دیگر نمیشود یک اثر تلویزیونی ساخت و ضلع اساسی این هرم یعنی مخاطب و «نیاز» او را نادیده گرفت.
به همان اندازه که نگاه و استعداد یک هنرمند اهمیت دارد و باعث شکلگیری یک اثر هنری میشود این «علاقه» و «نیاز» مخاطب است که میتواند به نگاه و بضاعت یک هنرمند، سمت و سو بدهد و آن را به اوج برساند یا برعکس.
رفته رفته به این نگاه خریدارانه مخاطب در رادیو و تلویزیون اهمیت داده میشود که باعث بسی خوشحالی است؛ چرا که به همان میزان که به این مهم بها داده شود، خود بهخود سره از ناسره بازشناسی میشود و هر چیز به اندازه قدر و قیمت خود مقام مییابد.
نظرخواهی از مخاطبان این برنامهها خود تمهیدی است که بدانیم کدام آثار در مواجهه با مخاطب موفق بودهاند و چرا؟ یافتن چرایی موفقیت یک اثر رسانهای به همان اندازه پاسخ به چرایی بیاقبالی یک اثر در نظر مردم میتواند کارساز باشد.
در همه جای دنیا رسم است که سازندگان فیلم و سریال جامعه مخاطب خود را شناسایی میکنند و جذابیتها و فرازهایی در آثارشان لحاظ میکنند که میدانند باعث جذب مخاطب میشود.
حالا این جامعه مخاطب در هرجا تعریف خاص خودش را پیدا میکند. مطمئنا مخاطب فیلمهای هندی با مخاطب آثار هالیوودی تفاوتهای بنیادین دارند و هرکدام به دنبال محصول مورد علاقه خودشان هستند. در کشور ما هم باید چنین تعریفی بهوجود آید.
به نظر میرسد تعریف مخاطب عام بیش از حد کلی و غیرکاربردی شده است. ما در همه موارد نظرسنجی میکنیم اما کمتر از مخاطب آثارمان پرسیدهایم دوست دارند در یک اثر تلویزیونی دقیقا نظارهگر چه چیزی باشند و جای خالی چه آثار نمایشی را در برنامههای مختلف تلویزیون احساس میکنند.
واقعیت این است که برنامهسازی تلویزیونی یکی از سختترین کارهاست، چرا که الگویی که امروز ممکن است کارآمد و فوقالعاده باشد، ممکن است مدتی دیگر هیچ جذابیتی نداشته باشد.
ویژگی تلویزیون این است که «پارامترهایش» مدام در حال تغییر است و برای بهروز بودن و پرمخاطب بودن باید «ایده»های تازهای به کار بست؛ ایدههایی که ممکن است بسیاری از باورهای رسانهای ما را زیر و رو کند.
مهدی غلامحیدری - گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم