گفت‌وگو با مجید یراقبافان، مجری تلویزیون

برنامه‌های معارفی‌، بدون‌آزمون و خطا

اشاره: مجید یراقبافان از جمله مجریان برنامه‌های معارفی تلویزیونی است که سعی کرده با بیانی ساده و روان همراه با آرامش موضوعات دینی را در برنامه‌های مختلف مطرح کند. وی در حال حاضر برنامه‌های مناسبتی و برنامه روزانه « تا نیایش» را در شبکه تهران اجرا می‌کند و علاوه بر آن به اجرا در شبکه قرآن و معارف سیما نیز مشغول است. یراقبافان حدود 18 سال است که اجرای برنامه‌های متعددی را در شبکه‌های مختلف به‌ عهده داشته و آزمون و خطاهایش را در طول این سال‌ها پشت سر گذاشته است. وی در رشته گرافیک در مقطع کارشناسی تحصیل کرده است، اما می‌گوید سال‌هاست در حوزه‌های قرآنی و دینی مطالعه دارد. یراقبافان علاوه بر اجرا در حوزه کارگردانی و تهیه‌کنندگی نیز با تلویزیون همکاری دارد. در گفت‌وگوی پیش‌رو یراقبافان از چگونگی اجرای برنامه‌های معارفی تلویزیون و موضوعات مورد چالش در این حوزه سخن گفته است.
کد خبر: ۴۴۶۲۱۷

اجرای تلویزیونی ویژگی‌های خاصی دارد و مجریان سعی می‌کنند با استفاده از تکنیک‌های خاصی مخاطبانشان را به دست بیاورند. شما سبک خاصی در اجرا دارید؟

سعی می‌کنم سبک خاصی داشته باشم تا اجرای برنامه‌هایی را که به عهده می‌گیرم جذابیت‌های لازم را برای بیننده داشته باشد. قائل به این هستم که مجری باید واژگان مناسب با موضوع را در برنامه استفاده کند. نوع اجرا مناسب با سن خود و مخاطبانش باشد و اجرای برنامه بر اساس فرم یا قالب برنامه طراحی شود. به گونه‌ای که اگر برنامه گفت‌وگو محور است مجری هم باید نوع اجرایش بر همان اساس باشد. اگر مخاطبان برنامه ما عموم جامعه هستند من هم باید از کلماتی استفاده کنم که برای مخاطب ضمن جذابیت قابل درک و فهم باشد.

به نظر شما مجری باید فقط در حوزه تخصصی که اجرا می‌کند مطالعه داشته باشد یا نیاز است در حوزه‌های دیگر هم مطالعه کند؟

من اعتقاد دارم مجری باید در همه حوزه‌ها مطالعه داشته باشد. مثلا مجری‌ای که برنامه‌های قرآنی و دینی را اجرا می‌کند تنها نباید در این حوزه مطالعه داشته باشد، بلکه باید اطلاعات روز در حوزه‌های ورزشی، سیاسی، اقتصادی و سیاسی را هم داشته باشد. چون در مواقعی نیاز است مسائل روز جامعه را با نکات قرآنی و دینی تطبیق بدهد تا مخاطب به اهمیت موضوع پی ببرد. کسی که مجری می‌شود باید بپذیرد علاوه بر حوزه تخصصی اجرایش، اطلاعات کافی و کاملی را در حوزه‌های دیگر به دست بیاورد. در ضمن این را هم بگویم که مطالعه فقط کتاب خواندن نیست. دیدن، شنیدن، مسجد، منبر و هم صحبت شدن با مردم هم می‌تواند اطلاعات خوبی در اختیار مجری قرار بدهد.

بیشتر مجریان در زمان اجرا دوست دارند خودشان حرف بزنند تا کارشناس یا مهمان برنامه. به نظر شما چرا برخی مجری‌ها چنین روشی دارند؟

همیشه این طور نیست. مجری باید بپذیرد همیشه زیاد حرف زدن خوب نیست. اتفاقا بعضی اوقات سکوت در مقابل مهمان یا کارشناس بهتر از حرف زدن است. برخی مجریان تصور می‌کنند اگر در برنامه کم صحبت کنند، می‌گویند مجری بی سواد است در حالی که واقعا این طور نیست و ما باید در مقابل مهمان و کارشناس برنامه علاوه بر احترام گذاشتن به شخصیتش به صحبت‌هایش هم احترام گذاشته و با این کار در اصل به آرامش و شخصیت مخاطب احترام بگذاریم.

بعضی از مجریان اجرای برنامه‌های معارفی و دینی را نمی‌پذیرند و معتقدند مجری این‌گونه برنامه‌ها در مقایسه با مجریان برنامه‌های ورزشی، سیاسی و اجتماعی کمتر دیده می‌شود. نظر شما در این باره چیست؟

بستگی دارد تعریف از دیده شدن چه باشد و بخواهیم به چشم چه کسانی دیده بشویم. من هم دوست دارم برنامه‌ای که اجرا می‌کنم پر مخاطب باشد و دیده شود. برنامه‌های دینی هم دیده می‌شوند و تفاوتی با سایر برنامه‌های دیگر تلویزیون ندارند. اگر در برنامه‌های معارفی کار خوبی تولید شود، مطمئنا مخاطب هم به دست می‌آورد. شاهد ادعا این‌که مردم همیشه به من اظهار لطف داشته‌اند و وقتی در خیابان با آنها مواجه می‌شوم محبتشان را با تمام وجود درک می‌کنم و پاسخ می‌دهم. حتی کسانی که باور نمی‌کنم برنامه‌های من را ببینند، در این جرگه هستند.

برنامه‌های متعدد مذهبی در همه شبکه‌های تلویزیونی پخش می‌شوند، اما از شواهد چنین بر می‌آید که هرچند تلویزیون به این برنامه‌ها توجه می‌کند، اما آنها نتوانسته‌اند به توفیقی مانند برنامه‌های اجتماعی یا ورزشی دست‌یابند.

با این مقایسه موافق نیستم، اما اگر بگویید بسیار کم هستند برنامه‌های معارفی که جایگاه اصلی خود را یافته‌اند، تایید می‌کنم. نمی‌شود گفت اگر برنامه‌های دینی نتوانسته جایگاه مناسبی میان مخاطبان پیدا کند مقصر فقط مجری است. خیلی‌ها مقصر هستند و باید برای این موضوع راهکارهای مناسبی به دست بیاورند تا علاوه بر این‌که به نیازهای مخاطبان توجه می‌کنند جایگاه اصلی خودشان و برنامه‌های معارفی را میان مردم نیز به دست بیاورند.

مخاطب تلویزیون آنقدر فهیم و باهوش است که لازم نیست زبان باز کنی تا تو را بشناسد. مجری اگر سکوت هم بکند، مخاطب با نگاه کردن به چشمان او می‌فهمد مجری چقدر به حرف‌هایی که می‌زند باور دارد

در حال حاضر برنامه «سمت خدا» پرمخاطب‌ترین برنامه گفت‌وگو محور معارفی در تلویزیون به شمار می‌آید. شما تصور نمی‌کنید اگر مجری این برنامه تغییر کند مخاطبان آن هم کم می‌شوند؟

اگر کسی در همان سطح و پایه انتخاب شود نه‌تنها مخاطب مجری را می‌پذیرد، بلکه به راحتی با او ارتباط برقرار می‌کند. تاکید می‌کنم در همان سطح. شما در نظر بگیرند اگر روزی تصمیم گرفته شود نجم الدین شریعتی برنامه سمت خدا را دیگر اجرا نکند و فردی که اطلاعات و تجربه کمتری در اجرا دارد را جایگزین شریعتی بکنند که توانمندی او را نداشته باشد، مطمئنا حرف و حدیث‌هایی به همراه خواهد داشت و مردم از این‌گونه تغییرات خوششان نمی‌آید و معترض خواهند شد. نظر شما درست است که مجری نقش بسزایی در برنامه دارد، اما مجریان خودشان هستند که باید برای رسیدن به جایگاهشان تلاش کنند. وقتی مجری براحتی و بر اساس سلیقه در تلویزیون جابه‌جا می‌شود و با یک بررسی می‌توان فهمید هیچ‌گونه دلیل منطقی برای تغییر وجود نداشته است پس نباید انتظار داشت مجری برنامه‌های معارفی هم به اندازه برنامه‌های دیگر برای مردم شناخته شده باشد و صد البته این موضوع در حوزه‌های دیگر هم دیده می‌شود.

چگونه می‌توان روی مجریان سرمایه‌گذاری کرد تا جایی که مجری به صورت کامل در اختیار رسانه باشد؟

وقتی از مجری در فضای رسانه‌ای حمایت‌های جدی صورت بگیرد و مجری بدون دغدغه فعالیت کند مطمئنا در کنار رسانه خواهد ماند. شما در نظر بگیرد برای موفقیت یک مجری سازمان صدا و سیما چقدر هزینه می‌کند و آنتن تلویزیون را در اختیارش قرار می‌دهد و باعث شهرت او می‌شود، بنابراین نباید براحتی تلویزیون حاضر شود چنین فردی را از دست بدهد. مردم معمولا پس از گذشت مدتی یک مجری و توانمندی‌های او را در موضوعات مختلف شناسایی می‌کنند. باید ابتدا رسانه ملی، مجریان را برای موضوعات مختلف تقسیم‌بندی بکند و هر مجری در حوزه مشخص شده آموزش‌های لازم را ببیند. رسانه نباید چهره شدن مجری را به عنوان یک آسیب تلقی کند. مجری عضوی از این خانواده است. وقتی رسانه به مجری اهمیت بدهد و از او حمایت کند مطمئنا مجری هم با تمام وجودش در اختیار این خانواده خواهد بود و اسباب سربلندی و افتخار آن را فراهم می‌آورد. بعد از چند سال نشستی با حضور دکتر دارابی معاون سیما برگزار شد که فکر می‌کنم این نشست تاثیر خوبی میان مجریان داشت و امیدوارم این گونه نشست‌ها و همایش‌ها ادامه پیدا کند تا مجریان بتوانند به جایگاه اصلی خودشان در صدا و سیما برسند و از آنها حمایت‌های لازم و جدی صورت بگیرد.

بعد از نشستی که سال گذشته برای مجریان تلویزیون از سوی معاونت سیما برگزار شد شاهد چه تاثیراتی در این حوزه بودید؟ آیا نتایج این نشست مثمرثمر بود؟

بله، نشست بسیار خوبی بود. هنگام برگزاری نشست بسیاری از مجریان توانستند مشکلات خودشان را رودررو با مدیران سیما مطرح کنند که تاکنون چنین فضایی را در اختیار نداشتند. توجه به پیشکسوتان و افرادی که سال‌ها در این حوزه فعالیت می‌کردند یکی از آثار برگزاری این نشست بود. متاسفانه متخصصان این حوزه به فراموشی سپرده شده بودند و ما روز به روز شاهد حضور بسیاری از جوانان در اجرا بودیم که بدون گذراندن دوره‌های آموزشی در بدو ورود اجرای یک برنامه زنده تلویزیونی را بر عهده می‌گرفتند و به همان سرعت مجریان پیشکسوت از رده خارج می‌شدند! فکر می‌کنم یکی دیگر از برکات برپایی این نشست تصمیم قاطع معاون سیما درخصوص عدم استفاده از بازیگران به عنوان مجری بود که متاسفانه این مشکل گریبانگیر رسانه شده بود و بازیگران می‌توانستند براحتی اجرای یک برنامه تلویزیونی را بر عهده بگیرند.

یعنی شما هم با اجرای بازیگران در تلویزیون مخالف هستید؟ برخی از تهیه‌کنندگان تلویزیون معتقدند وقتی بازیگری به عنوان مجری در تلویزیون حضور دارد مخاطبان زیادی را می‌تواند جذب کند و شاید بعضی اوقات هم بسیار بهتر از مجریان اجرا کند.

برخی از تهیه‌کنندگان حاضرند چندین برابر حق‌الزحمه مجری تلویزیونی را به بازیگران بدهند و اجرای برنامه خود را به آنها بسپارند. در حالی که مقوله بازیگری و اجرا کاملا با هم متفاوت است و تخصص‌های مجزایی به حساب می‌آید. شما در نظر بگیرید مجری کسی است که سال‌های سال چشم در چشم دوربین با مردم حرف می‌زند، اما بازیگر معمولا هیچ وقت اجازه ندارد با دوربین حرف بزند. بازیگر مقابل دوربین نقش بازی می‌کند و معمولا با بازیگر نقش مقابلش صحبت می‌کند. آن وقت برخی از تهیه‌کننده‌ها تمام این خطوط را می‌شکنند و بیننده را دچار تناقض‌های ذهنی می‌کنند. به نظر شما بازیگری که در نقش‌های مختلفی دیده شده چطور می‌تواند در نقش یک مجری ظاهر شود؟ آیا مردم براحتی او را می‌پذیرند یا این که تصور می‌کنند اجرای او یک بازی است؟ نباید نقش مجری را کمرنگ کرد، بالاخره مجری یک شخصیت شناخته‌شده‌ای در جامعه محسوب می‌شود. بازیگر هم بازیگر است. برنامه‌ریزان باید به جای این میانبر به ظاهر نزدیک‌تر به هدف، برای ارتقای سطح کیفی اجرا در برنامه‌های تلویزیون برنامه‌ریزی کنند و در انتخاب‌هایشان دقت بیشتری نمایند. البته کارشان سخت‌تر می‌شود، اما نتیجه‌ای شیرین دارد.

پس می‌توان گفت یکی از دلایل حضور گسترده جوانان در حوزه اجرا، بدون تخصص کافی و کامل همین دلایلی است که اشاره کردید؟

در گذشته هر کسی براحتی حق اجرای تلویزیونی نداشت. علاقه‌مندان باید سال‌ها در کنار مجریان پیشکسوت کار می‌کردند. بعد اگر در آزمون‌هایی که برگزار می‌شد، قبول می‌شدند باید اجرای برنامه تولیدی را آغاز می‌کردند. این در حالی است که در سال‌های اخیر افرادی هستند که براحتی آنتن شبکه سراسری تلویزیون در اختیارشان گذاشته می‌شود تا همه آزمون و خطاها را در برنامه زنده انجام بدهند. نه این که مخالف حضور جوان‌ها در تلویزیون باشم، اما می‌گویم باید به جوان‌ها فرصت بیشتری برای آموختن در کلاس‌هایی غیر از کلاس آنتن داد! کلاس‌های آموزشی را برایشان برگزار کرد تا با تجربه بیشتری در تلویزیون ظاهر شود. مخاطب در حال حاضر دیگر نمی‌پذیرد ‌ مجری در برنامه زنده دچار اشتباه شود و با کوچک‌ترین اشتباهی در اجرا شبکه را تغییر می‌دهد. مجری نقش بسیار مهمی در یک برنامه تلویزیونی دارد و می‌تواند به جذاب‌تر شدن و پرمخاطب شدن و همچنین میزان رضایت‌مندی آن برنامه کمک کند. نباید مجری را یک فرد ساده در برنامه در نظر گرفت.

با حضور مجریان رادیو در تلویزیون موافقید یا مخالف؟

نه این که بگویم نباید مجری رادیو به تلویزیون بیاید، اما تجربه نشان داده‌ برخی از مجریان موفقی که در رادیو فعالیت می‌کردند وقتی به تلویزیون آمدند متاسفانه بعد از مدتی نتوانستند همان جایگاه و موفقیت را در تلویزیون کسب کنند. وقتی گوینده‌ای در رادیو صحبت می‌کند ما ظاهر و شمایلی از او در ذهنمان تجسم می‌کنیم که وقتی او را در تلویزیون می‌بینیم تصورمان نسبت به او تغییر می‌کند و نمی‌توانیم باورش کنیم. ضمن این که شاید نتواند با همان سبکی که در رادیو برنامه اجرا می‌کرد در تلویزیون هم اجرا کند. اجرای رادیویی با تلویزیونی تفاوت‌های فراوانی دارد که باید برای اندوختن تجربه در این حوزه سال‌ها تلاش کرد. همان طور که یک مجری موفق تلویزیونی حتما نمی‌تواند در رادیو هم موفق باشد.

به نظر شما بعد از گذشت سال‌ها، برنامه‌های گفت‌وگو محور دینی نیاز به تحول ندارند؟

حتما دارد، اما به هر قیمتی، نه. من موافق نوآوری هستم، اما نوآوری که در آن پیشرفت باشد. همه سنت‌ها و تجربیات کهن بد نیستند. ما اگر بخواهیم ابداع و تحولی داشته باشیم، باید مبتنی بر یافته‌های قبلی و ارکان مستحکم و صحیح باشد.

متن کامل این گفت‌وگو را در سایت جام جم آنلاین بخوانید

فرشید قره لی/ جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها