در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما سوار یک پیکان جوانان بودیم و پسر خالهام رانندگی میکرد. سرعت خودروی خاوری که کنارمان حرکت میکرد زیاد بود و در نهایت با آن تصادف کردیم. یادم میآید پدرم پابرهنه مرا بغل کرده بود و در جاده میدوید، شرایط بدی بود و دو بار بیمارستان عوض کردیم. به هرحال 32 سال از آن حادثه گذشته و از آن ماجرا جزئیات دقیقی به خاطر ندارم.
احمدی از حادثهای که در جریان ساخت فیلم «اسب حیوان نجیبی است به کارگردانی عبدالرضا کاهانی، رخ میدهد و میگوید. پارسا پیروزفر در نخستین روزهای فیلمبرداری وقتی درحال پایین آمدن از پلهها بود پایش پیچ خورد و آن را گچ گرفتند. یعنی او در حقیقت تا انتهای فیلمبرداری با پای گچ گرفته بازی کرد و کسی متوجه این قضیه نشد.احمدی این بار خاطرهای از فیلم بیست تعریف میکند: دعوایی که من و حبیب رضایی با آن دو نفر در فیلم میکنیم واقعی است. شاید باورش سخت باشد اما پای حبیب سر همین دعوا در رفت و کارش به بیمارستان کشید. ما بادنجان بمیم و کتک خورمان ملس است! چکی که پرویز پرستویی به من در فیلم بیست میزند واقعی است. او نمیخواست واقعا بزند و من به او التماس میکردم که بزن. در هفت برداشت این پلان را گرفتیم... دست آقای پرستویی هم ماشالله سنگین است...!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: