در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از جنایت مغول در نقاط مختلف خصوصاً خراسان گرفته تا کشتار سرخپوستان آمریکا توسط مهاجران اروپایی و از تلفات جنگهای جهانی و حمله اتمی به هیروشیما گرفته تا کشتار در عراق و افغانستان توسط اشغالگران. اما بسیاری از آنها در لابهلای تاریخ دفن شدهاند و آنها هم که گاه بیان میشوند یا برای زنده نگهداشتنشان موزهای ساخته شده، هیچکدام جریانساز و تحولآفرین نیستند. حتی کشتارهای گسترده در همین زمانهای نزدیک خیلی سریع به فراموشی سپرده شده است.
پس راز زنده ماندن عاشورا و قیام حسین بن علی(ع) که یک نیمروز بیشتر بهطول نینجامید چیست؟ و چرا این حماسه پس از 14 قرن همچنان تحولآفرین و انسانساز است؟
این راز ابعاد مختلف دارد که این نوشتار به بعضی آنها میپردازد.
حادثه عاشورا یک انتخاب آگاهانه و از روی بصیرت بوده است. همه کسانی که در این واقعه شرکت کردند از سرانجام خود آگاهی داشتند و بهصورت اتفاقی و از سر غفلت آنجا نیامده بودند.حضرت اباعبدالله(ع) در مقاطع مختلف و به اشکال گوناگون حتی شب عاشورا فرصت فراهم آوردند تا هر کس میخواهد از ایشان جدا شود و به نقطهای امن برود، که البته عدهای هم چنین کردند، ولی آنها که ماندند برای همیشه ماندگار شدند.
ویژگی مهم دیگر حادثه عاشورا، تلفیق شگفتانگیز و شورآفرین مظلومیت با عزت و اقتدار است.
جمعیتی اندک با ابزارآلات محدود جنگی، در محاصره آب و عطش، اما از هیچکدام ذرهای سستی، ترس و پشیمانی از این حضور نه دیده شد و نه شنیده.
در حالات سالار شهیدان آمده است که هر چه به ظهر عاشورا نزدیکتر میشدند چهره ایشان برافروختهتر میشد و آخرین اذکار ایشان خطاب به پروردگار اظهار رضایت و تسلیم در برابر خواست الهی بوده است. در مورد حضرت زینب(س) نیز این جمله قطعی است که بعد از حادثه عاشورا در برابر طعن یزید فرمود: «ما رأیت الا جمیلا». و شعار عاشورائیان در روز کربلا «هیهات من الذله» بود. از دیگر خصوصیات حادثه عاشورا ترکیب جمعیتی حاضر در آن واقعه است. از طفل 6 ماهه تا پیرمرد 90 ساله و از دختر 3 ساله تا جوانان و زنان میانسال. از غلام سیاه تا صاحبان مقام و ثروت و از مسیحی تا مسلمان. این جمعیت به ظاهر ناهمگن و نامتجانس در عین حال پیوندی عمیق و ناگسستنی با یکدیگر داشتند؛ پیوندی که آنها را تا آخرین لحظه در اوج عزت و احترام گرد هم جمع کرده بود.
آنها که شهید میشدند تا آخرین نفس به یاد بازماندگان بودند و بازماندگان در آرزوی پیوستن به شهدا. نقطه کانونی و محور پیوند این جمع کسی نبود جز حسین بن علی(ع).
و اما آخرین و شاید اولین و مهمترین راز ماندگاری عاشورا را در الهی و خدایی بودن این قیام باید جست. در حادثه عاشورا هیچ معیاری جز رضایت خداوند و انجام تکلیف الهی موضوعیت نداشت. قیام عاشورا برای زنده نگه داشتن دین پیامبر اسلام(ص) آغاز شد و به انجام رسید و این اخلاص و خدایی بودن در همه افراد (هرچند به درجات مختلف) و در همه اجزای این حرکت و در همه زمان این ماجرا استمرار داشت.
این حرکت خدایی به مصداق آیه شریفه «انّا نحن نَزَّلنا الذکر و انّا لَه لحافِظون» از سوی خداوند در طول تاریخ محافظت شده و تا پایان تاریخ جاوید خواهد ماند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: