در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازی «اساسین» را همه میشناسند. این بازی با استفاده از المانهای موفق بازیهای دیگر و اضافه کردن داستانی مرموز و روند بازی منحصر به فرد، خودش را به عنوان یک بازی شاخص مطرح کرد. در این بازی، گروهی نامشخص فردی به نام «دزموند» را پیدا کردهاند تا با مرور زندگی گذشته وی به یکسری رازها دسترسی پیدا کنند. در شماره اول تا حدودی اسرار «الطاییر» کشف شد و در 2 شماره اخیر به «اتزیو» پرداخته شد. «فرقه اساسین: مکاشفات» این دو را در ذهن دزموند به هم مرتبط میکند. در واقع این بازی 3 شخصیت اصلی دارد.
داستان بازی درست از ادامه برادری و با مروری بر اتفاقهای گذشته، جایی که باز هم اتزیو در حال فرار از دست تمپلارهاست، شروع میشود. سپس وی در راه سفر به ترکیه که محل اتفاقهای مکاشفات است، با سوفیا آشنا میشود و خیلی زود می فهمد که به کمک یکدیگر میتوانند سر از اسرار الطاییر دربیاورند. آنها با به دست آوردن اطلاعات بیشتر از آشفتگیهای قسطنطنیه در زمان الطاییر به خیلی از سوالات شمارههای گذشته پاسخ میدهند. نحوه روایت داستان بهبود پیدا کرده است. در گذشته شاهد بودیم که خیلی از نکات مبهم بازی در میان پردهها جا میماند ؛ ولی این موضوع در مکاشفات به این صورت است که داستان در میانپردههای از پیش رندر شده و توسط شخصیتهای کاملا پرداخته شده، به صورت کامل نمایش داده میشود و این موضوع باعث میشود تا نکتهای جا نماند. این یکی از نکات برتری مکاشفات نسبت به نسخههای پیشین است. مراحل بازی ابتدا خیلی شبیه فرقههای اساسین دیگر طراحی شده است. شما ماموریتهایی را میپذیرید که در آن باید کاری را برای کسی انجام دهید که این بار این شخص، دوست جدیدی در استانبول است و معمولا از تعقیب و کمین کردن شروع میشود و به از بین بردن یا تخلیه اطلاعات ختم میشود. به این دلیل که داستان بازی از لایههای زیادی تشکیل شده است، یوبیسافت این بار از گذاشتن ماموریتهای جانبی بیهوده که ربطی به داستان بازی نداشتند، اجتناب کرده است. تنها کارهای جانبی شما خریداری کردن فروشگاههای شهر و بازسازی آنهاست؛ همان کاری که قبلا در رم انجام دادهاید. سکانسهای درون سیاهچال برای رسیدن به کلیدهای الطاییر بدون شک بهترین مراحل بازی به شمار می روند، با این توضیح که صحنههای ساخته شده خیلی شبیه بازی آنچارتد هستند و این خودش موضوع را لذتبخشتر میکند. این مراحل و مرحلهای که باید جای خود الطاییر بازی کنید، باعث میشود تا بازیکننده، بازه زمانی بزرگی را از ابتدا تا انتهای سری طی کند. این باعث میشود در انتها به تشابهات میان این سه نفر بیش از پیش پی ببرید.
در ماموریتهایی که باید کسی را همراهی کنید، اگر به مقدار کافی نزدیکش شوید، مثل بازی سرخپوست مرده خود به خود همراهیاش میکنید و این باعث میشود تا هم به دقت بتوانید به حرفهای او که جزوی از داستان بازی است، توجه کنید و هم از طراحی بی نظیر شهر لذت ببرید. بازی از لحاظ بصری هم پیشرفت جالبی داشته است، طوری که شخصیتها و بیانشان کاملا طبیعی شده است. دزموند جا افتاده و اتزیو سنی حدود 50 سال پیدا کرده است. صداپیشگیها بسیار خوب انجام شده و قطعات موسیقی بسیار تاثیرگذار است. در مکاشفات باز هم اتزیو سوار اسب میشود، ولی این بار در یک سکانس زیبای تعقیب و گریز بینشهری. البته او دیگر نمیتواند از اسب برای رفت و آمدهای درونشهری استفاده کند و تنها راه کم کردن زمان جا به جایی، همان استفاده از تونلهای مرتبط زیرزمینی است. دید عقابی همچنان نقش مهمی را در راحت کردن بازی دارد و به وسیله آن میتوانید در مراحل مخفی براحتی دشمن اصلی را بیابید یا به راههای مخفی دسترسی پیدا کنید. 2 نکته آزاردهنده و تکراری در این بازی حذف شدهاند که بسیار ضروری به نظر میرسید؛ یکی حضور در محیط انیموس و دیگری آموزشهای تکراری مبارزات. البته تازهکارها اگر بخواهند، خیلی راحت میتوانند به این دو بخش دسترسی داشته باشند.
کنترل بازی هم تغییرات جالبی کرده است. بیشترین این تغییرات در دسترسی به سلاحها صورت گرفته است؛ جایی که در مکاشفات براحتی به سلاح جانبیتان مثل چاقو، تپانچه پنهان، بمبها و هوک بلید (که سلاح جدیدی است و کاراییاش بالا رفتن راحتتر از بلندیهاست) مثل سلاحهای اصلی ( شمشیر، تبر و تیغ مخفی) دسترسی دارید. این موضوع آزادی بیشتری به بازیکننده بخصوص در مراحل مخفی کاری میدهد. همچنین استفاده از بمبها در مراحلی که با تعداد زیادی دشمن رو به رو میشوید، راحتتر شده است. بمبها نقشی اساسی در مبارزات این شماره دارند. در طول مسیر زندگی در قسطنطنیه، اتزیو مقدار زیاد و متنوعی از اشیایی را جمع آوری میکند که با آنها میتواند گونههای مختلفی از بمب را در ۳ دسته کلی تولید کند. بعضی از بمبها دودزا هستند و به درد مخفیکاری میخورند. بعضیها صدا تولید میکنند و باعث حواس پرتی نگهبانان میشوند و برخی دیگر خاصیت انفجاری دارند و به درد از بین بردن دشمنان میخورند. البته هیچ یک از اینها به اندازه درخواست از انجمن برادری برای از بین بردن مزاحمها نیست. در این بازی هم مثل شماره گذشته اساسینهایی را در شهر پیدا میکنید که حاضرند به شما خدمت کنند. میتوانید آنها را به ماموریتهایی در سراسر اروپا بفرستید یا از آنها در مواقع لزوم در درگیریهایتان استفاده کنید. سیستم ارتقا باعث میشود تا کمی المان نقشآفرینی هم به این بازی اضافه شود. شما با از بین بردن پایگاههای تمپلارها و تبدیل آنها به پایگاه اساسینها میتوانید به تعداد بیشتری اساسین دسترسی پیدا کنید. نکته جالب اضافه شده در این سری این است که تمپلارها برخلاف نسخه گذشته برای پس گرفتن پایگاهشان به شما حمله خواهند کرد و اینجاست که باید به سبک بازیهای استراتژی دفاع از قلعه، از پایگاهتان دفاع کنید. در این حالت اتزیو در بالاترین نقطه مینشیند و به برادرهایش دستور میدهد تا کجا مستقر بشوند و به چه نحوی از حمله جلوگیری کنند. هوش مصنوعی در مبارزات بد نیست، ولی ایرادش این است که نگهبانان در حالتهای یکسان بعضی وقتها اتزیو را میشناسند و دنبالش میکنند، اما بعضی وقتها براحتی از جلویش عبور میکنند و به روی خود نمیآورند! به این دلیل زیاد به هوش مصنوعی اعتماد نکنید. بخش چندنفره بازی با حالتهای جدید، پیشرفتهای قابلی داشته که بهترین آن بخش «تحت تعقیب» است که در آن در یک سیکل، هر کسی طعمه دیگری است.
با این همه پیشرفت، ایرادی که میتوان به بازی گرفت، این است که بسیار شبیه گذشته ساخته شده و با این که از هیچ نظر کم و کسری ندارد، این احساس را به بازیکننده میدهد که در حال انجام دادن یک کار تکراری است. مکاشفات با وجود این مشکل، یکی از بهترین بازیهای سری است که طرفدارانش را راضی خواهد کرد. از طرفی به افراد تازه کار توصیه میکنیم که این شماره را بازی کنند، چون کاملترین بازی سری است.
فرهنگ هدایتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: