اگرچه تاکنون اقدامات سلبی موفقی در این مورد از جانب دستگاههای امنیتی صورت گرفته است، اگرچه هر جا ردی از شیادان مطرحکننده چنین مباحثی مطرح بوده است سربازان گمنام امام زمان (عج) ریشه آن را قطع کردهاند که صد البته قابل تقدیر است، اما در صورتی که اقدامات فرهنگی مناسبی در این مورد انجام نشود، نمیتوان امید به رفع آن داشت. در صورتی که زیرساختهای مناسب در حوزه فرهنگ ایجاد نشود این موارد ادامه خواهد داشت و حتی با وجود تمام اقدامات دستگاههای امنیتی بیشتر هم خواهند شد و نمیتوان چندان به قطع ید این شیادان حوزه فرهنگ امید داشت. به تعبیری دیگر تا وقتی فضا برای جولان عرفانهای دروغین و مواردی اینچنین، مهیا باشد، آنها ادامه حیات خواهند داد و حتی تکثیر میشوند. در این شرایط باید بخش قابل توجهی از نیروهای امنیتی بر این موضوع متمرکز شوند و شاید تمرکز بخش قابل توجهی از نیروهای امنیتی بر این موضوع در شرایطی که هجمههای مختلفی از دشمنان بر این کشور وارد است، چندان به صلاح نباشد و دستگاههای فرهنگی باید به کمک آنها بشتابند. طبیعتا در صورت اندیشیدن چارهای مناسب از سوی وزارت ارشاد و سایر نهادهای فرهنگی در این مورد، دستگاههای امنیتی میتوانند بخشی از انرژی خود را از تمرکز بر این موضوع رها کرده و به موضوعات مهم دیگری که البته موضوعات فرهنگی هم از جمله آنها هستند، بپردازند.
اما این امر را به چه صورت میتوان انجام داد؟ شاید بتوان ریشه چنین کمبود و خلأ و شکافهایی را در سطح نازل علمی و اندیشهای آثارفرهنگی و هنری اعم از داستان، فیلم، نمایش، رسانه و ... جست؟
وقتی آثار فرهنگی به سمت سطحی شدن بروند بخش قابل توجهی از جامعه که از سطحینگری گریزانند این آثار را پس میزنند و از آن پس به جستجوی آثاری میروند که عمیقتر باشند و لایههای متفاوتتری را بتوان در آنها جست.
دراین خلأ ایجاد شده هم مجال برای فریبکاران مهیا میشود تا با دستاویز قرار دادن موضوع عرفانهای دروغین، موارد مربوط به متافیزیک و... و با دستکاری آنها به سود علایق و سلایق ناصواب خویش، این بخش از جامعه را جذب کنند.
شاید بد نباشد اگر همان گونه که مثلا در بخش کتاب از صیانت و حریم حوزه کتاب محافظت میشود تا به ارزشها و عقاید جامعه بیحرمتی نشود، بخشی نیز مسوولیت هرس کردن آثار سطحی و نازل و جدا ساختن آنها از آثار عمیق و اندیشمندانه را عهدهدار شوند. چرا که حالا وضع به این صورت است که مثلا در حوزه سینما اگر فیلمی مشکل اخلاقی و اعتقادی نداشته باشد میتواند ساخته شود و در چرخه اکران قرار گیرد. اگر کتابی مشکل شرعی و اعتقادی و عرفی نداشته باشد، میتواند برای چاپ و نشر به دست ناشر سپرده شود و به بازار کتاب راه پیدا کند حتی اگر نازل و سطحی باشد. در حالی که همین آثار مخاطبان را به سوی عرفانهای دروغین و مواردی از این دست سوق میدهند.
حالا دیگر دهه 40 و 50 نیست که بشود «فیلمفارسی» یا با یک کتاب عشقی نازل و پرسوز و گداز مخاطب را جذب و جلب کرد. امروزه به برکت رشد اندیشه انقلابی و تفکر مبتنی بر ارزشهای نظام مقدس اسلامی، جامعه از آثار سطحی و نازل گریزان است و در هر اثر فرهنگی و هنری به دنبال ردپای تفکر و تدبر و تعقل میگردد.
حالا دیگر حتی پرسوز و گدازترین کتابها یا پر زد و خوردترین فیلمها هم نمیتوانند یک هزارم آثار مبتنی بر تفکر برای مخاطبان جذاب باشند و در این میان وظیفه هنرمندان و ادبای متعهد و ارزشی است که از تولید آثار نازل و سطحی پرهیز کنند و به سوی تولید آثار عمیق و تفکربرانگیز بروند؛ چرا که تولید یک اثر نازل، در واقع هدایت بخشی از جامعه بهسوی عرفانهای دروغین و موارد فریبکارانهای است که از سوی جماعتی شیاد مطرح میشود و این، چیزی جز خیانت به این آب و خاک و دین و تمدن و فرهنگ نیست.
کیوان امجدیان / دبیر گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم