت‌های یک فصل بازی‌های بارسلونا از قبل پیش فروش شده‌اند و باشگاه از درآمدهای قانونی و ظرفیت‌های موجودش در این ارتباط به نهایت استفاده می‌کند. بدیهی است در این حالت مدیر عامل و هیات مدیره باشگاه در قبال تصمیمات خویش پاسخگو خواهند بود و نمی‌توانند بسادگی از زیربار مسوولیت شانه خالی کنند. با این رویکرد همیشه بهترین‌ها برای بارسلونا جذب خواهند شد و مدیریت اجازه نمی‌دهد تیم از شرایط ایده‌آلش فاصله بگیرد.

اما وقتی در مدیریت باشگاهی چنین مسائلی مورد توجه نباشد و در فوتبال دولتی ما مدیرعامل از بالا انتخاب می‌شود، چنین مدیری خواه ناخواه به سمت نتیجه‌گرایی می‌رود و چون اطمینان ندارد که یک سال دیگر در راس باشگاه باشد، می‌رود و با چند دلال می‌بندد و بدیهی است در چنین حالتی بازیکنانی به تیم قالب می‌شوند که شاید اصلا در حد باشگاه و تیم مربوط نباشند.

اگر بخواهیم رک و بی‌پرده صحبت کنیم، باید بگوییم که با وجود گذشت این همه سال و هزینه کرد کلان، پرسپولیس با زمانی که شما در این تیم بازی می‌کردید، توفیر چندانی نکرده است. به عبارتی، پرسپولیس آن سال‌های بی پولی و بی زمینی که به قول علی پروین همه چیزش در صندوق عقب پیکان او خلاصه می‌شد، خیلی بهتر و با کیفیت تر از امروز بازی می‌کرد.

به هر حال این مساله نیاز به بررسی دارد که چرا فوتبال ما با این همه سرمایه‌گذاری، پیشرفت لازم را نکرده است. اگر خوب دقت کنیم، می‌بینیم که تمام افتخارات فوتبال ایران در عرصه باشگاهی آسیا، به قبل از حرفه‌ای شدن فوتبال ما برمی‌گردد.

در شرایطی که طی این روزها بحث انتخاب مربی جدید پرسپولیس بالا گرفته است، اگر شما بودید، به کدام گزینه رای می‌دادید؛ داخلی یا خارجی؟

نظر من در این مقطع، مربی داخلی است، چون مربی داخلی با شناخت لازم از وضعیت تیم می‌تواند با برقراری روابط عاطفی لازم و اندک تغییرات فنی و تاکتیکی، تیم را در ریل اصلی خود قرار دهد. چون اعتقاد دارم پرسپولیس مریض است و باید در جهت نتیجه‌گیری، کسی بیاید که بتواند در تیم شوک مثبت ایجاد کند. مربی‌ای که براساس شایستگی انتخاب شود، نه روی رابطه، حرف شنوی و بچه خوب بودنش.

فکر می‌کنی این مربی با ویژگی‌های مورد نظر شما در ایران وجود دارد؟

چه بگویم، آخر طی این همه سال، هنر ما تنها این بوده که مربیان خود را سلاخی کرده و آنها را از فوتبال دور کرده‌ایم. در حالی که در همه جای دنیا بیش از هر چیز، فرصت را به بازیکنان ملی خود می‌دهند.

اما این دلیلی نمی‌شود که هر بازیکن با سابقه ملی بتواند مربی خوبی باشد. به قول معروف، هنر مربیگری باید در ذات هر مربی باشد.مثل امیر قلعه نویی که ظرفیت این کار را دارد.

من هم حرفی ندارم، جدا از آن‌که در این فوتبال یک روز تیم این مربی قهرمان می‌شود و روز دیگر تیم مربی دیگر، مهم این است که بیرون مرزها این موفقیت‌ها تداوم داشته باشد.

البته شاید اگر من هم بودم، در آسیا همین نتایج برایم تکرار می‌شد، چرا که ما طی این سال‌ها از مسائل زیادی در فوتبال غافل شده‌ایم که دیگران و بویژه ژاپنی‌ها و کره‌ای‌ها سفت و سخت آنها را چسبیده‌اند.

بعد سخت‌افزاری فوتبال را مد نظر دارید؟

پنجعلی: چرا در فوتبال ایران به محض مواجهه با بحران در نتیجه گیری همیشه باید مربیان برکنار شوند، آیا مشکل آنان هستند یا مدیرانی که اشتباهی بر این مسند نشسته‌اند

البته، در کنار اینها شما می‌بینید که مالدیو نیز آنچنان در فوتبال آسیا رشد می‌کند که از شکست 17 بر صفر به شکست یک بر صفر در مقابل تیم ملی ایران می‌رسد.

بدیهی است توسعه فوتبال ابزار و لوازم خاص خود را می‌خواهد، چه به لحاظ نرم‌افزاری و چه به لحاظ سخت‌افزاری.

منهای بعد سخت‌افزاری که فوتبال ایران از جهت داشتن زمین‌ و ورزشگاه‌ استاندارد، با فقر زیادی مواجه است، ‌در بعد نرم‌افزاری نیز درخصوص با انتخاب مربیان و میدان دادن به آنان، موضوع شایسته سالاری مورد توجه قرار نمی‌گیرد و بده و بستان‌ها در این زمینه نیز عرصه فعالیت را برای خیلی از شایستگان و اهل فن تنگ کرده است. معتقدم در انتخاب‌های فوتبالی بیش از هر چیز معیارها باید فنی باشد تا سلیقه‌ای و شخصی.

بی‌تردید اگر همه چیز در فوتبال بر مبنای شایستگی باشد، فردی که در تیم ملی نتیجه نمی‌گیرد، جای خود را به دیگری می‌دهد، نه آن‌که به واسطه ناکامی تیم تحت هدایتش ارتقای مقام یافته و از مربیگری تیم نوجوانان به جوانان برسد. می‌پرسم بر چه مبنایی باید چنین انتخاب‌هایی در فوتبال ایران مورد توجه قرار گیرد.

کسی نیز نمی‌پرسد که آخر این مربیان تاکنون کجا بوده‌اند و چه گلی بر سر فوتبال ایران زده اند که باید جلوتر از شایستگان به نیمکت تیم ملی برسند. آیا باید برای پست گرفتن در این فوتبال صرفا زبان تملق و تملق گویی داشت؟! اگر به این است که حالا حالا ما‌ در این فوتبال به جایی نخواهیم رسید.

رئیس سازمان لیگ معتقد است که چون بسیاری از مربیان جوان در فوتبال ایران بیکارند، باید طرح ممنوعیت مربیان بالای 65 سال در فوتبال ایران اجرا شود تا از این طریق دانش فنی مربیگری منتقل شود. شما قائل به این مساله هستید؟

به عوض این کار باید به تخصص و توانمندی مربیان بها دهند. چطور نگران وضعیت مربیان جوان هستند، اما در تیم‌های ملی به وضعیت مربیانی که پخته شده‌اند، توجهی ندارند و مدام به دنبال آوردن مربی از آمریکا و اروپا هستند.

پس کجایند آن مربیان جوانی که آقایان از آن صحبت می‌کنند. من اگر حمل بر خودخواهی نباشد به خودم می‌بالم، چون وارد بازی‌های زد و بند در این فوتبال نشده‌ام و احترام مردم را متوجه خود دیده‌ام. خوشبختانه مردم متوجه مسائل هستند و ذهنشان طی این سال‌ها از آنچه در فوتبال ما اتفاق می‌افتد، روشن است.

به عنوان یک پرسپولیسی، فکر می‌کنیم این تیم چه راهکاری را باید مورد توجه قرار دهد تا به جایگاه حقیقی‌اش در فوتبال ایران دست یابد؟

نه تنها پرسپولیس، بلکه کل مدیریت فوتبال ایران باید مردمی شود. اگر این امر انجام شود در مراحل بعدی می‌توان از کشورهای پیشرو در این رشته الگوبرداری کرد. آن هم در شرایطی که فوتبال ایران از استعدادهای زیادی برخوردار است و تنها باید با شایسته سالاری ظرفیت‌ها را دوچندان ساخت و از توان فوتبالی‌ها استفاده و بهره لازم را برد.

فکر می‌کنی مصطفی دنیزلی می‌تواند فرشته نجات پرسپولیس در این فصل باشد؟

من چنین اعتقادی ندارم، هر چند ابتدا باید مسائل جانبی پرسپولیس حل شود تا مربی بعدی تیم با آرامش لازم برنامه‌هایش را در جهت احیای تیم به اجرا بگذارد.

یعنی باید به پرسپولیس در لیگ یازدهم امید داشت یا خیر؟

چرا نباید امید داشت. به هر حال اگر این شوک اثرات خود را بر جای بگذارد و بازیکنان شرایط روحی خود را بازیابند، می‌توانند پرسپولیس مدعی و قدرتمندی را راهی میدان کنند.

اما ساختار دفاعی پرسپولیس ایراد زیادی دارد؟

این هم نشات گرفته از شرایط کلی تیم است که قابل حل شدن است.

می‌گویند شما ممدوتال مدافع اهل مالی را در اردوی ترکیه تایید کرده اید ؟

من اصلا در حضور مربیان و بازیکنان داخلی، قائل به حضور خارجی‌ها نیستم. در اردوی ترکیه که قبل از آغاز فصل برگزار شد، من مدافع اسپانیایی را توصیه کردم که بهتر از ممدوتال بود، اما کادر فنی با آن‌که قیمت وی نیز کمتر بود، ممدوتال را پسندیدند.

کنفدراسیون فوتبال آسیا شرط گذاشته که باشگاه‌ها باید تا سال 2013 حرفه‌ای شوند و از سرمایه‌گذاری خود به بهره‌وری برسند. با توجه به این‌که کل فوتبال ما ضرر ده است امیدی هست که به شرایط مد نظر برسیم؟

الان سه ، چهار سال است که صحبت از خصوصی شدن باشگاه‌ها کرده‌ایم، اما چه قدم مثبتی در این زمینه برداشته شده است. چرا؟ برای این‌که نخواستیم گامی اساسی در این جهت برداریم و تنها خواسته‌ایم سر بازرسان آسیایی را کلاه بگذاریم و ورزشگاه‌هایی را نشان‌شان بدهیم که متعلق به باشگاه‌ها نبوده است.

در حالی که الان سختگیری‌ها زیاد شده است و بازرسان آسیایی بدقت همه چیز را زیر ذره‌بین دارند. الان هم که سهمیه‌های فوتبال ایران در لیگ قهرمانان کم شده مسوولان تنها به دنبال توجیه هستند و نمی‌خواهند از خواب غفلت بیدار شوند. در حالی که تا زیرساخت‌ها درست نشود، فوتبال ما با ظاهرسازی به جایی نمی‌رسد. ضمن آن‌که عذرخواهی مدیران نیز عذر بدتر از گناه است و آنان باید جای خود را به مدیرانی بدهند که کار‌آمد و توانمند هستند. براستی در این فوتبال چرا باید مربیان برکنار شوند و تمام کاسه و کوزه‌ها سر آنان شکسته شود، آیا مدیران ضعفی در این زمینه ندارند.

به نظر من به جای این‌که مدام برویم و مربی از خارج بیاوریم باید مدیر فوتبالی از خارج بیاوریم تا کار از اساس درست شود. باز هم باید تاکید کنم که به جای پرداختن به ظاهر و مسائل جنبی در فوتبال باید ببینیم که تصمیم گیرنده چه کسی است. به‌طور مسلم اگر سیستم درست باشد، هیچ‌وقت فوتبال ایران با این همه استعداد و حجم پولی که به آن تزریق می‌شود، نباید دچار رخوت و ضعف شود.

و شانس تیم ملی را برای صعود به مرحله نهایی جام جهانی برزیل تا چه اندازه می‌دانید؟

اگر شانس نیاوریم، بازهم پشت دیوار جام جهانی خواهیم ماند. منظورم از آن شانس‌هایی است که در بازی با استرالیا آوردیم و خداداد عزیزی توپ را به قعر دروازه حریف هدایت کرد. باید بگویم به لحاظ فردی همه چیزمان خوب است اما به لحاظ کار گروهی، دچار ضعف هستیم.

با این وضعیت چشم انداز فوتبال ایران را چطور می‌بینی؟

تاریک. من خیلی سال پیش گفتم اگر نجنبیم، مالدیو نیز به ما می‌رسد که الان می‌بینیم این اتفاق در حال رخ دادن است. من این حرف‌ها را از سر تجربه می‌زنم، چون فوتبال جزئی از زندگی‌مان را تشکیل داده است.

و سوال آخر، وقتی ناصر حجازی فوت کرد گفتید آن مرحوم بعد از جهان پهلوان تختی دومین پهلوان ورزش ایران بود. برچه اساسی این حرف را زدید؟

دقیقا، مرحوم حجازی حرف دل و زبانش یکی بود و اصلا اهل فریب و دغل کاری نبود. به یاد دارم که در اردوی تیم ملی قبل از جام جهانی 1978 آرژانتین که 17، 18 سال بیش نداشتم، یک روز آتابای رئیس فدراسیون وقت فدراسیون با آن همه قدرت و برو و بیایش به اردو آمد و به همه بازیکنان تیم ملی بی‌ادبانه بی‌حرمتی و توهین کرد، اما در شرایطی که بسیاری از بزرگان تیم سکوت کرده بودند ناصر حجازی جلوی او ایستاد و گفت به هیچ‌وجه حق نداری به ما توهین کنی. طی این همه سال من از مرحوم حجازی معرفت و محبت دیدم، کسی که حاضر نبود برای مال دنیا، حق را نادیده بگیرد. خدا روحش را قرین رحمت کند.

حجت الله اکبر آبادی - مجید عباسقلی - گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها