ایمن دراغمه / مترجم: یوسف رضا زاده

معمای آشتی ملی فلسطین

بحث درباره مساله آشتی‌ملی به اجبار ما را به سمت بحث و بررسی مسائل اساسی آرمان فلسطین سوق می‌دهد.
کد خبر: ۴۴۴۱۷۹

از جمله ویژگی‌های مرحله کنونی فلسطین پس از روی کار آمدن تشکیلات خودگردان فلسطین، از بین رفتن انسجام میان عناصر و مولفه‌های مختلف عرصه سیاسی و گروه‌های ملی و سیاسی فلسطینی است. این تشکیلات فرزند ناخلف و زاده شوم توافق‌نامه‌های اسلو بود که مورد حمایت طرف‌های اروپایی و آمریکایی قرار گرفت، اما این توافق‌نامه‌ها (اسلو) به گونه‌ای تنظیم شده بود که رژیم صهیونیستی بتواند دست برتر را در اختیار داشته باشد و از سوی دیگر، اهداف این رژیم با اهداف فلسطینی تعارض و تقابل پیدا کند؛ چرا که بر اساس اهداف فلسطینی، سال 1999 باید پایان مرحله انتقالی و زمان تشکیل کشور فلسطین می‌بود، اما رژیم صهیونیستی به تشکیلات خودگردان به چشم نهاد و ابزاری برای انجام امور اداری، امنیتی و مالی فلسطینیان در زیر سلطه این رژیم می‌نگریست و لذا تا جایی که انجام این امور با استراتژی دولت عبری که حاضر نبود حقوق فلسطینیان را به رسمیت بشناسد، تعارض و تقابل پیدا نمی‌کرد، دولت عبری روند اجرای آنها را تسهیل می‌بخشید و از آنها حمایت می‌کرد. این وضعیت باعث شد که تعدادی از اندیشمندان و رهبران ملی فلسطین خواستار انحلال تشکیلات خودگردان و اجبار دولت عبری به عمل به مسوولیت‌های حقوقی خود در قبال این خدمات و اقدامات شوند.

پس از انتخابات سال 2006 فلسطین که پیروزی چشمگیر جنبش حماس شوکی جدی را به بدنه این عناصر غیرمنسجم و درهم‌ریخته رژیم سیاسی فلسطین وارد کرد و این جنبش در جهت استفاده از حق قانونی و حقوقی خود درصدد تشکیل دولت به عنوان طرف پیروز انتخابات درآمد، جنبش فتح و سازمان آزادیبخش فلسطین «ساف» که خود را صاحب حق و امتیاز تاریخی در تاسیس تشکیلات خودگردان فلسطین می‌دانند، نمی‌توانستند قبول کنند که براحتی تخت و تاج را واگذار کرده و قدرت را به جنبش حماس منتقل کنند. در همین حال، طرف‌های عربی و بین‌المللی نیز از انتخابات مذکور و نتایج حاصله ناخشنود بودند و هر روز با مداخله در امور داخلی فلسطین، تلاش می‌کردند که شکل تشکیلات و نقش اولیه آن را حفظ کنند و اجازه تطبیق الگوی دموکراسی عربی مطابق با اراده ملت‌ها و نتایج صندوق‌های رای‌گیری انتخاباتی را نمی‌دادند. آنها به تلاش‌های خود در این زمینه ادامه دادند و سعی کردند، دیدگاه‌های طرف‌های فلسطینی را به هم نزدیک کنند و در این راه از تمامی ابزارهای ارعاب، تهدید و تشویق استفاده نمودند، اما این تلاش‌هایشان راه به جایی نبرد و بحران فلسطین همچنان به قوت خود باقی ماند تا این‌که نسیم بهار عربی اندکی از شدت و حدت آن کاسته و اوضاع را به سمت وحدت و یکپارچگی سوق داد.

سوغات بهار عربی

بهار عربی و انزوای آمریکا و سرگرم شدن اروپایی‌ها به بحران‌های داخلی این اتحادیه، فرصتی مناسب برای طرف‌های فلسطینی فراهم کرد تا پایان شکاف داخلی و دستیابی به توافق وحدت ملی را اعلان کنند، اما با وجود امضای سند آشتی ملی و کاهش شدت و حدت شروط کمیته چهارجانبه بین‌المللی که همسو با تحولات منطقه‌ای اتفاق می‌افتاد، چالش‌های راهبردی در زمینه سیاسی بر سر راه این آشتی قرار گرفت و محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین با اشاره به این‌که ما در دیدار با خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی حماس درباره آینده مساله فلسطین بحث و گفت‌وگو خواهیم کرد، به همین مساله اشاره کرد.

به نظر می‌رسد دو مانع اساسی بر سر راه آشتی ملی قرار دارد؛ نخست: شکل مبارزات فلسطینی و دیگری؛ بعد سیاسی نهادهای فلسطینی و ورود جنبش حماس به این عرصه و بویژه در دولت ساف. این دو مساله ارتباط و تلازم شدیدی با هم دارند و در عین حال، در تقابل مستقیم با ملاحظات و شروط کمیته چهارجانبه بین‌المللی قرار دارند که تاکید می‌کند، آشتی ملی طرف‌های فلسطینی باید بر طبق شروط این کمیته صورت گیرد؛ هر چند که بندهای آشتی ملی چندان پیچیده نبوده و دستیابی به توافق درباره آنها آسان به نظر می‌رسد و اگر هم گروه‌های فلسطینی در جنگ‌های رسانه‌ای سعی در معرفی طرف مقابل به عنوان مسوول شکست تلاش‌ها برای دستیابی به آشتی را دارند، اما اختلاف چندانی بر سر بندهای این توافق وجود ندارد. از همین رو، با وجود این‌که توافق بر سر موضوعات و مفاد توافق آشتی ملی مهم به نظر می‌رسد، اما نمی‌تواند راه برون‌رفت کامل از بحران فلسطینی باشد، بلکه بیشتر سعی در تعویق بررسی مسائل مورد اختلاف و بحران اساسی و در مقابل برگزاری انتخابات را دارد و این روند دوباره طرف‌های فلسطینی را به سر خط بحران بازگردانده و بار دیگر بحث و گفت‌وگو در زمینه مسائل مورد اختلاف از سر گرفته خواهد شد.

جنبش حماس اوضاع کنونی را برای تغییر و تحول در موضع جامعه بین‌المللی نسبت به این جنبش مناسب می‌داند؛ بویژه که جهانیان در محاسبات خود در قبال کل منطقه خاورمیانه بازنگری می‌کنند و پیروزی جنبش اسلامی در انتخابات جهان عرب نیز می‌تواند باعث انعطاف و نرمش نسبی در سیاست غرب و رابطه آن با اسلام سیاسی شود و این مساله به نوبه خود می‌تواند برگ برنده‌ای برای این جنبش‌ها و حماس باشد و کمیته چهارجانبه بین‌المللی را وادار به تعامل با واقعیت‌های جدید کند.

در مقابل، جنبش فتح و ابومازن نیز نمی‌توانند تاثیرات بهار عربی را نادیده بگیرند و به گفته رئیس تشکیلات رام‌الله سعی می‌کنند از این وضعیت استفاده کرده و با احتیاط و تامل بیشتر و اقدامات غیرشتابزده و متوازن در روابط داخلی و خارجی تشکیلات خودگردان توازن ایجاد کرده و حجم روابط خود با تمامی طرف‌ها را حفظ کنند تا زمان برگزاری انتخابات فرا برسد. فتح و عباس تا حد زیادی به انتخابات آینده چشم دوخته‌اند و امیدوارند که نتایج این انتخابات زمینه را برای بازگشت قدرت به جنبش فتح فراهم کند.

اما به نظر می‌رسد، مهم‌ترین مساله‌ای که باید در حل و فصل آن اندکی سرعت و شتاب به خرج داد، تشکیل مرجعیت رهبری یکپارچه فلسطینی برای پر کردن خلأ ناشی از شکاف داخلی و از بین رفتن انسجام میان موسسات ساف است که بتواند بر اساس مفاد توافق آشتی، مسوولیت پیگیری و رسیدگی به تمامی امور استراتژیک و موقتی فلسطینیان را بر عهده بگیرد.

منبع: بخش عربی مرکز اطلاع رسانی فلسطین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها