حضورتان در مجموعه فرات چگونه بود؟
با اینکه قبل از فرات در یک تلهفیلم با مازیار میری همکاری کرده بودم، اما بعد از بازیام در زیر تیغ و مثل هیچ کس رابطهام با آقای اسلامی صمیمیتر شد و مجموعه فرات از سوی ایشان به من پیشنهاد داده شد.
یعنی به دلیل حضور آقای اسلامی بازی در این مجموعه را پذیرفتید؟
حضور آقای اسلامی بیتاثیر نبود، اما وقتی فهمیدم فیلمنامه این مجموعه را آقای محلوجیان نوشته رغبتم برای بازی در این مجموعه بیشتر شد. فیلمنامه را مطالعه کردم و با اینکه شخصیت حامد، تقریبا شبیه کارهای قبلیام بود، اما پیشنهاد را پذیرفتم.
مجموعه فرات جزو دسته کارهای مناسبتی است. حضور در چنین مجموعههایی چه ویژگیهایی دارد؟
داستان فرات قبل از ماه محرم شروع میشود، اما به دهه اول محرم هم میرسد و در این ماه است که اتفاقاتی باعث میشود تلخی داستان به اوج برسد اما در روز عاشورا کدورتها به پایان میرسد.
قصه مجموعه فرات به طور مستقیم به محرم مرتبط نیست، بلکه اتفاقات درون قصه در محرم رخداده است. اما به طور کلی معتقد هستم برای یک بازیگر تفاوتی ندارد در کار مناسبتی یا غیرمناسبتی بازی کند بلکه برای بازیگر، بازی در یک مجموعه با قصه خوب اهمیت دارد. قصه اگر خوب باشد فرقی نمیکند مناسبتی یا غیرمناسبتی باشد. مجموعه «وضعیت سفید» جزو کارهای مناسبتی نبود، اما به دلیل پرداخت خوب بر شخصیتهای قصه از جمله کارهایی بود که مخاطب وقت میگذاشت و تماشا میکرد. من نیز از جمله افرادی بودم که تمایل بسیاری برای دیدن این سریال داشتم. بنابر این دیده شدن یک اثر ربطی به مناسبتی بودن آن ندارد، بلکه به نحوه بازی بازیگر و قصه داستان مربوط میشود.
نقش حامد در این مجموعه مانند نقش کاظم در مثل هیچکس و خسرو در زیرتیغ است. آیا این شخصیت منفی متحول میشود؟
نقش خسرو را منفی نمیدانم. خسرو اصلا منفی نبود، اما نقش کاظم نهتنها خاکستری نبود بلکه کاملا منفی بود. من شخصیت حامد را به هوشی «جراحت» نزدیک میبینم. در این مجموعه حامد پسر حاج ابراهیم است که سعی دارد با ایجاد فضایی پرتنش رابطه پدرش را با کاظم گلآلود کند. او برای منفعت خود تلاش میکند به اختلافات پیش آمده بین حاج ابراهیم و کاظم دامن بزند و معتقد است برای همه کارهایش دلیل دارد. اینکه حامد متحول میشود یا نه را در طول داستان خواهید دید. حامد سادهلوح است. چرا اگر کسی سادهلوح نباشد تحت تاثیر دیگران قرار نمیگیرد. حامد تحت تاثیر اطرافیان خود بسیاری از کارها را انجام میدهد و اگر کاری میکند که به نظر مخاطب منفی است دلیل دارد که در طول داستان خواهید دید. یکی از دلایل حامد برای انجام کارهایش دفاع از پدرش است. شاید اینگونه برداشت شود که برای منفعتش این کارها را انجام میدهد اما در حقیقت برای حفظ ثروت پدرش است.
مابه ازای بیرونی نقش حامد چقدر است؟
به طور کلی اگر شخصیتی مابهازای بیرونی نداشته باشد آن را بازی نمیکنم، چرا که دوست ندارم نقشی را بازی کنم که مخاطب آن را باور ندارد. من اگر به واسطه خسرو در ذهنها ماندهام دلیلش این است که آن نقش مابهازای بیرونی داشت و به لطف خدا آنقدر توانسته بودم به مابهازای بیرونی نقش نزدیک شوم که در ذهن مخاطب ماندگار شدم. به طور کلی شخصیتهای فرات برآمده از بطن جامعه است و تلاش شده کاراکترهای فرات به دور از تیپسازی در قالب شخصیت خلق شوند و ما به ازای بیرونی داشته باشند به گونهای که مخاطب با آنها همذاتپنداری کند. امیدوارم مخاطب با کاراکتر حامد مانند خسرو و کاظم ارتباط برقرار کند.
یک نقش چقدر روی شما اثر میگذارد؟
معمولاًکم پیش میآید پس از پایان فیلمی، اثر نقش در ذهنم باقی مانده باشد و من این تاثیر را تنها هنگام بازی در مجموعه زیر تیغ احساس کردم، چرا که در آن مجموعه حدود 6 ماه با آن شخصیت زندگی کردم و حتی برای یک لحظه پیش نیامد من هنگام بازی خنده بر لب داشته باشم و در طول بازی همواره نقشی را بازی میکردم که پر از استرس و ناراحتی بود. همین باعث شده بود تا مدتها شخصیت خسرو در ذهنم باقی بماند.
مازیار میری چقدر از اصول فیلمسازی در سینما را در این مجموعه لحاظ کرده است؟
به نظر من تفاوتی بین کارسینمایی و تلویزیونی به معنایی که بعضی افراد تصور میکنند وجود ندارد. یک کار تلویزیونی هم میتواند به اندازه یک اثر سینمایی زحمت داشته باشد. در مجموعه فرات پلانهایی بود که با 10 برداشت انجام شد، اما به این دلیل نیست که یک کارگردان سینمایی آن را کارگردانی کرده است، بلکه به قصه و اهمیت آن برمیگردد. در حالت کلی آقای میری معمولا در کارهایشان حساسیتهایی را لحاظ میکنند که در نهایت موجب موفقیت میشود.
همان گونه که قصه زیر تیغ با قلم آقای محلوجیان جای خود را میان مخاطب باز کرد. به نظر شما فرات نیز میتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند؟
محلوجیان سبک خاص خود را در نگارش فیلمنامه دارد. او معمولا روابط بین چند خانواده یا چند دوست را در فضایی ملودرام روایت میکند. در زیرتیغ او روابط و زندگی 2 دوست قدیمی را به فیلمنامه تبدیل کرد. دوستی قدیمی آنها بر اثر یک سوءتفاهم از هم پاشید و به قتل غیرعمد یکی از آنها ختم شد.
در سریال مثل هیچ کس هم ارتباط بین افراد یک خانواده پرجمعیت، خط اصلی داستان بود. خانوادهای که باز هم سوءتفاهمها و زیادهخواهیها باعث شد علاقه و محبت روز به روز بین آنها کم شود و در این میان کسی که بیشتر از بقیه آسیب دید، مادر خانواده بود که در غیاب پدر خانواده تلاش کرده بود فرزندان خود را به درستی تربیت کند.
حالا هم در سریال فرات بار دیگر محلوجیان سراغ 2 دوست رفته است که زخمی عمیق و قدیمی آنها را از هم دور کرده است؛ زخمی که روزی سر باز میکند و زندگی آنها را تحتتاثیر قرار میدهد. من هیچکدام از کارها را با هم مقایسه نمیکنم، اما مطمئن هستم فرات نیز میتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم