در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داستان این فیلم زندگی دختری به نام راضیه است که با مادر پیر و بیمارش در منطقهای نرسیده به فیروزکوه زندگی میکند و به ناچار برای امرار معاش از یک مزون لباس عروس در تهران سفارش گلدوزی و طراحی لباس میگیرد. او بسیار قانع است و در مقابل سختیها صبوری به خرج میدهد، اما ورود جوانی قاسم نام، به زندگی سخت و یکنواخت راضیه، آرامش او را دستخوش فراز و فرودهایی میکند که ماجراهای داستان را پیش میبرد اما در مجموع داستان نامههای خیس قصه ایمان، امیدواری و توکل است.
با هماهنگی گروه تولید به مزون لباسی واقع در خیابان آفریقا میرسم. چند جوان مشغول بردن وسایل صحنه هستند. با آنها همراه میشوم به یک سالن شیک و نسبتا شلوغ که رگالهای لباس و عکسهای موجود روی دیوارهایش نمایانگر یک مزون طراحی و دوخت لباس برای بانوان است.
ناهید دلآگاه یکی از تهیهکنندگان تلویزیون است که بیشتر او را به خاطر برنامه «یک فیلم، یک تجربه» میشناسیم. ولی مشغول صحبت با یکی از عوامل است.کارگردان مشغول مطالعه برگههایی است به سراغش میروم تا از چند و چون تولید نامههای خیس مطلع شوم.
اشرفیزاده که پیش از این تلهفیلم «قفل یعنی کلید» را به تهیهکنندگی رسول صدرعاملی برای شبکه اول سیما ساخته بود، فیلمهای کوتاه داستانی و مستند زیادی را در کارنامه خود دارد و جوایز مختلفی را از جشنوارههای متفاوت داخلی و خارجی دریافت کرده است. وی پیش از این، مستندهایی درباره فیلمهای سینمایی «طلسم»و «شهر موشها» برای یک فیلم، یک تجربه ساخته و نامههای خیس سومین همکاری او با ناهید دلآگاه در مقام تهیهکننده است. اشرفیزاده علاوه بر کارگردانی نگارش فیلمنامه را نیز همراه علی اصغری در کارگاه قلم انجام داده است. از کارهای خروجی این کارگاه میتوان به فیلمنامه «آذر» به کارگردانی فرزاد مؤتمن، «نیمه شکسته» محسن توکلی، «فصل فراموشی فریبا» عباس رافعی و... اشاره کرد. وی درخصوص داستان تلهفیلم میگوید: ابتدا طرح داستان را برای یک فیلم کوتاه آماده کردیم، ولی بعد به این نتیجه رسیدیم که داستان قابلیت دارد تا یک اثر بلند شود و در نهایت ساخت نامههای خیس را برای گروه فیلم و نمایش شبکه 4 آغاز کردیم.
در خلال صحبتها، شیرین بینا همراه یکی از دستیاران برای بررسی نهایی لباسی که در این سکانس به تن خواهد داشت با کارگردان صحبت میکنند. وی در این فیلم نقش خانم شهامت، مدیر مزون لباس را بازی میکند؛ زنی کاردان و مقتدر که برای هنر این دختر شهرستانی احترام خاصی قائل است.
کارگردان درباره بازیگران این فیلم و بخصوص بازیگر نقش راضیه میگوید: نقش اصلی فیلم را معصومه قاسمیپور بازی میکند. با او پیش از این همکاری داشتهام و با توجه به اینکه از بازیگران خوب عرصه تئاتر است از قابلیتهای وی برای ایفای این نقش اطمینان داشتم، زیرا راضیه در عین سادگی دارای خصوصیات اخلاقی خاصی بود که کمتر بازیگری از عهده ایفای نقش آن برمیآمد.
او از مهتاج نجومی، مریم بوبانی، بهروز شعیبی، جواد عزتی، محسن قاضی مرادی، هما خاکپاش، ساقی زینتی و هیلدا خسروی به عنوان دیگر بازیگرانی که در این فیلم حضور دارند نام میبرد و اظهار میدارد: گروهی که در این فیلم مارا یاری کردند همگی از بهترینها بودند بخصوص تهیهکننده که با اطمینان و حمایتی که داشت برای همه ما قوت قلب بود.
اشرفیزاده امیدوار است فیلم در زمان و ساعت مناسبی پخش شود و معتقد است فیلمی که خوب باشد دیده میشود، چه در یک شبکه با مخاطب خاص یا هر شبکه دیگری.
گروه کمکم برای ضبط آماده میشود. به دنبال بازیگر نقش راضیه هستم. وی در اتاق گریم است. او مرا به یکی از فعالترین افراد گروه یعنی سینا گنجوی معرفی میکند. وی در این تلهفیلم طراحی صحنه و لباس و نیز تدوین را به عهده دارد. گنجوی باید حرفهای جالبی از طراحی صحنه و لباس این فیلم داشته باشد، ولی پیش از آن با عکاس جوان گروه آشنا میشوم؛ اسماعیل حاتمیکیا فرزند خلف پدری که سینمای جنگ را مدیون او هستیم.
فرصت را برای شنیدن حرفهای گنجوی مغتنم شمرده و او شروع میکند:
به اعتقاد من برای شکلگیری یک اثر، مثلثی از کارگردان، تصویربردار و طراح صحنه و لباس که در قلب آنها فیلمنامه قرار دارد تشکیل میشود و هر یک از این عناصر باید با هم به یک اجماع برسند و هر یک علاوه بر خلاقیت جایگاه خود را بیابند.
ما برای شروع کار، بیش از هر چیزی به دنبال خانهای بودیم که داستان در آن اتفاق میافتاد. راضیه دختری از طبقه متوسط رو به پایین بود، اما اجدادش از بزرگان آن منطقه بودند برای همین انتخاب یک منزل کاملا روستایی هم مناسب نبود و پس از آن طراحی صحنه آغاز شد و مدام توجه داشتیم انتخاب رنگهای صحنه منطبق با تکنیک نور و تصویر باشد. به عنوان مثال برای رنگ، خانه را چند بار تست زدیم، تصویر گرفتیم تا در نتیجه به کمک کارگردان به یک نتیجه واحد رسیدیم. اما در طراحی لباسها نیز سعی کردم تمامی تلاشم را بکنم تا فضای مناسبی خلق شود، چون راضیه در عین روستایی بودن دختر باسلیقه و اهل ذوقی است و نمیتوانستیم لباسهای یک دختر روستا را تنش کنیم. لباسهای این دختر با سایر دختران همسایه فرق دارد، چون او با دوستانش متفاوت است و در عین اینکه وضعیت مالی مناسبی ندارد و لباسهای نویی نمیپوشد، اما روی البسهاش سلیقه به خرج میدهد و همین او را از نظر ظاهری متمایز میکند.
طراح صحنه و لباس این تلهفیلم در ادامه میافزاید: رنگها در طول داستان و با توجه به خط داستان تغییر میکنند و همه چیز در خدمت حس بازیگران قرار میگیرد. حتی برای کیفی که این کاراکتر به دست میگیرد نیز فکر شده است. به اعتقاد من همه گروه تولید نامههای خیس بیش از یک تلهفیلم انرژی گذاشتند. حتی به دلیل ظرافتهای کاری کارگردان مجبور شدیم خانه راضیه و مادرش را بازسازی کنیم.
گنجوی در ادامه اظهار میکند: برای رسیدن به فضاهایی که در داستان داشتیم درخصوص بیماری روحی مادر راضیه به سراغ دخترانی که در خانه کارهای سفارشی انجام میدهند و حتی چند مزون لباس رفتیم. آدمهایی عینی را دیدیم و در نهایت آنها را دراماتیزه کردیم.
تدوینگر این تلهفیلم در پایان از تدوین همزمان فیلم خبر میدهد و این کار را به نوعی کمک به بهتر شدن کار میداند و امیدوار است با توجه به تولیدات انبوه تلهفیلم روزی فرا برسد تا کیفیت بیش از کمیت مورد توجه قرار بگیرد و شاهد آثار قابل تاملی در اینگونه باشیم.
به دنبال بازیگر نقش راضیه به اتاق گریم میروم. او تقریبا آماده است و پیشنهاد میکند به خیاط خانه این مزون و دور از هیاهو برویم.
خیاط خانه یک اتاق نسبتا بزرگ بود که روی دیوارهایش پر از تصاویر لباسهای زنانه است؛ چند چرخ بزرگ و وسایل خیاطی و چند بازیگر آماتور که در حال انتخاب لباس هستند تا نقش مشتریان مزون را در یکی از سکانسها بازی کنند.
معصومه قاسمیپور از بازیگران گزیده کاری است که بیشتر انتخابهایش در تئاتر بوده است و مجموعه کوی دامون و دیروز امروز فردا از جمله آثار تلویزیونی و قابل توجه وی در طول سالهای اخیر است.
او پیش از این در چند فیلم کوتاه با کارگردان همکاری داشته است و درخصوص انتخاب نقش راضیه میگوید: راضیه دختری سختی کشیده است که به دلیل مشکلات و نگهداری از مادر بیمارش فرصت ازدواج را تاکنون از دست داده است و برای تامین مخارج زندگی تلاش میکند. او فردی صبور و با ایمان است که سختیها و ناملایمات زندگی را به چشم دیده است.
من درخصوص این کاراکتر با کارگردان خیلی حرف زدم تا به یک شکل صحیح از این فرد برسیم. راضیه در طول داستان دچار افت و خیزهایی میشود که با یک بازی نرم و درونی باید آن را به تصویر میکشیدیم و با توجه به اینکه داستان در منطقهای به نام زریندشت در حوالی فیروزکوه میگذشت باید یک لحن خاص میداشتم که گیلانی بودنم خیلی به من در این زمینه کمک کرد!
دیگر نکته جالب این که تصویربرداری روی دست انجام میشد. در فرصت به دست آمده از محمد رسولی، تصویربردار نامههای خیس میخواهم درخصوص این کار اطلاعاتی در اختیارم قرار دهد.
وی با اشاره به رئال بودن اثر میگوید: سعی کردیم گونهای از تصویربرداری مستند یعنی دوربین روی دست را تجربه کنیم و در همه پلانها حساسیتهای کارگردان را مد نظر قرار دادیم.
بخش اعظمی از این داستان در یک ایستگاه قطار میگذرد که به دلیل سرد بودن هوا کار برای همه کمی مشکل بود، اما چون با این کارگردان تجربه همکاری داشتم سلایق بصری یکسانی داشتیم و به اعتقاد من یک نگاه سینمایی به این اثر وجود داشت که امیدوارم ماحصل آن برای مخاطب جذاب باشد.
سایرعوامل و دستاندرکاران:
طراح چهرهپردازی: شیرین زواری، صدابردار: مجید هاشمیپور، مدیر تولید: یوسف پناهی، منشی صحنه: سمیه شهرابی، برنامهریز: جلال ساعدپناه، دستیار کارگردان: مریم امیری، مدیر تدارکات: سعید اردستانی و تصویربردار پشت صحنه: هومن ملکی.
منصوره بسمل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: