در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ضمن اینکه به شکل تلویحی و در لایههای درونیتر درام به آسیبشناسی اجتماعی و معضلات قاچاق مواد مخدر و روانگردان میپردازد تا از ظرفیت دراماتیک و فضاسازی بالقوه آن برای بازنمایی مفاهیم اخلاقی ـ معنوی بهره ببرد که بیارتباط با ایام محرم و مفاهیم آن نیست. به نظر میرسد مطابق ساختار چنین قصههایی قرار است از طریق قیاس موازی که میان 2 گروه شخصیتهای خوب و بد قصه رخ میدهد، شاهد یک تحول اخلاقی و شخصیتی در سریال باشیم که احتمالا متناسب با زمانبندی مناسبتی آن در فرآیند زمانی داستان همراه شده و در نهایت با استفاده از موقعیت معنوی خارج ازمتن به تاثیرگذاری بر مخاطب بینجامد. شخصیت محوری این قصه و فرآیند تحولپذیر آن ـ مرتضی با بازی و البته شمایل همیشگی حسن جوهرچی است که در پی اتفاقی، حافظه خود را از دست میدهد ـ کمتر در معرض شعارزدگی و بازنمایی کلیشهای قرار میگیرد. در ضمن خود جوهرچی نیز تلاش کرده کنترل بیشتری بر این وجوه از شخصیت و بازیگریش داشته باشد. داستان از این قرار است که چمدان حاوی قرصهای روانگردان در فرودگاه با یک چمدان دیگر به سهو عوض میشود. واردکنندگان این قرصها، یکی از افراد خود را نزد صاحب چمدان میفرستند تا چمدان حاوی مواد را از او پس بگیرد و این آغاز ماجرا میشود. تزریق برخی انگارههای مذهبی بر ساخته از فلسفه محرم و عاشورا و بهرهگیری از آن در روایت قصه و گرهگشایی از آن به همین منظور به متنالصاق شده است.
واقعیت این است که تا رهایی شروع خوبی داشته و اگر در میانههای داستان با ریتم تندتری همراه شود به جذابیت و کشش دراماتیکی بیشتری هم دست مییابد، اما نسبت برقرار کردن بین صورت داستان و مضامین مناسبتی که قرار است به واسطه درام باز تولید و به مخاطب منتقل شود یک نوع گسست ساختاری و دوپارگی در روایت را دامنزده، به طوری که در خیلی از صحنهها به شعارزدگی و گل درشتی در انتقال پیام دچار میشود، بویژه در ارتباط با پدر مرتضی که استاد جامعهشناسی است و از تاثیرات اخلاقی و اجتماعی قیام عاشورا در زندگی مدرن و جامعه امروز در کلاس و درس صحبت میکند.
مشکل اینجاست که نسبت تنگاتنگ و نمایشی میان این مفاهیم و درام ایجاد نشده و گاه مخاطب احساس میکند این مفاهیم بر کلیت قصه تحمیل میشود و محصول منطقی و طبیعی خود قصه نیست. در واقع این رویکرد تفسیری از منطق درونی داستان برنمیخیزد، لذا بشدت به دیالوگ و متن گفتارهایی زیباشناسانه اما گل درشت متکی میشود که نمیتواند از تاثیرگذاری ذاتی قصه نشات بگیرد.
به نظر میرسد تا رهایی از این نظر بیش از آن که به نسبت منطقی و معنایی مفاهیم مذهبی با ساختار و روایت قصه توجه کند به تحلیل و تاویل انتقادی از شکل برگزاری مراسم و مناسک محرم پرداخته و قصد دارد با نگاه انتقادی از دو سو، هم نقد از درون نسبت به خرافات و برخی انحرافاتی که در اجرای آیینهای سوگواری محرم در جامعه وجود دارد بپردازد و هم پاسخی منطقی و عقلانی به کسانی بدهد که اساسا فلسفه محرم و مراسم و آیینهای آن را زیر سوال میبرند. اما قصه بیش از آن که در این ساحت حساس به ساختار دراماتیکی اثر متکی باشد به دیالوگگویی و سویه گفتاری قصه بسنده کرده و میکوشد به واسطه موقعیتهای کلامی درداستان به آسیبشناسی و نقد درونی بپردازد. حرف و حدیثها و بحث و مجادلاتی که در کلاس درس و فضای دانشگاه در برخی سکانسها شاهد هستیم تنها تمهیدی است که کارگردان برای پردازش این بخش از قصه انتخاب کرده که به نظر خیلی دم دستی و تکراری است.
شاید اگر مضمون پلیسی و فرم معمایی داستان از این سریال حذف شود همه جذابیتهای خود را از دست بدهد و اساسا ضعف کار درهمین است که نسبت قدرتمندی از حیث دراماتیک و البته معرفتی بین قصه و مفاهیم ارزشی و اخلاقی آن ایجاد نشده و یک نوع گسست و عدم انسجام در روایت داستان احساس میشود. البته بازیهای قابل قبول بازیگران سریال بویژه شهرام عبدلی و محمد رضا پگاه را نباید در خلق این موقعیت دستکم گرفت. به طور کلی تا رهایی فیلم پر بازیگری است و از یک نوع تنوع در عین تناسب در گزینش و انتخاب بازیگران استفاده کرده است.
حضور بازیگرانی مثل پویا امینی، مریم بوبانی، حمیدرضا پگاه، حسن جوهرچی، شیوا خسرومهر، مریم خدارحمی، جعفر دهقان، مهدی سلوکی، مهدی صبائی، شهرام عبدلی، کیوان محمودنژاد، سعید نیکپور و روناک یونسی تنوع و جاذبه خوبی به سریال بخشیده است. سعید نیکپور در سریال تا رهایی نقش دکتر محمودی را بازی میکند که استاد دانشگاه است. حسن جوهرچی در نقش پسر و روناک یونسی در نقش عروس او ظاهر میشوند. چمدان حاوی قرصهای روانگردان با چمدان جوهرچی عوض میشود. جعفر دهقان که در این سریال نقش رئیس باند قاچاقچیان را ایفا میکند، یکی از اعضای خود به نام ابی با بازی حمیدرضا پگاه را مسوول بازگرداندن چمدان میکند. پویا امینی و کیوان محمودنژاد هم در نقش اعضای باند قاچاق جلوی دوربین رفتهاند. واقعیت این است که قصه قابلیت خوبی برای تبدیل شدن به یک ملودرام پلیسی دارد به شرط اینکه سویه مناسبتی بودن آن به شکل منطقی و باورپذیر در دل قصه صورتبندی شود. رویکرد نظری و ایدهای که در پس این قصه وجود داشته مهم است. به این صورت که تاثیرات باورها و ارزشهای عاشورایی و تاثیرات اخلاقی ـ اجتماعی مراسم و آیینهای عزاداری در جامعه امروز و زندگی روزمره مردم به تصویر کشیده شود.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: