در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از دلایل این تعریف شاید به سویه همگانی و جمعیبودن رسانههایی مثل تلویزیون و روزنامه برمیگردد و کتاب بیشتر در مقام یک کنش فردی و دستکم رسانه خصوصی در نظر گرفته میشود. از سوی دیگر با بسط و گسترش رسانههای تصویری و دیجیتال میل به مطالعه کتاب هم کم شد و حتی به عنوان رقیبان جدی این یار مهربان گاه مورد نقد و نفرت اهالی مطالعه و فرهنگ قرار گرفت. به طوری که برخی از آنها رسانهای مثل تلویزیون را دشمن سرسخت کتاب و مطالعه دانسته و آن را مبلغ برنامههای سطحی و سرگرمکنندهای میدانستند که مانع بزرگی بر سرراه کتابخوانی است. شاید زمانی این نظریه واقعیت داشت، اما امروزه با تعامل رسانهای و خدمات متقابلی که بین رسانههای مختلف رخ میدهد این رقابتها به رفاقتهای رسانهای بدل شده و هر رسانهای میتواند به همتا و همخانواده خود کمک کند تا بیشتر دیده شود و تاثیر بگذارد.
البته حجم برنامههای تلویزیون ما با محوریت کتاب نسبت به مثلا موضوع ورزش خیلی کم است و انتظار میرود با توجه به افزایش مخاطبان تحصیلکرده و کتابخوان و اساسا نقش مطالعه و دانش و اطلاعات در جامعه اطلاعاتی و داناییمحور معاصر بیش از گذشته از ظرفیتهای رسانهای تلویزیون در جهت ترویج کتاب و کتابخوانی استفاده کرد و این نیازمند تمهیدات خلاقانه رسانهای است و صرفا نمیتوان به چند میزگرد و بحث و گفتوگو یا گزارش درباره اهمیت کتاب ـ که آن هم معمولا در مناسباتی مثل هفته کتاب یا نمایشگاه کتاب رخ میدهد ـ بسنده کرد. قطعا برای ترویج کتاب و کتابخوانی به تولید برنامههایی نیاز است که واجد جذابیتهای رسانهای بوده و تصویر دلنشینی از کتاب و کتابخوانی برای مخاطب ترسیم کند. استفاده از شیوههای غیرمستقیم بویژه در آثار نمایشی یکی از بهترین شیوهها برای تبلیغ کتابخوانی است. مثلا استفاده از کتابخانه در طراحی صحنه و دکور و پسزمینه فیلم و سریالها میتواند در ضمیرناخودآگاه مخاطب نفوذ کرده و به شکل غیرمستقیم و درونیتر به نهادینهکردن فرهنگ کتابخوانی در بینندگان منجر شود.
حتی صحنهها و سکانسها در کتابخانه و کتابفروشی و نمایش کتابخوانی شخصیتهای قصه یکی دیگر از این تمهیدات است که نباید آن را دستکم گرفت. یکی دیگر از راهکارهای خلاقانه که بتازگی شبکه یک سیما در این زمینه پیشقدم بوده، قرائت کتاب «دا» توسط بازیگران سینما و تلویزیون است که در یک مجموعه 150 قسمتی و در هر قسمت به مدت 15 دقیقه بخشهایی از این کتاب ـ که یک رمان دفاع مقدسی است ـ قرائت میشود. این برنامه اگرچه واجد نواقضی هست، اما میتوان یک تجربه مفید برای دستیابی به الگوی موفق از ساخت یک برنامه تلویزیونی درباره کتاب باشد. در این برنامه قرار نیست درباره اهمیت کتاب و کتابخوانی نصیحت و اندرز گفته شود، بلکه خود کتاب به شکل عینی و مستقیم قرائت میشود و البته سعی شده با کمک از برخی تمهیدات بصری، ساختار و روایت جذابتری از این الگو به تصویر کشیده شود تا جاذبههای برنامه صرفا به کتابخوانی ختم نشود.
نکته: اگرچه کتابخوانی تلویزیونی درباره کتاب «دا» یک نمونه مناسب برای ترویج رسانهای کتاب است، اما نباید صرفا به این کتاب محدود شده و این الگو میتواند درباره کتابهای دیگر در زمینههای گوناگون نیز اجرا شود
اگرچه کتابخوانی تلویزیونی درباره کتاب «دا» یک نمونه مناسب برای ترویج رسانهای کتاب است، اما نباید صرفا به این کتاب محدود شده و این الگو میتواند درباره کتابهای دیگر در زمینههای گوناگون نیز اجرا شود. در غیر این صورت این برنامه به تبلیغاتیبودن متهم شده و بتدریج تاثیرات خود را از دست میدهد. هرچند تبلیغ درباره کتاب حتی اگر یکسویه و جانبدارانه هم باشد زیانی ندارد، اما بحث بر سر این است که این برنامه به عنوان یک الگوی موفق تلویزیونی درباره کتاب باید درباره کتابهای دیگر نیز تجربه شود و از این طریق کتابخوانی به واسطه تصویر به یک فرهنگ و رفتارشناسی نهادینهشده در سطح جامعه بدل شود. یک عنصر مهم در این نهادینهشدن استفاده از چهرههای آشنا و بازیگران معروف در قرائت کتاب «دا» است.
در واقع این کار یک نوع دراماتیزهکردن فرهنگ کتابخوانی از طریق تلویزیون است به این معنی که خود این بازیگران و در اینجا قرائتکنندگان کتاب خود به عنوان الگوهای فرهنگی ـ هنری در جامعه از قدرت تاثیرگذاری و الگوپذیری بالایی برخوردارند که هریک از کنشهای آنها قابلیت تبدیل شدن به یک الگوی جمعی در جامعه را دارند. وقتی لباس پوشیدن بازیگر و مدل موی سرش به یک الگو برای نسل جوان بدل میشود، چرا این اتفاق در مورد یک رفتار فرهنگیتر مثل مطالعه و کتابخوانی رخ ندهد؟ قطعا کتابخوانی یک بازیگر محبوب سینما میتواند دستکم در بین طرفدارانش به ترویج کتاب و کتابخوانی بینجامد.
قرائت کتاب به واسطه تاکید بر خواندن شاید برای رسانهای مثل رادیو تناسب ساختاری بیشتری داشته باشد، لذا وقتی قرار است خواندن کتاب در تلویزیون صورت بگیرد باید در کنار شنیدنیبودن در عین حال دیدنی هم باشد، لذا باید به ساختار بصری آن توجه شده و مثلا با نشاندادن جلد و تصاویر کتاب یا گفتوگو با نویسنده و مترجم همچنین انتشارات و مردمی که آن کتاب را خواندهاند به جذابیتهای بیشتر برنامه بیفزاید. اینک کتابخوانی درباره «دا» باید نقطه عزیمت تلویزیون در جهت ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی شناخته شود و آغازی برای یک هدف متعالی به نام مطالعه باشد.
سیدرضا صائمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: