در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سازندگان مجموعه انیمیشن ملوچ با شناخت دقیق از مخاطب خود توانستهاند مجموعهای تولید کنند که هم از نظر محتوا و مضمون و هم از نظر جنبههای بصری و زیباشناسانه قابل توجه و تاثیرگذار باشد. دنیای ملوچ و آرش، شاد و کودکانه است. آنها هر روز که از خواب بیدار میشوند قرار است تا شب بدون هیچ دغدغه و نگرانی با هم بازی کنند. تنها کسی که میتواند وارد دنیای آنها شود راوی داستان است تا وقتی رابطه بین آرش و ملوچ شکرآب میشود یا به مشکلی برمیخورند که توانایی برطرف کردنش را ندارند از او کمک بگیرند.
شاید برای کودکان، زندگی به سبک ملوچ و آرش لذتبخش باشد، چرا که در آن نه از امر و نهی خبری است، نه از نگرانی و ناراحتی. با وجود این ملوچ و آرش با مشکلاتی روبهرو میشوند که ممکن است برای هر کودکی پیش بیاید، اما فرق آنها با کودکان دیگر این است که توانایی برطرف کردن مشکلات خود را دارند، چه با کمک گرفتن از راوی و چه از یکدیگر. در واقع این راهی است که سازندگان مجموعه ملوچ برای آموزش موضوعات مختلف به مخاطب خود در پیش گرفتهاند. آنها با ورود به دنیای کودکان و سخن گفتن به زبان آنها بیشترین تاثیر را بر مخاطب میگذارند.
کودکان از طریق پدر و مادر بیشتر یاد میگیرند. این نوع آموزش از نظر شیوه انتقال، تفاوتهای عمدهای با تجربیات و آموزههای کسب شده از طریق رسانهها و تعامل با کودکان دیگر دارد. الگو گرفتن از دوستان و همبازیها برای کودکان بسیار ساده است. در واقع آنها از این عمل استقبال هم میکنند. حال اگر این دوست و همبازی در قالب یک شخصیت پویانمایی شده و کارتونی در اختیار کودک قرار گیرد براحتی میتوان الگوهای صحیح و مورد قبول را به مخاطب عرضه کرد.
مجموعه ملوچ از این دست انیمیشنهاست که با خلق فضایی آرمانی برای کودکان، توجه آنها را به خود جلب کرده است. هر چند فضای زندگی شخصیتهای داستان فانتزی و متفاوت با واقعیت است، اما خود آنها رفتار و گفتاری بسیار آشنا و رئال دارند. به عنوان مثال در یکی از قسمتهای مجموعه، آرش حاضر نبود اسباببازیهای خود را به ملوچ دهد تا او هم بازی کند. ملوچ اما دور از چشم آرش اسباب بازیهای او را برداشت و این سبب عصبانیت آرش و به هم خوردن دوستی آنها شد. اما پس از مدت کوتاهی و با تدبیر مناسب نویسنده، هر دو به اشتباه خود پی میبرند و از یکدیگر عذرخواهی میکنند. این داستان ساده، بسیار دلنشین و جذاب روایت میشود.
یکی از دلایل موفقیت داستان، شخصیتپردازی مناسب آن است. آرش با آن لباس سرهمی ساده و کودکانهاش و کلاه قرمزی که به سر دارد به اندازه یک کودک واقعی، شیرین زبان و دوستداشتنی است. او نه بیش از اندازه باهوش و داناست، نه بیش از حد خنگ و بیاستعداد. او یک پسربچه معمولی است با همان لجبازیها و شیطنتهای مخصوص این دوران. ملوچ، دیگر شخصیت داستان که به شکل آدمآهنی طراحی شده است در واقع نماینده دیگری از کودکان است تا با رفتار خود آینهای باشد برای مخاطبان مجموعه. او تنها دوست و همبازی آرش است. هرچند ملوچ به صورت نامفهومی صحبت میکند، اما آرش حرفهای او را میفهمد و این احساس برای مخاطب نیز وجود دارد، چون با کارگردانی دقیق صحنهها و نمایش بجا از میمیک صورت او، مخاطب منظور ملوچ را بدون وجود دیالوگ دریافت میکند. ملوچ هم کودکی ساده و معمولی است. این دو هیچ برتری نسبت به یکدیگر و مخاطبان خود ندارند. تنها این شخصیتهای معمولی هستند که میتوانند به عنوان قهرمانان داستانهای ساده مجموعهای همچون ملوچ معرفی شوند.
این داستانها، اما داستان زندگی کودکان است و روایت چگونگی بزرگ شدن آنها. ترس از سوار شدن بر دوچرخه یا بالا رفتن از یک سهپایه کوچک همه قابلیت تبدیل شدن به داستانی زیبا و شنیدنی را دارند. داستانی برای دیدن و شنیدن و از همه مهمتر آموختن. انیمیشن ملوچ توانسته است به این سادگی مفاهیم مهم و کارآمد را به مخاطبان خود بیاموزد.
تیتراژ مجموعه ملوچ بهگونهای ساخته شده است که با آغازهر قسمت دو شخصیت داستان از زبان آرش همراه با شعر و موسیقی به مخاطب معرفی میشوند. آرش و ملوچ در نماهای مختلفی از خانه و حیاط با چهرههایی بشاش در حال خواندن شعر و آواز تیتراژ هستند، حتی در نمایی هر دوی آنها را سوار بر هواپیمایی کوچک در حال پرواز میبینیم. از آنجا که داستانهای هر قسمت مستقل از قسمتهای قبلی است چنین شروع مناسبی، این امکان را به وجود آورده است با آغاز هر قسمت مخاطبی که برای اولین بار به تماشای مجموعه نشسته است توان برقراری ارتباط و درک اتفاقات و شخصیتهای مجموعه را داشته باشد.
علاوه بر داستانهای مجموعه ملوچ، فضای کلی اثر هم در تناسب کامل با حال و هوای مخاطب مجموعه طراحی شده است. ملوچ و آرش در خانهای که اطراف آن پر از درخت و گل است، زندگی میکنند. شکل و شمایل خانه آنها یادآور خانههای دوست داشتنی و وسوسهانگیز شکلاتی است. حیاط خانه ملوچ و آرش بزرگ و سرسبز است طوری که میتوانند در حیاط توپ بازی و دوچرخهسواری کنند، حتی در گوشه حیاط، تابی به درخت وصل شده که اگر از بازیهای دیگر خسته شدند بتوانند با آن تاببازی کنند. این دنیای رویایی برای هر کودکی دلنشین و جذاب است. شاید در دنیای واقعی این نوع زندگی برای تعداد کمی از کودکان مهیا باشد. اما کودکان دیگر که تعداد آنها هم بسیار است، نمیتوانند در دنیایی همچون ملوچ و آرش زندگی کنند. با این حال مجموعه دارای نکات ظریفی است که باعث شده مخاطب نسبت به شخصیتهای داستان احساس ضعف یا حسادت نداشته باشند.
هرچند در ظاهر شخصیتهای مجموعه اغراقهای جزئی وجود دارد، اما همانطور که گفته شد کاملا رئال و واقعی هستند. این موضوع در مورد داستانهای مجموعه نیز صادق است، با این حال در نماهایی از مجموعه، غیرواقعی بودن دنیای ملوچ یادآوری میشود. نماهایی که خانه و شخصیتهای انیمیشن را در حالتی به تصویر میکشد که گویا آنها اسباببازیهای کودکی هستند و دور از چشم صاحب خود جان گرفتهاند و شروع به بازی و شیطنت کردهاند. به عنوان مثال در نمایی، راوی برای بیدار کردن آرش از دست خود کمک میگیرد. مقیاس دست راوی نسبت به اتاق و خود آرش کاملا بیانگر این مورد است. همین نکته ساده اما مهم هر از گاهی به مخاطب یادآوری میکند دنیای ملوچ و آرش واقعی نیست. بنابراین احساس ضعف یا حسادتی ایجاد نمیشود، در حالی که مخاطب از دنیای شاد و خوشرنگ و لعاب آنها لذت میبرد و میآموزد.
انیمیشن ملوچ را میتوان به عنوان انیمیشنی بدیع و تازه در نوع خود برشمرد. این انیمیشن با نگاهی روانشناسانه به مسائل پیش روی کودکان، در صدد رفع آنها و کمک به مخاطبان برآمده و به جرأت میتوان گفت در راستای اهداف مدنظر خود موفق ظاهر شده است.
صنم امامی، مسعود ترنجی، حامد مهریزیزاده(نویسندگان)، اژدر دلداده و مهدی خرمیان(انیماتورها)، امین سعیدی(تصویربردار)، محمد حماسی (دستیار تصویر)، محسن موسوی (افکتهای رایانهای)، ارشاد میرشجاعی(طراح کاراکتر)، جعفر سلیمزاده و فاطمه مسچی(طراح فضا)، مریم زینلزادگان(ساخت عروسک و آکسسوار)، رضا حماسی(تدوین) و محسن شوقینیا (مجری طرح) از جمله عوامل دستاندرکار در تولید مجموعه انیمیشن ملوچ هستند.
بهار عسگری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: