در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نزاعی که گاه بر سر کشمیر و گاهی حمایت از استقلال بنگالها، هندوها و مسلمانان را رودرروی یکدیگر قرار داده است و این میراثی که بریتانیاییها بعد از حدود 200 سال حکومت بر شبهقاره از خود به جای گذاشتند، عهدی است دیرینه که انگلوساکسونها در جای جای کشورهای مستعمره نشان دادهاند سخت بهآن پایبندند و از این رهگذر سیطره خود را بر مناطقی که روزگاری متحد بریتانیای کبیر بودهاند، حفظ میکنند و این واقعیتی است که دیویدکامرون، نخستوزیر انگلیس در جمع دانشجویان پاکستانی بر آن صحه گذارد و گفت: انگلیس عامل بسیاری از بحرانها و مشکلات جهان از جمله مناقشه کشمیر بین هند و پاکستان است. فرض جدا بودن جامعه مسلمانان از هندوها و سیکها از نظر عقیدتی و حقوق سیاسی و اجتماعی اولین بار توسط شاه ولیالله و سید احمدخان مطرح شد و سپس علامه اقبال به آن تاکید کرد.1 علامه اقبال لاهوری در کنفرانس سالانه مسلملیگ سال 1930 برای نخستینبار نظریه 2 ملت و ایجاد یک کشور مستقل اسلامی را مطرح ساخت و بصراحت اعلام کرد: باید حق تعیین سرنوشت 2 ملت هند و مسلمان به خودشان واگذار شود. وی همچنین نامههای متعددی به محمدعلی جناح نوشت و از ضرورت تشکیل کشور مستقل اسلامی برای مسلمانان نوشت. جناح اوایل طرفدار وحدت هندوستان بود، اما پس از آن که به حزب مسلملیگ پیوست، با اقبال هم عقیده شد.2
10 سال پس از آن که علامه اقبال دم از ایجاد یک کشور مسلمان مستقل زد، محمدعلی جناح به عنوان رهبر مسلملیگ 23 مارس 1940 در اجتماع بزرگی که در شهر لاهور تشکیل شده بود، ضمن سخنرانی مهم و تاریخی خود، قطعنامهای را در تشکیل کشور پاکستان قرائت کرد که به قطعنامه پاکستان معروف شد؛ 7 سال بعد این آرمان تحقق یافت و سال 1947 کشور مستقل پاکستان به وجود آمد. 3
امری که ظاهرا راه مفری از آن نبود، چرا که به نظر میرسید مسلمانان و هندوها تحت حاکمیتی واحد نمیتوانند زندگی مسالمتآمیزی داشته باشند، مگر آن که اقلیت مسلمان در شبهقاره از حقوق اجتماعی و سیاسی خود صرفنظر میکردند و برای همیشه تحت سیطره هندوها باقی میماندند. تقسیم شبهقاره به 2 کشور هند و پاکستان به آرامی صورت نگرفت، بلکه با شورشها و تنشهای قومی و مذهبی بخصوص بینمسلمانان و هندوها همراه بود؛ به نحوی که حدود نیممیلیون نفر در این درگیریها جان خود را از دست دادند. تعداد کشتهشدگان در ایالت پنجاب از بقیه نقاط بالاتر بود، چرا که این منطقه به 2 تکه تقسیم شد؛ بخشی جزو هند و بخشی دیگر آن جزو پاکستان قلمداد گردید، اما آنچه در این میان به مثابه مشکلی لاینحل تا به امروز باقی مانده است، مساله ایالت مسلماننشین کشمیر است. هنگام تقسیم مستعمره شبهقاره بنا بود ایالتهای مسلماننشین به پاکستان و مابقی به هندوستان تعلق گیرد. در ایالت کشمیر با این که 80 درصد مردم مسلمان بودند «هرسینگ» مهاراجه هندو به عنوان حاکم ایالت کشمیر در نقش داوری قرار گرفت که هرگز صلاحیت نداشت بر سرنوشت بیش از 80 درصد مردم به قضاوت بنشیند.4
سرانجام مهاراجه هندو در 26 اکتبر 1947 ایالت کشمیر را وارد اتحادیه هندوستان کرد و این تصمیم سبب ایجاد بحرانی در پاکستان شد5 که تا به امروز ادامه دارد و مسبب جنگها و درگیریهایی بین دو ملت گردید.
نبرد یکم
پس از اعتراض پاکستان به تصمیمی که حاکم ایالت کشمیر گرفت، اکتبر 1947 بین 2 کشور تازه استقلالیافته جنگی رخ داد که تا ژانویه 1949 ادامه داشت. اول ژانویه 1948 دولت هند به شورای امنیت اطلاع داد که قبیلههای پتان در ایالت مرزی پاکستان به کشمیر حمله کرده و به حوالی سرینگر رسیدهاند. دولت پاکستان نیز متقابلا در 15 ژانویه علیه هند به شورای امنیت شکایت کرد و الحاق جامو و کشمیر به هند را یک عمل غیرقانونی دانسته، خاطرنشان ساخت که قوای نظامی هند دست به کشتار مسلمانان در کشمیر زدهاند. به این ترتیب ، جنگ اول هند و پاکستان که مدتها قبل زمینه آن فراهم شده بود گسترش یافت و پاکستان، کشمیر آزاد را ایجاد کرد. 18 آوریل 1948 شورای امنیت به علت عدم پیشرفت توافق بین هند و پاکستان قطعنامهای را که از سوی کشورهای کانادا، بلژیک، چین، کلمبیا، فرانسه و آمریکا تهیه شده بود، صادر کرد. بندهای این قطعنامه عبارت بودند از:
1 ـ عقبنشینی نیروهای 2کشور از کشمیر
2 ـ افزایش اعضای کمیسیون کشمیر سازمان ملل از 3 عضو به 5 عضو
3 ـ مراجعه به آرای عمومی، تحت نظارت دفتر انتخاباتی که مدیر آن را دبیرکل سازمان ملل تعیین کند.6
که این آخری هرگز به مرحله اجرا درنیامد کما این که وعده لعل نهرو نیز هیچگاه رنگ واقعیت به خود نگرفت، وی 4 روز پس از الحاق کشمیر به هند، در تلگرافی به نخستوزیر پاکستان اعلام کرد: «این قول ما که پس از بازگشت آرامش و امنیت، ارتش خود را فراخواهیم خواند و اخذ تصمیم در مورد آینده ایالت را به رای مردم خواهیم گذاشت، فقط در برابر شما نیست، بلکه در برابر مردم کشمیر و تمام دنیا نیز هست.» 7
طی این جنگ، پاکستان حدود یکسوم از سرزمین کشمیر را که قسمتهای بلتستان و گلگیت را شامل میشد، تحت عنوان کشمیر آزاد از هندوستان جدا ساخت.
نبرد دوم
5 آگوست 1965 بحران جدیدی درباره کشمیر آغاز شد، زیرا هندیها، پاکستان را متهم کردند که سپاهیان پاکستانی از خط آتشبس به آن سمت نفوذ کرده و به سوی گشتیهای هندی تیراندازی میکنند و این اتفاق، آغاز جنگی دوباره میان دو ملت بود.8
9 جولای 1965 یکی از رهبران کشمیر به نام میرواعظ محمد فاروق بصراحت اعلام کرد که مردم کشمیر، هندوستان را از منطقه بیرون خواهند کرد. در 8 آگوست 1965 شورای انقلابی کشمیر تشکیل شد و به نمایندگی مردم کشمیر، تمام معاهدههایی که تا آن زمان میان حکومتهای کوچک و بزرگ کشمیر و دولت هند، منعقد شده بود را مردود اعلام کرد. این شورا همچنین اعلام کرد که جنگ مردم کشمیر تا اخراج نیروهای هند ادامه خواهد یافت. مسلمانان کشمیر نیز به ندای شورای انقلاب لبیک گفته و به نهضت پیوستند. تعدادی از ساکنان کشمیر آزاد نیز از خط آتش بس گذشته وبه یاری نهضت آزادیبخش کشمیر شتافتند. حکومت هند، پاکستان را متهم کرد که نیروهای مسلح نظامی خود را برای انجام فعالیتهای خرابکارانه به کشمیر میفرستد. به این بهانه هند تعداد نیروهای خود در کشمیر را به چند برابر رساند که در نتیجه خشونتها افزایش یافت.9 حکومت هند که دولت پاکستان را در این ناآرامیها دخیل میدانست، تلاش کرد تا به دنیا بقبولاند که این شورشها مردمی نیست. لعل بهادر شاستری نخستوزیر هند اعلام کرد که چون عمال پاکستان سبب تظاهرات و طغیانهای مردم در جامو و کشمیر گردیدهاند، حکومت هند ناچار خواهد بود برای اعاده امنیت و فرونشاندن قیام به قوه قهریه متوسل شود.10 در جریان اوج تظاهرات و ناآرامیهای مردم کشمیر در آگوست 1965 نیروهای هند با عبور از خط آتش بس دست به تهاجم نظامی علیه پاکستان زدند. چاوان، وزیر دفاع هند، در توجیه این حمله گفت که نیروهای هند به خاطر جلوگیری از هجوم نیروهای پاکستان از خط آتشبس گذاشتهاند. جنگ با شدیدترین برخوردهای نظامی بیست روز اول سپتامبر 1965 ادامه داشت. اف. شیویل خبرنگار ویژه روزنامه فرانسوی فیگارو 13 اکتبر 1965 در گزارشی مشاهداتش از جنگ را چنین منعکس میکند: 2 ماه است که در کشمیر جنگ چریکی جریان دارد و از هفتهها پیش تاکنون به دلایل شرایط سخت مبارزه، صفهای طویلی از مهاجران به سوی کشمیر آزاد تشکیل شده است. این روستاییان بدبخت از خانههای خود رانده شدهاند، در حالی که خاطرات روستاهای آتش زده شده، زنان تجاوز شده و انسانهای در حال مرگ را با خود همراه دارند. سرانجام با پا درمیانی سازمان ملل و روسیه طی موافقتنامه تاشکند هر دو طرف متعهد شدند که برای حل منازعات خود به قوای نظامی متوسل نشوند و به این صورت جنگ دیگری به پایان رسید، اما بحران کشمیر و تیرگی روابط هند و پاکستان همچنان ادامه یافت.
نبرد سوم
بعد از پایان یافتن دومین جنگ هند و پاکستان باردیگر ناآرامیها و آشوبهای د اخلی پاکستان آغاز شد. افکار تجزیهطلبانه در پاکستان شرقی شدت گرفت که با احیای ناسیونالیزم بنگالی زمینهساز سومین جنگ هند و پاکستان شد.
مسلمانان پاکستان شرقی که از نابرابری امکانات با پاکستان غربی به ستوه آمده بودند، چاره را در خیزش اجتماعی و اعلام استقلال از پاکستان غربی یافتند. بنگالیها به دلایل زیر خواستار استقلال و ایجاد کشوری مستقل به نام بنگلادش بودند:
1 ـ فاصله جغرافیایی میان 2نیمه پاکستان
2 ـ تبعیض در صرف بودجههای نظامی که بیشتر در ارتش پاکستان غربی مصرف میشد.
3 ـ اکثر مقامات و مشاغل حکومت مرکزی در دست اهالی پاکستان غربی بود.
4 ـ بیشتر کارخانههای بنگال به مردم پاکستان غربی تعلق داشت.
5 ـ بنگال شرقی به صورت منطقهای کشاورزی و تولیدکننده مواد خام باقی ماند.11
مخالفت دولت و رهبران ارتش و احزاب سیاسی پاکستان غربی با خواسته بنگالیها منجر به مهاجرت آنان به سوی ایالتهای همجوار در هند شد. 10 میلیون مهاجر بنگالی به هند رفتند.
مشکلات عدیده ناشی از این مهاجرت و اختلافهای دیرینه هند و پاکستان انگیزهای برای شروع جنگ سوم هند و پاکستان شد.
25 مارس 1971 جنگ داخلی پاکستان با فرمان پرزیدنت یحیی خان به نیروهای هوایی و تانکها برای درهم شکستن جنبش پاکستان شرقی آغاز گردید. نزدیک به یک میلیون نفر از مردم پاکستان شرقی یا در جنگ کشته شدند یا بعد اعدام گردیدند.12
به علت حضور سپاهیان هند 3 دسامبر 1971 در شرق پاکستان جنگ شعلهور شد. در زد و خوردهای 14 روزه نیروی هوایی و دریایی برتر هند به آسانی نیروهای پاکستان را در محاصره خود قرار داد و از رسیدن آذوقه به پاکستانیها به هر طریق جلوگیری کرد. 6 دسامبر، هند دولت بنگلادش را به رسمیت شناخت و شیخ مجیبالرحمن رهبری این کشور جدید را در 21 ژانویه 1972 به دست گرفت.13
به این صورت با شکست ارتش پاکستان در بخش شرقی، در پاکستان غربی نیز آتشبس برقرار شد و بنگلادش به عنوان کشوری مستقل به آرامش رسید، اما آنچه کماکان بدون حاصل باقی ماند، درگیریهای دو دولت به خاطر حاکمیت بر سرنوشت مردم ستمدیده کشمیر است. اگر قطعنامه سازمان ملل مبنی بر آرای مردم کشمیر اجرایی میگشت یا طبق قولی که لعلنهرو به جهانیان داد تا با رای مسلمانان کشمیر، سرنوشت آن منطقه مشخص شود، احتمالا این منطقه امروز جزئی از خاک پاکستان به شمار میرفت، اما هماکنون مردم ایالت کشمیر خواهان استقلال هستند چراکه تنها حاصلی که جنگهای 2دولت هند و پاکستان بر سر کشمیر برای مردمان این منطقه به یادگار گذاشته ، تنها زخمی است که بر بدن مردمان کشمیر نشسته است.
مسلم تهوری
پانوشتها:
1 ـ موثقی، سیداحمد، جنبشهای اسلامی معاصر، ص 322 .
2 ـ سیدناصری، حمیدرضا، کشمیر گذشته، حال، آینده، ص 70 .3 ـ همان، ص 71 .4 ـ الطاف حسین، کشمیر بهشت زخم خورده، ترجمه: فریدون دولتشاهی، ص 172 .5 ـ باومن، جان، روزشمار تاریخ قرن بیستم، ترجمه: یحیی افتخارزاده، ص 311 .
6 ـ سیدناصری، حمیدرضا، کشمیر گذشته، حال، آینده، ص 81 .7 ـ همان، ص 428 .8 ـ باومن، جان، روزشمار تاریخ قرن بیستم، ترجمه: یحیی افتخارزاده، ص 402 .9 ـ سیدناصری، حمیدرضا، کشمیر گذشته، حال، آینده، ص 97 .10 ـ همان، ص 98 .11 ـ فرزین، زیبا، بنگلادش، صص 151 ـ 152 .
12 ـ باومن، جان، روزشمار تاریخ قرن بیستم، ترجمه: یحیی افتخارزاده، ص 432 .13 ـ همان، ص 433.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: