در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اینها حرفهای ساجده ـ م، خانم 42 سالهای است که زندگیاش را در مرز خطر میبیند. زندگی زناشویی چیزی نیست که یک روز آن را شروع کنید و مثل یک حساب پس انداز فراموش شده با آن رفتار کنید. اگر میخواهید از آن بیشترین بهره را ببرید باید همیشه فعال نگاهش دارید و در مورد بهترین سرمایهگذاری روی آن مطالعه کنید.
عواطف، سرمایهای است که ما از آن بهرهمند هستیم. چطور آن را تازه نگه داریم، چطور از قدرت آن برای پیشبرد زندگی استفاده کنیم و چطور کاری کنیم که تمام حرفها و حرکات ما مثل کلیدی باشد که قفل مشکلات رابطه را میگشاید.
راستی کلید اول
هر کسی از اینکه فکر کند کارها را برای او لاپوشانی میکنند و به هر دلیلی به او دروغ میگویند، بدش میآید. همسر شما هم از این امر مستثنی نیست.
نسرین میگوید: شوهرم مردی خشن است و گاه به خاطر خطاهای بچهها آنها را میزند. به خاطر همین ناچار میشدم بسیاری از امور را از او مخفی کنم. ترسی که از او در خانه حاکم شده بود، باعث شد که صداقت از خانه ما رخت بربندد.
اگر شما میخواهید رفتاری صادقانه ببینید در درجه اول باید ظرفیت پذیرش حقیقت را در خود بالا ببرید و رفتاری عادی از خود نشان دهید در مقابل همسرتان نیز با شما صادق خواهد بود.
نسترن، بانوی 37 سالهای است که از صداقت خاطرات جالبی دارد. او میگوید: من طوری تربیت شدهام که دروغگویی آزارم میدهد، خصوصا وقتی که راست گفتنم به کسی آزار هم نرساند. اوایل ازدواجمان بود و بعد از یک کوهنوردی عالی با همسرم سری به محل کارمان زدیم. آن زمان محل کار مشترکی داشتیم که روزهای آخر هفته هم فعال بود.
همسرم خواست جایی که رفته بودیم را به کسی نگوییم، اما سر و وضعمان کاملا نشان میداد کوه بودهایم. به همین دلیل وقتی از من پرسیدند گفتم کوه بودیم. همسرم آن روز ناراحت شد و به او گفتم که نمیتوانم دروغ بگویم. اوایل مرا مسخره میکرد، اما امروز به من افتخار میکند و صداقت را یکی از شاخصهای مهم اخلاقی من میداند.
صداقت باید در بیان واقعیات زندگی و احساسات و حالات روحی و روانی و نگرانیهای شما از مسائل نیز جاری باشد. صداقت را با مهربانی و وقتشناسی توام کنید.
آقایان خواهان رابطهای رک، مستقیم و شجاعانه هستند، بدون این که خشم و ملامتی در کار باشد. یکی از روشهای مسرتبخش این است که یاد بگیرید حقایق و نیازهای خود را به او منتقل کنید.
متکی به خود و توانا
سعیده میگوید: شاید مردان قدیم دوست داشتند زنشان تو سری خور، نیازمند و ناآگاه باشد، اما زندگی امروز فرق کرده است. مردان میخواهند همسرانشان همسطح خودشان باشند. اغلب این همسطحی در مورد درآمد، ظاهر و داراییها صدق میکند. سعیده که 3 خواهر دارد میگوید، خواستگاران من و خواهرانم اغلب این شرایط را عنوان میکردند و نقطه قوتی برای انتخاب همسرشان میدانستند.
امروزه یک مرد میخواهد همسرش او را به خاطر خودش بخواهد. یک مرد دوست دارد بداند نیازهای همسرش را برآورده میکند، اما در عین حال دوست دارد همسرش هم یکی از ستونهای محکم خانه باشد و همه هویت و فردیت خود را در ازدواج از دست ندهد. یکی از قدرتمندترین روشهای جذب مرد ایدهآل و تشکیل یک زندگی پرهیجان این است که برای خودتان زندگی مسرتبخش و کاملی داشته باشید.
آزادی روانی
سیما میگوید: شوهرم بگوید ف، من میروم فرحزاد. خوب میدانم کی کجا میرود و حتی به چه فکر میکند. او نمیتواند به من دروغ بگوید. موبایل او را هم گاهی چک میکنم و پیامهایش را میخوانم. به این مردها نمیشود اعتماد کرد!!!
خوب است که ما از همسرمان شناخت داشته باشیم، اما تا این حد زیر نظر گرفتن نیز نوعی کنترل و سلب آزادی است و جنبه تفتیش پیدا میکند.
آقایان به هیچ عنوان نمیخواهند زیر نفوذ کسی باشند. آنها نمیخواهند ذهن همسر خود را بخوانند یا سیگنالهای ارسالی او را ترجمه کنند و دوست ندارند کسی هم این کار را با آنها بکند. اگر میخواهید دل همسرتان را به دست بیاورید، اجازه دهید خودش درباره مسائل با شما صحبت کند و او را به خاطر هر مشکلی سرزنش نکنید. اگر شما شروع به ذهنخوانی و پیشبینی کنید دیگر چیزی برای گفتن باقی نمیماند. هر کسی نیاز به خلوت دارد، چه ذهنی و چه فیزیکی. برای داشتن یک رابطه موفق به فضاهای خصوصی هم احترام بگذارید.
ملکه قلمرو خود باشید
طاهره میگوید: از مادرم یاد گرفته بودم که زن نباید هوش خود را نزد همسرش نشان دهد، مردان، زنان باهوش را زیاد نمیپسندند. شنیده بودم که باید خود را وابسته به همسرمان نشان دهیم تا مرد بیشتر احساس قدرت کند و از زندگی با ما حس بهتری داشته باشد. حرفهایی از این قبیل زیاد شنیده بودم تا زمانی که ازدواج کردم. قبل از آن کلاس نقاشی میرفتم و تابلو میکشیدم. شاغل بودم و درآمد مستقلی داشتم و برای آیندهام سرمایهگذاری میکردم. شخصیت محکمی داشتم و اجازه نمیدادم کسی به من زور بگوید، ضمن اینکه با قدرت حریم خود را حفظ میکردم. اما بعد از ازدواج تغییرات زیادی کردم. کارم را کنار گذاشتم تا شوهرم ناراحت نشود که من به او نیاز ندارم. سرمایهگذاری را سپردم به او و خود را شکننده و وابسته نشان دادم. خیلی زود حس کردم شوهرم دارد از من سرد میشود و یکبار گفت: دلم برای آن طاهرهای که جسارت میخواست با او همصحبت شوی تنگ شده است. انگار همه چیز را با ازدواج رها کردهای. من عاشق آن طاهره بودم که میتوانست ملکه زندگی خودش باشد و به دنبال رشد و بالندگی خودش بود.
وفاداری تا همیشه
مریم میگوید: به نظر من راز موفقیت زناشویی در وفاداری است. او وفاداری را اینگونه تفسیر میکند: نه هنگام دعوا نه هنگام آشتی همسرت را با کس دیگری مقایسه نکنی. نه برای شوخی و نه به طور جدی از جذابیتهای خواستگاران و دوستان سابقت برای او نگویی و افسوس نخوری. نه در خواب و نه در بیداری رویا و حسرت کس دیگری را نداشته باشی و در تمام خانواده هیچ کس را به همسرت ترجیح ندهی، زیرا این کار باعث میشود برای رضایت شخص ثالث مشکلاتی را برای همسر خود پدید آوری. ممکن است ما والدین خود را بیشتر دوست داشته و محترم بشماریم، ولی وقتی ازدواج میکنیم نفر اول زندگی ما باید همسرمان باشد چه زن چه مرد اگر این مسائل را رعایت کنند خوشبخت میشوند.
وفاداری جزو بایدهای زندگی مشترک است. درواقع یک مرد همسری را میخواهد که از صمیم قلب به زندگی مشترک خود وفادار بماند. به اعتقاد خیلیها تعهد به معنای وفاداری و اشتیاق برای تلاش حتی در شرایط سخت زندگیاست.
خوشزبانی
از کلمات فاخر استفاده کنید. به جای اینکه به همسرتان بگویید فلانی !!! میتوانید بگویید عزیزم. جلوی دیگران حتما او را با پسوند آقا صدا کنید.
مردان به شنیدن تعریف و تمجید نیاز دارند، باید بدانند چه کارهای خوبی انجام دادهاند و آنقدر همسر خوبی هستند که عشق و قدردانی همسرشان را از آن خود کردهاند.
زهره زیارتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: